22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 58980
شنبه 15 ارديبهشت 1397 , 14:21
شنبه 15 ارديبهشت 1397 , 14:21


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

دیدار چهره به چهره جانبازان با نسل جوان در اهواز
همزمان با اعیاد شعبانیه، به مناسبت روز پاسدار و روز جانباز، طی مراسمی در دبیرستان شاهد عفاف اهواز از مقام شامخ جانبازانی که فرزندانشان در این مدرسه مشغول به تحصیل هستند تجلیل به عمل آمد.
فاش نیوز - همزمان با اعیاد شعبانیه، به مناسبت روز پاسدار و روز جانباز مراسمی با حضور کارکنان بنیاد شهید منطقه و مدیران آموزش و پرورش در دبیرستان شاهد عفاف اهواز برگزار گردید و از مقام شامخ جانبازانی که فرزندانشان در این مدرسه مشغول به تحصیل هستند تجلیل به عمل آمد.
زیبایی این مراسم به یادماندنی و پرشور از آن جهت بود که دانش آموزان دبیرستان از نزدیک با اسوه های صبر و مقاومت دیدار کردند و از حماسه شورآفرینشان در هشت سال دفاع مقدس مطلع شدند.
لازم به ذکر است که 22 جانباز و آزاده سرافراز در این مراسم حضور داشتند. دیدار چهره به چهره نسل جوان با جانبازان معزز یکی از روش های برجسته برای نشر ارزش های دفاع مقدس و شهادت می باشد.
گزارش از جعفری
کد خبرنگار: 17


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
















زيرِ گوشِ دلم هزاران بار
خواندم از عشق برحذر باشد
خيرهسر يكنفس مرا نشنيد
حال بگذار خون جگر باشد
این لجوج،این صمیمی،این ساده،
خون نمیشد اگر، نمیفهمید
زود جا باز میکند در دل
عشق هر قدر مختصر باشد
من و دل هر چه نابلد بودیم
عشق در کارِ خویش وارد بود
من و دل را نخوانده از بر داشت
تا نگاهش به دور و بر باشد
آمد و با خودش دلم را برد
در دلِ کوچه های حیرانی
مانده ام با خودم؛ چرا آمد؟
او که میخواست رهگذر باشد
با بهار آمدی به دیدارم
با بهار از کنارِ من رفتی
گلِ من! فرصتِ تماشایت
کاش میشد که بیشتر باشد
قول دادی که سالِ آینده
با بهاری دوباره، برگردی
سالِ آینده ما اگر باشیم
سالِ آینده ای اگر باشد
سفرت خوش گلِ همیشه بهار!
با تو بودن معاصرِ من نیست
این خزانی، سرشتش این گونهست:
عمرها بی تو در سفر باشد«°_°»
شُکرِ او که همیشه در همه حال
جای شکرِ عنایتش باقیست
عینِ شُکرست اینکه ابرِ بهار
چشمهایش همیشه تر باشد
ما که در کنجِ غربتی ابری
هی خبرهای داغ میشنویم
روزیِ صبحِ آسمانِ شما
قاصدکهای خوشخبر باشد
کلماتِ مرا نمی شنوی؟
دوست داری که بیصدا باشم؟
با تو بی واژه حرف خواهم زد
باز گوشَت به من اگر باشد
تو زبانِ سکوت را بلدی،
بلدی بشنوی سکوتِ مرا
من سکوتم، تو بشنو و بگذار
گوشِ اهلِ زمانه کر باشد: ...