یکشنبه 20 خرداد 1403 , 08:50




اندرحکایت نامزدی رئیس بنیاد شهید برای انتخابات ریاستجمهوری
خدا رحمت کند کسی را که حریم خودش را بشناسد!
کسانی که به خود اجازه دادند بر سرنوشت یکونیم میلیون خانواده ایثارگر حاکم شوند، راه را برای حکومت بر سرنوشت ۸۵ میلیون ایرانی هموار میبینند؛ اما لازم است این نصیحت...
فاش نیوز - خودشیفتگی آفتی نفسانی و شیطانیست که متوجه برخی از مسئولین شده و در نتیجه این رذیله اخلاقی، با وجود ناتوانی کاندیدای ریاست جمهوری میشوند.
بعضی از کاندیداها که از اداره یک واحد کوچک نیز عاجز هستند، به دلیل خودباوری کاذب و اعتماد به سقف! خود را کاندیدای ریاستجمهوری کردهاند، قطعاً قدر و مقدار خود را نمیدانند.
مصداق بارز این موضوع قاضیزاده هاشمی، رئیس بنیادشهید و امور ایثارگران است که ایثارگران از بخت بدشان مبتلا به چنین مدیریتی شدهاند.
بهراستی چرا امیرحسین قاضیزادههاشمی رجل سیاسی نیست؟
او منافع شخصی و خانوادگی را بر منافع ملی ترجیح میدهد که یک مصداق آن در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بود که ابتدا در محافل خصوصی گفت برای کمک کردن به آیتالله رئیسی آمدهام؛ اما در انتهای انتخابات گفت که بنده نسبت به آقای رئیسی اصلح هستم و همچنین در صحبتهایی عجیب و خطرناک گفت مادرم گفته از انتخابات کنار نرو برای همین کنار نمیروم و تا روز آخر ماند. اگر ایشان رئیس جمهور شد و مادرشان فرمودند با فلان کشور جنگ نکنیم و یا با فلان کشور ارتباط برقرار کنیم و.... چه باید کرد؟!
سوء مدیریت قاضیزاده بر بنیاد شهید که بارها شاهد بیاحترامی به خانوادههای شهدای شاخص، عدم همکاری مناسب با جریان مقاومت، تجمعات جانبازان و خانوادههای شهدا در جلوی بنیاد شهید که قبل از مدیریت وی هیچ وقت سابقه نداشته است.
طرحهای عجیب و بسیار دور از واقعیتی مانند حل مشکل بورس در سه روز که قاضیزاده در دوره تبلیغات انتخابات ۱۴۰۰ بیان میکرد و بسیاری کارشناسان آنها را به دور از واقعیت میدانستند که این نشانه عدم تدبیر و حکمت در امور است و یک مدیر در قامت رئیس جمهور با عدم درک واقعیتهای بسیار بدیهی میتواند ضربات جدی به کشور بزند.
او که طی سه سال نشستن بر مسند ریاست بنیاد نتوانست حتی لوازم بهداشتی - پزشکی، ویلچر جانبازان نخاعی و اندام مصنوعی جانبازان قطع عضو را تامین کند، چگونه به خود اجازه میدهد که کاندیدای اداره کشوری به بزرگی ایران اسلامی شود.
او که در دوره ریاست خود با ایجاد تهوع در ساختار، بدترین ضربه را بر پیکر بنیاد زد و معاونت بهداشت و درمان بنیاد - که در دوره سالخوردگی جانبازان و ایثارگران و اولیای معظم شهدا از مهمترین معاونتها به حساب میآمد - زد و آن را منحل، و تبدیل به معاونت سلامت و توانمندسازی اجتماعی کرد و ذیل این معاونت، امر مثلاً بهداشت درمان، رفاه اجتماعی، مسکن و وام مسکن، خودرو و.... را مندرج نمود.
او با بیتدبیری، موجب ادغام مراکز جامع توانبخشی شد که در سن سالخوردگی، یکی از ضروریترین امور ایثارگران، خصوصا جانبازان 70درصد و نخاعی به حساب میآمد.
او با ادغام مراکز جامع توانبخشی با سازمان سیاحتی کوثر، این مراکز را به باد فنا داد.
ادعای ساخت ۱۲۰۰۰ تخت خانههای ایثار از وعدههای کذب این به اصطلاح مدیر بوده است.
امنیتیکردن مطالبات ایثارگران و برخورد پلیسی با آن و بازکردن پای پلیس به بنیاد و مطالبات آنان یکی دیگر از دستاوردهای شوم اوست.
با تجربه تلخ ایثارگران از مدیریت چنین فردی، در صورت تایید صلاحیت و یا به فرض محال، به ریاستجمهوری رسیدن او، باید گفت؛ علیالاسلام والسلام!
ما از شر چنین مسئولان بیمسئولیتی به خداوند پناه میبریم و عاجزانه از پیشگاه کبریاییاش درخواست میکنیم، ما را نجات دهد.
کسانی که به خود اجازه دادند بر سرنوشت یکونیم میلیون خانواده ایثارگر حاکم شوند، راه را برای حکومت بر سرنوشت ۸۵ میلیون ایرانی هموار میبینند؛ اما لازم است این نصیحت مثنوی مولوی را آویزه گوش قرار دهند:
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنی است
لاجرم آن کس که بالاتر نشست
استخواناش سختتر خواهد شکست
|| امضا محفوظ

















