21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111523
دوشنبه 04 تير 1403 , 10:55
دوشنبه 04 تير 1403 , 10:55


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

«من امام زمان بودم!»؛ روایت یک خالیبندی در اسارتگاه بعث
اسرافیل ترنیانپور با پوتین روی بچهها راه میرفت. پاشو بلند میکرد و به سروصورت و بدن بچهها میکوبید. بعد هم این چند نفرو از اردوگاه بردند. آخرای اسارت بود که شنیدیم که همشون عضو سازمان منافقین شدند.»
فاش نیوز - کسی که روزی اسیر جنگی بوده و با بعثیها در شکنجه آزادگان ایرانی همدستی داشته، حالا مدعی شده که در دوران اسارت با کسانی مواجه شده که ادعا میکردند: «من امام زمان بودم!» جالب اینکه فیلم او دارد در فضای مجازی میچرخد.

یکی ـ دو هفته پیش فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که مردی در آن تعریف میکند: «سال ۱۳۶۴ من با جمعی از دوستانم به اردوگاه رمادی ۶ منتقل شدم. آن جا اسرای جدیدی که بیشترشون کم سن و سال بودند رو دیدم؛ کسایی که تو عملیات کربلای ۴ اسیر شده بودند. یک روز توی جمع نشسته بودم که شنیدم یکیو به شوخی صدا میکنند «امام زمان»!برام جالب بود. وقتی از او پرسیدم که چرا اینجوری صدات میکنن؟ اول خندید و از جواب دادن طفره رفت. اما بعد اینکه ازش خواهش کردم، دهان باز کرد و گفت: «آخه من امام زمان بودم.»بعد تعریف کرد: «ما تو جبهه چند نفر بودیم که نقش امام زمان رو بازی میکردیم. ایرانیها هر حملهای که میخواستند شروع کنند، برای ما یکی یه اسب میاوردند. با اسبامون سوار کانتینر میشدیم و میرفتیم پشت تپهای که در تیرس ایرانیهای باشه و به عراقیها هم نرسیده باشه. توی منطقه تقسیم میشدیم و هر کدوم می رفتیم پشت یه تپه. بعدشم با اسبامون میرفتیم بالای تپه وای میسادیم تا بسیجیها ما رو ببینند. آخرشم تو عملیات کربلای ۴ که لو رفته بود، اسیر شدیم.»مرد توی فیلم که اسرافیل ترنیانپور است، میگوید: «تو بخشی که من اسیر بودم، ۵ تا امام زمان بود!»
اصلاً اسرافیل ترنیانپور کیست؟

ترنیانپور از سال ۱۳۶۰ اسیر بعثیها بود. اواخر سال ۱۳۶۲ یا اوایل سال ۱۳۶۳ به کمپ ۶ اردوگاه رمادی ۱ منتقل شد. تا آخر سال ۱۳۶۳ را بیحاشیه گذراند و نه برای کسی دردسر خاصی درست کرد و نه خیر خاصی به کسی رساند. اما گرد و خاک کردن اسرافیل از وقتی شروع شد که در یک گروه ۱۰ نفره به اردوگاه رمادی ۲ منتقل شد؛ یحیی مرادپور، رضا کدخدایی (معروف به رضازاغی) و ... هم از اعضای این گروه بودند. آنها از روز دوم انتقالشان لباسهایشان را عوض کردند و هموطنانشان را به لباس بعثیها فروختند!عراقیها در بعضی از اردوگاهها، فرمانده و ارشد اردوگاه را از افراد خود فروخته و وطنفروش انتخاب میکردند تا به خودشان متعهد باشند؛ پس یحیی مرادپور را فرمانده اردوگاه تعیین کردند و رضازاغی هم معاون او شد. اسرافیل هم شد بادیگارد و همیشه به مرادپور چسبیده بود.طبق گفتههای اسرای جنگ تحمیلی که در مؤسسه «پیام آزادگان» ثبت شده، جو اردوگاه در کنترل این چند نفر در آمده بود و اگر اسیری به هر دلیلی به زندان میافتاد، همینها او را شکنجه میکردند.
با چکمه بعثیها به صورت هموطنت میزنی؟
حسن نوری از اسیران همبند اسرافیل ترنیانپور، تعریف میکند: «یک روز چندتا از اسیرا به مرادپور حمله کردند و به شدت کتکش زدند. اسرافیل از ترس پا به فرار گذاشت. بعد از این اتفاق، بعثیها گروه گروه بچهها را بردند تا همین چند نفر اونا رو شکنجه کنند. اسرافیل با پوتین روی بچهها راه میرفت. پاشو بلند میکرد و به سروصورت و بدن بچهها میکوبید. بعد هم این چند نفرو از اردوگاه بردند. آخرای اسارت بود که شنیدیم که همشون عضو سازمان منافقین شدند.»

خالیبندی ترنیانپور ایراد محاسباتی دارد!
نکته جالبتر درباره سخنان ترنیانپور را میتوان اشتباهات محاسباتی او دانست. برای مثال او اوایل صحبتهایش میگوید: «با جمعی از دوستانم به اردوگاه رمادی ۶ منتقل شدم ... کسایی که تو عملیات کربلای ۴ اسیر شده بودند، آن جا بودند.»این در حالی است که طبق اسنادی که در پیام آزادگان ثبت و توسط کارشناسان و محققان آن صحتسنجی شده، اسرای کربلای ۴ را هیچ وقت به اردوگاه رمادی نیاورده بودند، بلکه آنها را بهعنوان اسیر ثبتنامنشده (مفقودالاثر) در اردوگاه تکریت ۱۱ نگهداری میشدند.

کسی به این افراد اعتماد نداشت که رازش را بگوید
از طرف دیگر آسایشگاه (اتاق) اسرافیل ترنیانپور و افرادی مانند او در اردوگاه، که امکانات و تسهیلات ویژهای هم داشت، بهدلیل نزدیکی به عراقیها، معمولاً از اسرای دیگر جدا بود و آنها هیچ وقت با اسرای بسیجی و کم سنوسال در یک مکان نبودند و ارتباط صمیمانه نداشتند. علاوه بر این، اسرا معمولاًاین افراد را از خود طرد میکردند و بعید بود اسیران، آنهم بسیجیها، اینقدر آشکار درمورد امامزمان علیهالسلام با فردی مثل اسرافیل ترنیانپور همصحبت شود یا درددل کنند.پس میتوان حدس زد که او نمیتوانسته پای اطلاعات محرمانه اسرا بنشیند.

«خالیبند» اراذل و اوباش، حالا برای ایرانیها خالی میبندد!
اسرافیل که بین دوستانش به «خالیبند» معروف بود، حرکاتی نابهنجار داشت و در سمت چپ صورتش نیز جای چاک دیده میشد که احتمال از بزنبهادری او میداد.
«اسرافیل خالیبند» الان کجاست؟
اسرافیل ترنیانپور، بعداز پناهندگی به مقر گروهک منافقین، به اردوگاه اشرف منتقل شد و بعد از سقوط صدام و رژیم بعث عراق، به اردوگاه لیبرتی، در شمال بغداد، موسوم به اردوگاه اشرف ۲ منتقل شد. طبق اطلاعات سایت انجمن نجات، اسرافیل ترنیانپور در یک گروه ۱۰۵نفره از اعضای گروهک منافقین در ۲۲ مردادماه سال ۱۳۹۵ به شهر تیرانا، پایتخت کشور آلبانی، منتقل شد و الان در اردوگاه اشرف ۳ مستقر است.

منبع: خبرگزاری فارس


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















