شنبه 29 دي 1403 , 11:05




گزارشی از پنجمین سالگرد شهادت حاجقاسم سلیمانی(بخش دوم و پایانی)
سفری با عطر حسین(ع) در شهر حاجقاسم!
به محض ورودمان عطر بسیار خوش و غلیظی را با دل و جانمان استشمام کردیم که تا آن روز با آن بیگانه بودیم و شاید یکی از عجیبترینها این است که پس از گذشت قرون متمادی هنوز عطر حسین(ع) از آن سنگها بر مشام میرسید....
فاش نیوز - سیزدهم دیماه و در صبح پنجمین سالگرد شهادت سپهبد شهید حاج قاسم که مصادف با اول ماه رجب بود، خداوند نعمت برف را بر ملک خویش ارزانی داشته بود و بارش برف از نیمههای شب آغاز شده بود. بعد از نماز صبح و صرف صبحانه مختصر، همگی مهیای گلزار شهدا شدیم تا در سالروز شهادت حاج قاسم که اولویت سفرمان بود را بار دیگر مزار شریف این مجاهد فی سبیلالله و قهرمان ملی کشورمان را دوباره زیارت کنیم.
اگرچه سردی هوا غالب بود اما امت بصیر و قدرشناس ایران اسلامی از سراسر کشور در قالب کاروانهای اتوبوس و خودروهای شخصی خود را به کرمان رسانده بودند و هرچه به خیابانهای منتهی به گلزار نزدیکتر میشدیم ازدحام جمعیت بیشتر و بیشتر خود را نشان میداد.

در این میان بساط موکبهای خادمین شهدا و ایستگاههای صلواتی مملو از چای داغ و دمنوشهای متفاوت و پاکیزه بود که ناگهان چشممان به ایستگاه صلواتی شهدای لشکر 27 محمدرسول الله تهران بزرگ افتاد.
برادر "پارسا" که گویا از شب قبل برنامه حرکتمان را میدانست با بزرگواری به استقبالمان آمده بود و با خوشرویی ما را به برادران خادم موکب معرفی کرد.
اگرچه ایستگاه صلواتی شهدای لشکر27 محمد رسول الله(ص) برای اهالی گلزار شهدای تهران نامی کاملاً آشناست و سالهای طولانی است که پنجشنبههای هرهفته مشغول خدمترسانی به زائرین گلزار شهدای تهران است اما درمدت پنج سالی که از شهادت سردار سلیمانی میگذرد نیز هرساله مهیای گلزار شهدای کرمان میشود. امسال نیز با وجود سردی هوا توفیق خدمترسانی به زائرین را دارند.

موقعیت را مناسب غنیمت و دانستیم با برادر بزرگوار، حاجآقای "کشوری"، مسئول این ایستگاه صلواتی در خصوص این فعالیت این موکب پرس و جو کنیم؛ میگفت: ایستگاه صلواتی لشگر 27 حضرت محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ که توسط رزمندگان هشت سال دفاع مقدس اداره میشود، از پنج سال پیش، و پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و شهدای کرمان، هرساله در سالروز شهادت این شهید در گلزار شهدای کرمان مشغول خدمترسانی به زائرین است. با توجه به شرایط سخت این منطقه که امکانات ضعیف است، ما به همراه دیگر دوستان از تهران با امکانات خوبی نظیر دو تن مرغ و دو تن برنج و دیگر مایحتاج در خدمت زائرین هستیم. در مدت حضورمان در این گلزار، هر روز از ساعت شش صبح با صبحانه عدسی تا ظهر و از ظهر با آش رشته تا ساعت 10 و بعضاً 11 شب در خدمت زائرین حاج قاسم هستیم.
وی همچنین افزود: آشپزخانه دیگری هم داریم که برای ظهر حدود 1000 تا 1500 پرس و شب هم بعد از نماز مغرب و عشا با حدود 1500 پرس غذا مشغول خدمترسانی به زائرین است.
از "حاجآقای کشوری"درباره چگونگی تأمین مواد غذایی و هزینهها گفت: هرساله و چند ماه قبل از برپایی موکب، با رایزنیهایی که با خیرین و دوستان میکنیم، مایحتاج فراهم میشود؛ بهطوری که هر دیگ غذا با احتساب ظروف یکبار مصرف آن، حدود هفت میلیون هزینه در بردارد.
این رزمنده و جانباز گردان شهدای لشکر 27 حضرت رسول(ص) در ادامه توضیحات خود اضافه کرد: تمامی این برنامهها در مسیر امام حسین(ع) است. همانگونه که حاج قاسم در مسیر امام حسین(ع) حرکت کرد. ما هم باید مکتب حاج قاسم را زنده بداریم تا پرچم سهرنگ جمهوری اسلامی در جهان برافراشته بماند.
بهاتفاق برادر"پارسا"سری به آشپزخانه و محل طبخ غذای وابسته به موکب لشکر محمد رسولالله(ص) زدیم تا از نزدیک شاهد زحمات این عزیزان باشیم. در وهله اول و بدو ورود، آنچه چشم را مینواخت، رعایت موازین بهداشتی و نظافت مطبخ بود که پاکیزگی در آن حرف اول را میزد. دمپاییهای تمیز و مرتب چیده شده درب ورودی حکایت از آن داشت که کسی بههیچ عنوان با کفش به درون مطبخ قدم نمیگذارد. بنابراین ما هم کفشهایمان را بیرون در ورودی کندیم و با پوشیدن دمپایی وارد آشپزخانه شدیم.
تعدادی از برادران با رعایت نکات بهداشتی و دستکش، با جدیت دستبهکار بودند و عجیب آنکه شنیدیم شب قبل توسط همین برادران پیتزای داغ هم به دست زائرین داده بودند!

برادر"داود زجاجی" یکی از فعالین موکب گردان "انصارالرسول"(ص) که در آشپزخانه این موکب مشغول پخت غذا برای زائرین بود میگفت: در این مطبخ روزانه 1000 تا 2000 کاسه آش و عدسی پخت میشود و برای شام نیز 1000 تا 1500 پرس غذا(برنج ومرغ) برای زائرین مهیا میکنند.

وی میگفت: امسال و در پنجمین سالگرد شهادت حاج قاسم با هدف زنده نگهداشتن یاد و نام حاج قاسم و ادامهدادن راه و تفکر او بر خود واجب میبینم که مدت حدود 10 روز را به اینجا بیایم.
در پاسخ به این پرسش که آیا خانواده با حضورتان در اینجا مشکلی ندارند، میگفت: برعکس، همسر من در این راه مشوق من است؛ بهطوری که گاهی هم که من بهانه میآورم که خسته میشوم، او مرا تشویق میکند. امسال هم که خودش برای زیارت مزار شهید حاج قاسم در اینجا حضور دارد.
در جواب سئوالم که عشق به حاج قاسم را چگونه تفسیر میکنید، میگوید: ما شهدای شاخص و گمنام زیادی داریم؛ اما این عزت را خداوند به حاج قاسم داده است. حاج قاسم واقعاً عزتمند است. چنانچه مشاهده میکنید، هرکسی به نوعی مشغول به خدمت است. تمام دوستانی هم که اینجا خدمت میکنند قطعاً کار و مشغلههای زندگی دارند اما کار برای شهدا حتماً سعادت و لیاقت میخواهد.

این رزمنده دفاع مقدس استقبال زائرین را خوب توصیف کرد و گفت: امسال با وجود هوای سرد، استقبال زیاد است بهطوری که از جایجای ایران اسلامی به این مکان آمدهاند و این حرکت تقریباً همانند حرکت "اربعین" است و حتی من در این چند روزه چندین زائر از کشورهای مختلف را هم در این گلزار دیدهام.
این برادر پایان اظهار امیدواری کرد که این راه و تفکر حاج قاسم باید حفظ شود؛ چراکه اگر سوریه تنها یک نفر همانند حاج قاسم را داشت، الان پابرجا بود.
برادر"حسن قربانی"، خادم دیگری برای زائرین شهداست که در این کار گروهی با این برادران همقدم است؛ بهطوری که میگوید: ما جامانده از شهدا هستیم و این همبستگی از همان زمان که رفاقتی در جبهه داشتیم ما را دور هم جمع کرده است. نه اینجا بلکه هرجایی که نیاز باشد؛ یک روز کربلا، یک روز نجف، یک روز دوکوهه، یک روز مشهد و یک روز هم همانند اینجا... و این کار را برای ما آسان کرده است و این یعنی ادامهداشتن راه جهاد ما. اصلاً حس نمیکنیم از دوران جنگ و دفاع فاصله گرفتهایم و اگر روزی فرمان برسد و نیاز باشد در جبهه مقاومت لبنان و دیگر جبههها شرکت خواهیم کرد.

پس از گفتوگو با برادران بزرگوار خادمین شهدای لشکر 27 محمد رسول الله(ص)، طبق روال روزهای گذشته نمازمان را در مسجد صاحب الزمان(عج) گلزار به جماعت برپا کردیم و راهی محل اسکان شدیم. پس از صرف ناهار و اندک استراحتی، برادران مسئول از برنامه بازدید از مرکز بازسازی عتبات عالیات خبر دادند که شاید بتوان گفت بهترین و زیباترین بخش این سفر بود.

گرچه اطلاعات اندکی در این خصوص داشتیم اما در دیداری که از مجموعه داشتیم و شنیدن شرح مختصری از فعالیتهای این مجموعه، خدا را شکر کردیم که رزق این سفرمان نیز به نام اباعبدالله الحسین(ع) گره خورده است.
درمقابل درب ورودی مرکز بازسازی عتبات عالیات کرمان به صف ایستادیم تا پس از بازرسی بدنی به مکان اصلی وارد شویم. انتظار اگرچه طولانی بود اما در این فرصت آمادگی قلبی پیدا کردیم که بدانیم به کجا آمدهایم.
کفشهایمان را در آوردیم و وارد سالن بزرگی شدیم که گروههای قبلی زائرین با نظم و در سکوت درحال شنیدن روایت روایتگران بودند. ما نیز به جمع آنان اضافه شدیم. گنبد منور و نورانی جدید اباعبدالله الحسین(ع) که درحال تکمیل بود و قطعهای از خشت طلای آن هم رویش نصب شده بود نیز در سالن بهزیبایی میدرخشید و قرار بود پس از تکمیل نهایی، با فاصله روی گنبد قبلی نصب گردد.
برادر"محسنی" یکی از افرادی بود که از نزدیک شاهد چگونگی مراحل اجرایی و پروژه بازسازی مضجع نورانی اباعبدالله الحسین(ع) بوده است، در توضیحات خود، پس از شرح چگونگی جمعآوری کمکهای مردمی و خیرین برای حاضرین و نقل چگونگی بازسازی قسمتهایی از این مکان مقدس که با گذشت قرون متمادی آسیب دیده بود و گروه بازسازی و مرمت توانسته بودند آن را بازسازی کند، یا دیگر حکایت راوی بود که فضای چشمانمان را بارانی کرد. نقل میکرد، ستگاههای فوق دقیقی به همراه داشتیم که هرکجا نصب میشد محتویات آن ریزبهریز و تا عمق چند متری به راحتی قابل شناسایی بود. زمانیکه دستگاه را روی مزار نورانی اباعبدالله الحسین(ع) قرار دادیم به یکباره دستگاه خاموش شد. با خود فکر کردیم شاید دستگاه ایرادی پیدا کرده؛ بنابراین دستگاه دوم را آوردیم که آنهم به محض قرارگرفتن بر روی مضجع اباعبدالله(ع) بلافاصله از کار افتاد و.......!
.jpg)
سپس به بخشی هدایت شدیم که مجموعهای از نزدیکترین قطعات سنگهای ریز و درشت و خاک مزار نورانی حضرت سیدالشهدا(ع) بود که حین مرمت و بازسازی جدا شده بود و با دقت خاصی نگهداری میشد. به محض ورودمان عطر بسیار خوش و غلیظی را با دل و جانمان استشمام کردیم که تا آن روز با آن بیگانه بودیم و شاید یکی از عجیبترینها این است که پس از گذشت قرون متمادی هنوز عطر حسین(ع) از آن سنگها بر مشام میرسید. با دیدن اینهمه زیبایی معنوی، دلهایمان لرزید و چشمانمان به اشک نشست. همگان دستان نیازمان را از دور بر قطعهسنگها گرفتیم و بر عظمت اباعبدالله الحسین (ع) و مظلومیت فرزند رسولالله(ص) بسیار گریستیم. بار معنوی این مکان بهقدری زیاد بود که دلمان نمیآمد آنجا را ترک کنیم اما حالا دیگر به وقت اذان مغرب رسیده بودیم و چه جایی بهتر از این مکان مقدس برای ادای نماز اول وقت! وضویی گرفتیم و نمازمان را به جماعت درحسنیه آنجا بهجا آوردیم.
اگرچه بالأجبار باید این مکان مقدس و نورانی را ترک میکردیم اما دلمان را برای همیشه در آنجا جا گذاشتیم.
در این چند روزه قلبها عجیب به هم عادت کرده بودیم و انس گرفته بودیم اما سفر به انتها رسیده بود و گاه مفارقت رسیده بود! همسفران از شب وسایل و کولهبار خود را مهیای بازگشت کرده بودند و پس از نماز صبح و صرف صبحانه، سوار بر اتوبوسها شهر زیبای کرمان و دیار کریمان را به قصد دود و دم و شلوغی پایتخت، ترک کردیم!
اما در پایان جا دارد از سردار برادر"حسنزاده"، فرماندهی محترم سپاه تهران بزرگ و همچنین دیگر مسئولان و دستاندکاران برگزاری چنین سفر و اردویی صمیمانه سپاسگزاری کنیم.
|| گزارش از صنوبر محمدی


















جالب و بسیار خواندنی بود. قسمت اول را خواندم بی صبرانه منتظر قسمت دوم این گزارش بودم.
پروردگار متعال حاج قاسم ما را درجاتش را متعالی گرداند و ما را رهرو راه او و شهیدان قرار بدهد.
سرکارخانم صنوبر محمدی قلم واراده نگارشتان مستدام باشد..از فاش نیوز هم ممنون هستیم.