06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 105340
چهارشنبه 17 آبان 1402 , 10:56
چهارشنبه 17 آبان 1402 , 10:56


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


با سربازها سفرهام یکی است
فاش نیوز - یکی از همکارانش میگفت: «وقتی حاجآقا ارومیه بودند، یک شب فهمیدم تب کردند. به یکی از همکاران گفتم که بهتره بریم برای ایشان سوپ و غذا بخریم که حالشان خیلی بد است. همکارم گفت: قبول نمیکند. گفتم: چرا قبول نکند؟! رفتیم و کمی سوپ و یکپرس برنج گرفتیم. وقتی برگشتیم حاجآقا شوشتری مشغول نماز خواندن بودند. غذا را روی میز دفتر کار ایشان گذاشتیم و رفتیم بیرون. بعد از نماز صدایم زد: این چه کاریه کردی؟ گفتم: چون حال نداشتید، رفتیم و غذا خریدیم. گفت: امشب به سربازهای پادگان هم همین غذا رو میدهید؟ با اشاره به غذا گفت: اینها رو بردار ببر، نمیخورم. پولش رو اگر از بیتالمال دادید پس بده؛ اگر هم پس نگرفتند، پول غذا رو بدهید و باشد برای خودتان. من با سربازها سفرهام یکی است. غذا رو برداشتیم و آمدیم بیرون. آن شب غذای سربازهای پادگان آش بود. آقای شوشتری هم با آن حال بیمار همان آش رو خوردند!»
خاطرهای از شهید نورعلی شوشتری
راوی: طیبه دُرری سرولایتی، همسر شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان

















