17 خرداد 1405 / ۲۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 108632
چهارشنبه 02 اسفند 1402 , 09:33
چهارشنبه 02 اسفند 1402 , 09:33


پایان برزخ راهبردی
علیرضا رجائی
آنجا که کرامت انسانی در سکوت خاک میشود
داود گودرزی
خروج اورانیوم از کشور؛ یعنی خلعسلاح ایران
حمیدرضا مرادی
دو بزنگاه کنونی دشمن در جنگ ترکیبی
سعدالله زارعی
روحالله!
سید محمدعماد اعرابی
پیدا و پنهان نقض آتشبس
محمد ایمانی
فرجامِ حتمیِ استکبار و شکوهِ بیبدیلِ ایستادگی
علیرضا ضابطی سیستان
معادلهٔ معکوس، از «جنگ محدود» تا «صلح فرسایشی»!
امانالله دهقان فرد
سهگانهی رابطه، ظلم و سکوت
قنبر مبارز
مرگ بر کدخدا خدا اینجاست!
حسین شریعتمداری
مردمی که قدر «غدیر» را دانستند
عباس شمسعلی

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
تنگه هرمز یا استخر شخصی مار-آ-لاگو؟
محمدرضا الهی

هیچ وقت نمیتوانی از ایرانی بیگاری بکشی
فاش نیوز - یکی از خلبانان آزاده جنگ تحمیلی تعریف میکند: «در دوران اسارت، چند نفر از بچهها برای بیگاری در خارج از اردوگاه انتخاب شدند. یکی از اسرا کشیدهای در گوش افسر عراقی زد تا بفهمد نمیتواند از ایرانی بیگاری بکشد.»
سومین نشست روایت پنهان با موضوع خاطرات خلبانان آزاده از دوران اسارت، در سالن صفارزاده حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد. آزادگان غلامرضا یزد، محمدصدیق قادری، حسینعلی ذوالفقاری و بهرام علیمرادی از خلبانان نیروی هوایی، سرهنگ غلامرضا شهپرست و سرهنگ صفرعلی ناطقی از خلبانان هوانیروز، احمد مهرنیا خلبان نیروی هوایی ارتش، نویسنده و پژوهشگر، اصغر عزیزی رئیس کمیسیون اسرا، محمد قبادی نویسنده و پژوهشگر، صادق وفایی نویسنده و خاطرهنگار و ساسان ناطق نویسنده و مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت از حاضران این نشست بودند.قادری در این نشست تعریف کرد: «در ایام اسارت فرمانده اردوگاه دستور داده بود چندین نفر از سپاهیها و بسیجیهای در بند برای بیگاری انتخاب شوند. هیچ وقت فراموش نمیکنم زمانی که آن افسر عراقی این بچهها را برای بیگاری به بیرون اردوگاه هدایت میکرد، یکی از اسرا در مقابل او ایستاد و گفت: «این اسرا را کجا میبری؟» آن افسر در جواب او گفت: «برای بیگاری به بیرون از اردوگاه میبرم.» این برادر غیرتمند با فریاد به این افسر عراقی گفت: «هرگز نمیتوانی از ایرانی بیگاری بکشی.» افسر گفت: «من به شما دستور میدهم.» این برادر عزیز رو به اسرای اردوگاه کرد و گفت: «هیچ کس از اردوگاه خارج نشود.»جو متشنج شد و درگیری بالا گرفت. سالن ما در طبقه اول بود. این برادر عزیز طوری کشیده به صورت آن افسر عراقی زد که از راهروی طبقه اول به پایین پرتاب شد.
بعد از این برخورد، او با شکنجههای وحشیانه بعثیها یک کلیه خود را از دست داد و ضربات جبرانناپذیری به وی وارد شد؛ اما بیگاری کشیدن از اسرا به فراموشی سپرده شد.»امیر جانباز خلبان محمدصدیق قادری، از خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در هشتمینروز جنگ تحمیلی و در سن ۲۷ سالگی به اسارت دشمن درآمد و ۱۰ سال بعد به کشور بازگشت.
#خلبان_آزاده
منبع: خبرگزاری فارس


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















