شنبه 16 بهمن 1400 , 10:24




نحوه شهادت «یحیی نظری»
شهید یحیی نظری ۱۱ بهمن سال ۱۳۶۶ به گونهای شهید شد که پیکر قطعه قطعه او را درون دبه جمع کردند.
یکی از همرزمان شهید یحیی نظری مصلح به بیان روایتی از نحوه شهادت این شهید دفاع مقدس پرداخت که آن را در ادامه میخوانید:
شهید یحیی نظری از قدیمیهای یگان دریایی لشکر ۱۰ سیدالشهدا و فردی شجاع و پرتلاش بود.
زمستان سال ۱۳۶۶ برای ترمیم موانع و میدان مین مقابل پاسگاهها در جزیره مجنون شمالی کنار جاده خندق ماموریت پیدا کردیم.
لشکر ۱۰ خط پدافندی داشت و رزمندههای یگان دریایی در پاسگاهها مستقر بودند. هر روز بعد از طلوع آفتاب لباس غواصی میپوشیدیم و تعدادی مین ضد نفرات جهنده M۱۶ و چند توپ سیم خاردار بار قایق میکردیم و با هماهنگی مسوول محور لشکر ۱۰ که در جزیره مسوولیت داشت به سمت پاسگاهها و کمینها که جلوترین مواضع ما مقابل دشمن بود و داخل نیزارهای جزیره روی آب مهار شده بود میرفتیم و تا ظهر سعی میکردیم موانع یک کمین و یا یک پاسگاه را ترمیم کنیم.
کار سخت و پر استرسی بود. مین گذاری در شرایط معلق در آب و با استفاده از لباس غواصی خیلی خطر داشت. در این مدت شهید یحیی نظری خیلی با ما همراه بود، با توجه به اینکه آنجا مسوولیت بعضی از پاسگاهها و کمینها را داشت باز هم خودش سعی میکرد با قایق ما را اینور اونور ببرد.
تا اینکه یک روز غروب که از کار برگشتیم شنیدیم یحیی شهید شده. آنجا هم با تانک تیر مستقیم میزد و هم با کاتیوشا و خمپاره هر از گاهی دشمن آتیش میریخت. نمیدانستیم یحیی با ترکش کدام یک از اینها شهید شده، اما هر چه بود بدن قطعه قطعه تکانمان داد.
از قایق که روی خشکی پیاده شدیم پرس جو کردم از بچههای یگان دریایی که پیکر یحیی کجاست؟ گفتند مقابل یک سوله توی مقر یگان دریایی قرار دادند. گفتم پیکر بچه محلمان را قبل از اینکه عقب ببرند ببینم. با دوستان رفتیم آنجا.
هوا تاریک بود و با موتور برق چند تا لامپ روشن کرده بودند، وقتی مقابل سوله رسیدم سوال کردم پیکر شهید یحیی کجاست؟ یکی از دوستانش که داشت گریه میکرد به دبه پلاستیکی بزرگ که کنار سوله بود اشاره کرد و گفت پیکر قطعه قطعه شده را داخل آن جمع کردند.
از شهید یحیی نظری با اون هیکل ورزشی و قد بلند چند کیلو کوشت و پوست و استخوان له شده ماند که آن جسم قطعه قطعه شده در گلزار شهدای تهران دفن شد.
شهید یحیی نظری ۱۵ مهر ۱۳۴۷، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش شیرزاد، آشپز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. یازدهم بهمن ۱۳۶۶، با سمت فرمانده گروه غواصی در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت گلوله توپ به شهادت رسید. مزار وی در بهشتزهرای شهرستان تهران واقع است.
توپ مستقیم دشمن به سنگری خورد که تقریبا سنگر دیده بانی ما در کمین بود و یحیی عزیز داخل آن بود و من در وردی سنگر
من را کمی موج گرفت آنهایی که در معرض توپ مستقیم قرار گرفتن میدونن که چه موج انفجار شدید ی داره
از شهید یحیی فقط توانستیم دو پای مطهر و قطعاتی از تن مطهر ایشان را جمع کردیم و فرستادیم یگان


















سلام و درود خداوند بر شهیدان
الان ساعت سه و نیم عصر
یازده بهمن سال چهار صد و یک
حقیر در سی و پنجمین سالگرد شهادت شهید یحیی نظری بر سر مزار ش در بهشت زهرا س هستم
چون چند سالی بود که توفیق حضور بر مزار شهید را نداشتم برای پیدا کردن مزار شریف ش در اینترنت جستجو کردم که این صفحه را مشاهد کردم
و خاطره نوشته شده را خواندم
من این سعادت را داشتم که در لحظات شهادت این شهید عزیز در کنار ایشان بود
کمین ما در جزیره مجنون که روی آب بود
روز یازده بهمن ماه سال شصت و شش ما آماده میشدیم برا دهه مبارک فجر تقریبا از ظهر کمین ما که فکر کنم کمین سه بود و اطراف توسط دشمن مورد حمله خمپاره ای و توپ مستقیم قرار گرفت ما با مسئولین گردان مطرح کردیم و شهید یحیی نظری که جانشین بودن بلا فاصله با یه قایق خودش را به کمین رساند ما در گوشه کمین چند شناور را روی هم قرارداده بودیم و یک سنگر درست کرده بودیم با انکه در داخل نی استترار شده بود نوعی دیدگاه ما بود و اطراف آن با گونی های حاوی خاک و ماسه ایمن سازی شده بود یحیی عزیز رفت داخل سنگر منم پشت سر ایشان بودم
که ناگهان (در حدود ساعت سه تا چهار ) با یک توپ مستقیم و انفجار شدید کمین و سنگر در هم پیچید بعد از چند لحظه که گویی موج شدید توپ مستقیم ما را که ترکشی هم نخورده بودیم گیج کرده بود ابتدا یکی از دوستان که الان اسم ش یادم نیست و فکر کنم بچه ساوجبلاغ کرج بود شدید مجروح شده بود گذاشتیم قایق تا بیاورد عقب که شهید شدن
همزمان من دنبال یحیی بودم انگار نمیخواستم قبول کنم که توپ مستقیم به سنگری خورد که یحیی داخل آن بود کمی که آب آرام گرفت پاهای مبارک شهید را در داخل آب دیدم
از آن هیکل درشت و قد بلند فقط دو تا پا و مقداری از قطعات مطهر شهید را جمع آوری کردیم و فرستادیم یگان
من شجاعت و لحظه شهادت این شهید عزیز را فراموش نمیکنم
و سعی میکنم با حضور در مزار شهید و قرائت فاتحه یاد شهید بوده وکمی یاد ان روزهای نورانی باشم انشاءالله در قیامت ما را شفاعت کنن
09122339799