19 خرداد 1405 / ۲۳ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 111127
شنبه 19 خرداد 1403 , 12:03
شنبه 19 خرداد 1403 , 12:03


همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل
دورنمای آتشبس و جنگ ۱۰۰ روزه
محمد ایمانی
تجلی وحدت ملی، ایستادگی تاریخی و دفاع آگاهانه از میهن
امین توکلیزاده
انقلابِ ناگفتهمانده
سیدمهدی حسینی
جنگ دورَگه در منطقه خاکستری
سید محمدرضا میرشمسی

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

درخواست خلبان بعثی از فرمانده ایرانی: مرا به عنوان سرباز بپذیر!
فاش نیوز - امیر راحمی از همرزمان شهید عباس کریمی میگوید: در عملیات والفجر ۴ یک خلبان بعثی به اسارت ما درآمد که حاج عباس کریمی برای گرفتن اطلاعات با او همصحبت شد. آن خلبان تعجب کرده بود که یک فرمانده با او اینگونه دوستانه رفتار میکرد.
۱۲ آبان ۱۳۶۲ یک فروند هواپیمای جنگنده دشمن که در حال بمباران مواضع نیروهای ایرانی بود، توسط رزمندگان گردان پدافند لشکر ۲۷ سقوط کرد و خلبان آن با چتر به زمین آمده و توسط نیروهای ایرانی اسیر شد. اسارت این خلبان یکی از خاطرات جالب «امیر راحمی» از همرزمان سردار شهید عباس کریمی است که در کتاب «حبیب تولدی دیگر» آمده است. این روایت را میخوانیم.بچههای ما حین عملیات «والفجر۴» توانستند یکی از هواپیماهای میگ عراقی را سرنگون کنند و خلبان آن را به اسارت بگیرند. این خلبان را آوردیم پیش عباس کریمی، فرمانده تیپ ۲ سلمان. خلبان، درشتهیکل و قوی بود. هیکلش در برابر جثه لاغر و ضعیف عباس، خیلی بزرگ به چشم میآمد. عباس با او هم صحبت شد و توانست اطلاعات کافی از او بگیرد.
چند روز بعد عباس دوباره آمد و گفت: «میخواهم خلبان را ببینم» وقتی با او شروع به صحبت کرد، خیلی زود خودمانی شدند. یک بار به خلبان گفتم: «فکر میکنی این مرد چه کاره است؟» خلبان گفت: «جُند مکلف» یعنی سرباز وظیفه.
وقتی به او گفتم که حاج عباس فرمانده تیپ است، تعجب کرد. پرسید: «چطور یک فرمانده تیپ حاضر شده با من همصحبت شود و این طور خودمانی و دوستانه رفتار کند؟!»برایش قابل تصور نبود. از آن وقت به بعد، خلبان بعثی هر وقت حاج عباس را میدید، با او به احترام برخورد میکرد. حتی میگفت: «مرا به عنوان سرباز خودت بپذیر و بگذار تا در کنارت بجنگم.»
منبع: خبرگزاری فارس


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















