06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 106119
چهارشنبه 08 آذر 1402 , 11:10
چهارشنبه 08 آذر 1402 , 11:10


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


خودسازی
فاش نیوز - اقوام مىدانستند که ولىالله مىخواهد جبهه برود، برای همین به دیدن او آمده بودند. تابستان بود و داغی هوا زیاد. همه در اتاق زیر کولر نشسته بودند؛ اما ایشان روى تختى وسط حیاط بود! آنقدر آفتاب به تخت تابیده بود که دست را مىسوزاند. آقا ولى روى همان تخت به نماز ایستاد. گفتم: «مادر جان! بیا تو اتاق نماز بخوان.»
در جوابم گفت: «شما بروید به میهمانها برسید. انسان باید خود را بسازد و آماده کند.»
آنقدر نمازهایش را طول مىداد و با خلوص نیت مىخواند که گاهی حسرت مىخوردم خداوند به یک نفر چنین لیاقتى داده است. شبها با صداى مناجاتش از خواب بلند مىشدم و مىدیدم با صداى بلند گریه میکند و آمرزش میخواهد.
خاطرهای از شهید ولیالله چراغچی
راوی: فخری معیندرباری، مادر شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان

















