پنجشنبه 29 شهريور 1403 , 11:22




قبل از شلیک آن گلولهی توپ!
با نگاه و مروری برآنچه مطبوعات آن زمان به عنوان خبرهای موثق منتشر کردهاند، در خواهیم یافت که حداقل شش ماه قبل از شلیک این گلولهی توپ توسط سردار دیوانهی قادسیه...
فاش نیوز - معمولاً هنگامی که سرآغاز حملهی سراسری و تجاوز زمینی، هوایی و دریایی رژیم بعث حاکم بر عراق به میهن عزیزمان را در صداوسیما و مدتی است در فضای مجازی به نمایش میگذارند، لحظهی کشیدن طناب توپ ۱۳۰ میلیمتری و شلیک نمادین آن گلوله توپ توسط صدام حسین در تاریخ ۳۱شهریور سال ۱۳۵۹ زمان شروع جنگ هشتساله عنوان میشود و بینندگان و مخاطبانی که چندان اطلاعی از شروع تجاوزات متعدد ارتش بعث عراق بهمرزهای غربی کشورمان نداشتهاند، سرآغاز جنگ تحمیلی را تنها معطوف به این تاریخ میدانند.
البته اگر آغاز رسمی جنگ منظور باشد، این موضوع قابل قبول است؛ اما اگر شروع حملات بعثیها بهمرزهای کشورمان مدنظر باشد، بهطور حتم چنین نیست و ماهها قبل از این تاریخ و شلیک آن گلولهی توپ، مرزهای مشترک با کشور عراق دستخوش درگیریهای نامنظم و متلاطم بود.
اگر پای سخن و حکایت و درددل ساکنان روستاها و شهرهای مرزنشین غرب کشور بنشینیم، حتماً صدها خاطرهی تلخ، دلهرهآور و البته غیرقابلباور و سخت و جانکاه و غمناک را برایتان بازگو خواهند کرد.
علاوه بر مرزنشینانی که هم خود مدافع وطن و شاهدان عینی تحرکات و اقدامات تجاوزکارانهی رژیم بعث تحت فرمان صدام بودهاند، با نگاه و مروری برآنچه مطبوعات آن زمان به عنوان خبرهای موثق منتشر کردهاند، در خواهیم یافت که حداقل شش ماه قبل از شلیک این گلولهی توپ توسط سردار دیوانهی قادسیه، اقدامات خصمانهی بعثیها علیه مناطق مرزی شروع شده بود.
پرواز مکرر هواپیماهای میگ، اهدایی از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق برفراز روستاها، شهرها، دشتها و کوههای مرزی؛ مینگذاریهای متعدد در راههای محل تردد نیروهای ژاندارمری و مرزبانان وقت(ارتش و سپاه) در مناطق مرزی؛ حملات متعدد به پاسگاههای مرزی؛ گلولهبارانهای مکرر روستاها و مناطق مسکونی شهرهایی همچون نفتشهر و قصرشیرین و سرپل ذهاب؛ زدن کمین در جادههای مرزی و شهادت و اسارت نیروهای انتظامی(ژاندارمری)و نیروهای نظامی، نمونههای بارز و غیرقابل انکاری هستند تا نسلهایی که جنگ را ندیدهاند در جریان قرار گیرند؛ که اولاً ساکنان نقاط مرزی به عنوان اولین مدافعان مظلوم، چه زجرها و رنجهایی را تحمل کردهاند، و ثانیاً جنگ حداقل ششماه قبل از تاریخ ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ در مرزهای غربی استان کرمانشاه از سوی نیروهای تحت فرماندهی صدامحسین شروع شده بود.
آری، بنیان تجاوزات و تحرکات مرزی و اقدامات خصمانهی ارتش بعثی در مرزها حداقل از فرودینماه سال ۱۳۵۹ گذاشته شد. علاوه بر عملیاتهای نظامی علیه مواضع مرزداران کشورمان، غرش توپها و فرود و انفجار آنها چهبسیار واحدهای مسکونی در روستاها و شهرهای مرزی غرب استان کرمانشاه را منهدم و زنان و کودکان و افراد غیر نظامی را مجروح و شهید کرد و موجبات رعب و وحشت را در میان ساکنان این مناطق فراهم کرد.
حملات بیوقفه و ویرانگر بعثیها در چند هفته قبل از ۳۱ شهریور سال 1359 کماکان ادامه یافت و کار به جایی رسید که میبایست افراد غیرنظامی بهمناطق امنتر و دورتر از مرز مهاجرت میکردند.
در هفتهی آخر شهریورماه سال ۵۹ که وحشیگری نیروهای تحت فرمان صدامحسین به اوج خود نزدیک میشد. مناطق مسکونی و مملو از جمعیت قصرشیرین، نفتشهر، سومار و روستاهای مرزی شاهد صدای انفجارهای مهیب ناشی از فرود گلولههای توپ بود. آن زمان از امکانات ترابری ولجستیکی امروزی، به ویژه در زمینهی دسترسی به ماشین خبری نبود. گاهی چندین روستا دارای یک ماشین شورلت باری و یا خاور بودند و ظرفیت اینها هم کاملاً محدود بود. لذا زنان و کودکان و پیرمردان و در یک کلمه افراد غیرنظامی بهناچار با پای پیاده و از دل درهها و از سینهکش کوهها و ارتفاعات، راه شهرهای اسلامآباد غرب و کرمانشاه و... را در پیش گرفتند.
آنانی که در آن دوران با لبهای خشکیده و پاهای تاولزده و بغضی در گلو و چشمانی اشکبار، این مسیر را در زیر آتش توپخانهی دشمن طی میکردند، در نتیجه این تجاوزات ددمنشانهی دشمن بعثی، دسترنج و سرمایهی چندیندهسالهی خویش را در میان آتش و دود و انفجارهای پیدرپی رها میکردند؛ و مهمتر از اینها، فرزندان و برادران و پدران خویش را با پیشپا افتادهترین سلاحها مانند برنو و حتی سلاحهای شکاری، در برابر ارتشی تا بن دندان مسلح که از ماهها قبل آماده حمله شده بود، تنها میگذاشتند.
تقریباً میتوان گفت که گردانهای تیپ سهی زرهی پادگان ابوذر در سرپل ذهاب، توپخانه لشکر ۸۱ زرهی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروهای نوپای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستانهای قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب، و نیروهای ژاندارمری و شهربانی وقت قصرشیرین، که استعداد تمامی آنها به دو تیپ نمیرسید، باحمایت تیزپروازان هوانیروز، و سپس نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، در مقابل پنج لشگر زرهی و تیپهای مستقل و توپخانهی مجهز ارتش عراق که از ماهها قبل سازماندهی شده و به صورت صددرصد آمادهی حمله به خاک کشورمان شده بودند، شجاعانه و باحماسه سازیهای متعدد، وظیفهی دفاع را در ۱۸۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق برعهده داشتند.
روزهای منتهی به ۳۱شهریور سال ۵۹، روزهای مقاومت و پایمردی مردان مرد و بیادعایی است که تاریخ این مرز و بوم تا به ابد مدیون آنهاست. خیابانبهخیابان، کوچهبهکوچه، نخلهای سوخته، کوهها و درههای مناطق مرزی شاهد فداکاریهای کسانی است که در اوج مظلومیت و گمنامی، حماسههایی جاویدان و ماندگار از رشادت و پایمردی را در این خطه از میهناسلامی خلق کردند.
در آن ایام و روزهای سرنوشتساز تاریخ دفاعمقدس، دلاوران شیعه، سنی و اهل حق در یکجبهه و سنگر و در کنار هم به زیباترینوجه ممکن وطندوستی، عشق به اسلام و انقلاب اسلامی، تمامیت ارضی و استقلال کشور را در مرزهای مشترک استان کرمانشاه با عراق به نمایش گذاشتند.
حماسهی مردمان شجاع غرب کشور، خصوصاً شهرستانهای قصرشیرین، گیلانغرب و سرپلذهاب در ماهها قبل از شروع رسمی جنگ هشتساله آنچنان قهرمانانه و با ازخودگذشتگی همراه بود که به عنوان افتخاری بزرگ و برگ زرینی در تاریخ دفاع مقدس ثبت و ضبط است.
آنان در رزم بیامان خود با سلاح شهادت و معامله با خدای خویش، و باکمترین و ابتداییترین سلاحها جگیدند و خونشان خاک تیره را سرخفام کرد. بهراستی آن دوران پرمحنت، اما در عین حال پرافتخار یکی از فرازهای ماندگار تاریخ معاصر کشورمان است که حکایتگر رشادت انسانهای پاکباختهایست برای آیندگانی که نسل اندر نسل پای بهعرصهی زندگی در این آب و خاک خواهند گذاشت؛ تا به آنها مباهات کنند و از آنان الگو بگیرند.
صدامحسین خوابهای شومی برای ایرانزمین دیده بود. او همزمان از حمایت بلوکهای غرب به رهبری آمریکا و شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و بخش اعظم کشورهای عربی برخوردار بود؛ بهنحوی که پیشرفتهترین تانکها و میگهای وقت را از شوروی، میراژهای پیشرفته را از فرانسه، سلاحهای شیمیایی را از آلمان، سوپراتانداردها را از انگلستان، جدیدترین اطلاعات جبهه را از آواکسهای آمریکایی مستقر در کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس و هزینهی آنها را از دلارهای نفتی کشورهای عرب دریافت میکرد، آمده بود تا یکهفتهای تهران را تصرف، جمهوری اسلامی را ساقط و اروند را به خاک کشورش ضمیمه کند.
اما قهرمانان غرب کشور بهعنوان بخشی از رزمندگان دوران دفاع مقدس، همراه با سایر همرزمان خویش در جبهههای میانی، جنوب و شمال غرب کشور، اجازه ندادند نیات پلید دیوانهی بغداد، به منصهی ظهور برسد.
در طلیعهی هفتهی دفاع مقدس، در برابر ازخودگذشتگی و خونهای سرخ شهدای والامقام که تا آخرین نفسها ایستادند، فداکاری رزمندگان قهرمانی که تا آخرین روزهای جنگ جانانه دفاع کردند، صبر آزادگانی که سختترین شکنجههای روحی و جسمی را تحمل کردند، اما هرگز از آرمانهای ملت خویش کوتاه نیامدند و ایثار مثالزدنی جانبازان راستقامت سر تعظیم فرود آورده و یاد و نام و خاطرات ماندگارشان را گرامی میداریم. هرگاه از جنگ هشتساله و دفاع جانانه سخنی بیان و مطلب نوشته شود، نمیتوان نقش بیبدیل و تاریخی و ماندگار پدران، مادران و همسران شهدا، آزادگان، رزمندگان و جانبازان را نادیده گرفت و به نیکی از آنان یاد نکرد. اینان بهحق اسوههای صبر و شکیبایی و نمادهای بیبدیل شکوه و عظمت تاریخ سراسر حماسه و جهاد دوران پرافتخار دفاع مقدس هستند و خواهند بود.
|| کرم محمدی

















