07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 111133
شنبه 19 خرداد 1403 , 12:39
شنبه 19 خرداد 1403 , 12:39


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


عاشقی یک روستازاده پشت در حسینیه جماران
فاش نیوز - لباسهای بسیجی اندازه قامت ظفر نبود به همین خاطر لباسهای برادرش را به خواهرش میداد تا برای او کوتاه و اندازه کند.
خبرگزاری فارس چهارمحال و بختیاری؛ ظفر یکی از روستازادگان عاشق امام و انقلاب بود که با فقر و مشکلات زیادِ آن زمان دست و پنجه نرم میکرد. پدرش خدابخش کشاورز و مادرش گلی جان خانهدار بود. ۱۰ سال بیشتر نداشت و تا کلاس پنجم درس خوانده بود. نسبت به همکلاسیهای خود از جثه بزرگتری برخوردار بود. در فعالیتهای فرهنگی، ورزشی همیشه پیشقراول بود تا جایی که در رشته تکواندو صاحب مقام بود، با وجود سن و سال کم اما روح بلندش، او را داوطلب اعزام به جبهههای جنگ میکند که با مخالفت فرمانده سپاه شهرستان رو به رو میشود اما این مخالفت مانع اعزام او نمیشود.
به شهرستان بروجن میرود و تقاضای اعزام میکند که با مخالفت سپاه بروجن به در بسته میخورد اما غیرتش اجازه نمیدهد دشمن بعثی برای خاک وطن دندان تیز کرده باشد و ظفر در خانه بنشیند با رفت و آمدهای مکرر و اصرار زیاد به هر حال موفق میشود که همراه با رزمندگان بروجن به جبهه اعزام شود و در عملیات آزادسازی خرمشهر شرکت کند.
حسینیه جماران، قطبنمای همیشگی کوخنشینان
حضور در جبهه، معرفت و شناخت ظفر را نسبت به امام و انقلاب دوچندان میکند، در بازگشت از جبهه از پدرش میخواهد که به دیدار امام خمینی (ره) بروند. هر چه پدر بهانه میآورد و میگوید که ما جایی را بلد نیستیم، کسی را نمیشناسیم، ما را راه نمیدهند، اثری ندارد و ظفر پدر را راضی به این ملاقات و دیدار میکند.
همراه با پدر برای دیدار با مراد خود به سمت تهران حرکت میکنند و موفق میشوند آدرس جماران را پیدا کنند. درخواست ملاقات میکنند اما اجازه ورود به جماران و دیدار با امام را به آنها نمیدهند! پدر میگوید: «برگردیم، هوا سرد است، اینجا جایی را نداریم.» اما انگار دنیا برای ظفر در عشق به امام خلاصه میشد برای همین قبول نمیکند. سه شبانه روز پشت درب حسینیه جماران میخوابند اما همچنان اجازه ورود به آنها داده نمیشود. برای چندمین بار پدر از پسر میخواهد که برگردند به شهرستان اما پسر میگوید: «من تا امام را زیارت نکنم، بر نمیگردم.» روز سوم از طریق محافظان حسینیه جماران به اطلاع حضرت امام میرسانند که پدر و پسری، سه روز است پشت درب حسینیه اتراق کرده و تقاضای ملاقات شما را دارند. امام اجازه دیدار میدهند تا حاج خدابخش و فرزند نوجوانش امام را زیارت کنند.
غم گلیجان؛ در فراق گلهای بهشتیاش
پای حرفهای گلی جان که مینشینم سر را با غرور بالا میگیرد و از دلاوری جگرگوشههایش میگوید: «ظفر تا اول راهنمایی درسش را خواند. بار اول از طریق تیپ ۱۱۴ امام حسین (علیه السلام) به جبهه اعزام شد و در عملیاتهای فتح خرمشهر و رمضان به همراه پدر و تنها برادرش حضور داشت. در طول زندگی کوتاه خود، دوبار با امام خمینی(ره) دیدار داشت و عکسهای امام را از بسیج به خانه میآورد و به دیوار نصب میکرد. لباسهای بسیجی اندازه قامت ظفر نبود به همین خاطر لباسهای برادرش را به خواهرش میداد تا برای او کوتاه و اندازه کند.
شهادت ۲ برادر در آغوش یکدیگر
قبل از عملیات رمضان در مرخصی بود که مرخصی خود را رها کرد و به من گفت: «دلتنگ برادرم خدارحم شدهام.» خودش را به عملیات رمضان رساند. در عملیات رمضان که مصادف با ۲۳ خرداد ۱۳۶۱ و ۲۱ ماه رمضان بود به قلب دشمن میزنند.
دیدار مادر و فرزندی پس از ۱۷ سال
فردای عملیات هیچکس آنها را ندید و پس از ۱۷ سال، وقتی پیکر ظفر به همراه برادرش خدارحم، در کانالی در منطقه عملیاتی رمضان پیدا شد، که در آغوش یکدیگر به شهادت رسیده بودند.
به گزارش فارس؛ دانش آموز شهید ظفر خالدی لردگانی یکی از نوجوانترین شهدای ۸ سال دفاع مقدس به همراه شهیدان مرضیه حدیدچی و صالح العاروری بعنوان شهدای شاخص سال ۱۴۰۳ در حوزه های دفاع مقدس، بین الملل و بانوان معرفی شدند.
منبع: خبرگزاری فارس

















