23 مهر 1405 / ۰۳ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 91209
یکشنبه 12 تير 1401 , 11:28
یکشنبه 12 تير 1401 , 11:28


آمریکا در ایران سفارت ندارد ولی سفیر دارد!
حسین شریعتمداری
زینب کبری(س) شخصیتی تاریخساز و هویّتآفرین
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی
روبیو و جای خالی نیچه
سیدمهدی حسینی
آینهای مقابل دولت
سید محمدعماد اعرابی
نفهمید «حریفت ما هستیم» یعنی چه؟
محمد ایمانی
مردم قربانی آزمونوخطای سامانهها
سیدرضا موسوی فاضل
زبان فارسی، میراث ماندگار هویت ایرانی
محمدرضا الهی
اصلاحات واقعی، نه تسلیم در برابر مافیا و رانت!
علیرضا ضابطی سیستان
حافظکشی بهرسم دیوانگان!
غلامرضا صادقیان
یمن اگر این «اینشتین»ها را داشت!
جعفر بلوری
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری


رزمندهای کوله به پشت
مریم عرفانیان
هر وقت دچار خستگی میشوم به یاد مهدی میرزایی و خستگیناپذیریهایش آرام میشوم. او نمیخوابید تا زمانی که هنگام کار خوابش میبرد. بارها دیده بودم از خستگی بیهوش میشد، حتی آب هم روی سروصورتش میریختیم؛ به هوش نمیآمد! اگر بقیة رزمندهها در شبانهروز ۵ ساعت میخوابیدند، او ۲ ساعت هم نمیخوابید. شب عملیات خیبر فرمانده که حاج اسماعیل قاآنی بود، گفت: «چون آقا مهدی امروز عصر برای شناسایی رفته، امشب رو استراحت کند تا برای تکهای فردا آماده باشد.»
اما مهدی قبول نکرد و گفت: «با شما میآیم.»
همراه مهدی که با لباس خیس از شناسایی برگشته بود، درحالیکه پتویی روی او انداختیم به طرف نصر یک حرکت کردیم. میرزایی پشت سر من میآمد. او پیشانیاش را روی شانه من گذاشته بود و به همان شکل خوابیده بود. اول گمان نمیکردم خواب باشد، وقتی گلولهای آمد و من خیزش کردم آقا مهدی خلاف جهت من روی زمین افتاد! یک لحظه فکر کردم ترکشخورده؛ ولی بعد متوجه شدم خواب است! تمام مسیر را با همین حالت که راه میآمد خواب بود!
هیچوقت ندیدم برای استراحت پتو پهن کند یا اتاق و سنگری ویژه داشته باشد. به تعبیری او رزمندهای کوله به پشت بود. همین سادهزیستیاش باعث شد، کمتر او را بشناسند.
بر اساس خاطرهای از شهید مهدی میرزایی صفیآباد
راوی: ماشاالله آخوندی همرزم شهید
منبع: کیهان


شهیدی که توفیقات موشکی امروز یمن مدیون اوست
سیدهفاطمه ساداتکیایی
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»















