چهارشنبه 16 آبان 1403 , 15:45




در وصف پرستارانی بینام و نشان
فاش نیوز - حضرت زینب(س) در پنجم جمادیالاول سال پنجم هجری، از مادری چون فاطمهی زهرا(س) متولد شد و در دامان مبارک پیامبر اسلام و حضرت علی(ع) پرورش یافت.
ستارهی درخشانی در آسمان تقوا طلوع کرد و گوهر گرانبهایی که در معدن فضیلت و انسانیت به رشد و پویایی رسید.
نوگلی پویا در گلستان شرافت؛ و نوزادی پاک در آغوش پاکیزهترین مادر عالم که در کودکی در دامان باتقواترین بانوی جهان پرورش یافت. بانویی که در سادهترین زندگیها رشد کرد. در تمام شئون زندگی همواره با واقعیت و حقیقت سروکار داشت. چراکه حضرت زینب(س) مادر شهید و هم خواهر شهید است.

روز میلاد زینب کبری(س) و روز عشق، عفت و حیا، را بر پرستاران خستگیناپذیر مبارک باد؛ پرستارانی که از ابر حیا و عفت، باران عشق و عاطفه باریدند و به نور ایمان درونشان گرمای زندگی در کالبد جامعه جاری کردند.
حس احسان و نوعدوستی فقط در شغل پرستاری خلاصه نمیشود. بانویی که به یاری همسر جانبازش کمر همت ببندد نیز پرستار است. پرستاری که بیمارش را خود انتحاب کرده و تا پای جان کنار او میماند. مادری که سالها بار پرستاری از فرزند معلولش را بر دوش میکشد. نیکوکاری که به یاری معلولان و سالمندان رنجور میشتابد؛ و چه زیباست بشارت پاداشی گران در آیندهای مطمئن!
و اما برای تو مینویسم؛ شاید پرستاری از نوع همسری یک جانباز باشی که آفتاب مهرت هر روز بر وسعت بیانتهای دلی عاشق بتابد و خود نیز از گرمیبخشی وجود خویش دلگرم باشی.
و اما شما پرستاران عاشق، حقیقتاً جواهری ارزنده هستید که خود را نادیده میگیرید تا بیمار دردمندتان شب طولانی را به صبح برساند.
امیدوارم امروز و هر روز همان اندازه خوبی و محبت که تو به دیگران میبخشی به سوی تو بازگردد.
دست خدا به همراهت ای نگران چشمهای خسته و دلهای شکسته. خدا پشت و پناهت ای باغبان گلهای پژمرده و شاخههای شکسته.
نسیم رضایت پروردگار گوارای وجودت ای جلوهگاه فداکاری و صبر. ای اسوهی نیکوکاری، ای پرستار.
در این روز بزرگ ستایش میکنم تو را که همچون خورشید با نور مهر و محبتت تاریکی درد را میزدایی. پرستاربودن یعنی قشنگترین اتفاق زندگی.
در سرزمین من هنوز انسانهایی را میتوان پیدا کرد که انسانیت را خیلیخوب آموختهاند. آموختهاند که مهربان باشند. با نامهربانی و ناملایمتی غریبهاند. نمیتوانند سنگدل و بیرحم باشند و برعکس قلبهایی دارند بیکران به وسعت دریا که مملو از مروارید مهربانیست.
این انسانها یاد نگرفتهاند معنای بیتفاوتی را، مهربانی در خونشان و مسئولیتپذیری در رگهایشان جریان دارد. حروف الفبای ذهن و کارشان تنها از یک واژه گرم تپنده تشکیل شده و آن "مراقبت" است. مهربانی اختیار و انتخابشان است. انسانهایی که هر چقدر دور باشی یا نزدیک دستت را خواهند گرفت. کافیست بیمارباشی و بعد از بهبودی تنها لبخند رضایتی کافیست تا خستگیهایت فراموش شود. آنانی که نامشان و مرامشان پرستار است و شبانهروز کارشان تیمارداریست.
دل بزرگی میخواهد که مدام در میان دردها و انسانهای دردمند بمانی و غمگسارشان باشی.
اینان خدا را هم پرستارند و هم ستوده او. آن که انسانی را نجات دهد گویی بشریت را نجات داده است. پرستاری یعنی اولویت آخر خودت باشی و شاید انسانهای خودخواه هرگز نمیتوانند پرستار خوبی باشند.
ای فرشتگان مهر و محبت، روزتان مبارک و دستان شفابخشتان سبز.
|| بتول شایسته

















