21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 120248
سه شنبه 07 مرداد 1404 , 12:03
سه شنبه 07 مرداد 1404 , 12:03


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

عکسی از «سردار حاجیزاده» که مُسکِن دردهای این روزهاست
فاش نیوز - ما حاج قاسم از دست دادهها، پنج سالی بود که دور سرش میگشتیم، هر صبح، اول برای سلامتی او دعا میکردیم، چهرهاش را که میدیدیم لبخندمان پهن میشد و برایش وانیکاد میخواندیم! هر وقت او را در کنار رهبر میدیدیم، صدایمان را بلند میکردیم و میگفتیم «تو برایش بمان سردار...»

خبرگزاری فارس ـ کرمان، حاج قاسم که شهید شد برای خیلی از ما یک ضربه ناگهانی بود، خبر سنگینی که مثل یک پتک نشست روی فرق سرمان و تعادل روحی و روانیمان را بهم ریخت! باورش خیلی سخت بود، در آن صبح سرد، انگار یک سطل آب جوش ریختند روی وجودمان و سر تا پایمان را سوختند.آن صبح تلخ که از خواب بیدار شدیم، برای همیشه بیدار ماندیم، چشمهای نگرانمان را چرخاندیم و چرخاندیم و روی چهرهای متوقف کردیم که شبیهترین فرد به حاج قاسم بود.قهرمان قهرمانانی که عزت و اقتدار ملیمان را مدیون اوییم، با تلاشهای او بازوانمان قدرتمند شد و با همت و اراده او به جمع کشورهایی پیوستیم که در توانایی دفاع از خود با مدل بومی، انگشتشمار هستند.امیرِ ایران انگار یک لانچر اختصاصی طراحی و کشور را مجهز به کلاهکی از جنس عزت و شرف و اقتدار کرد و دوربردها را نشانه گرفت.وجودش مایه برکت بود برای ایران، اصلا به چهره آرام و همیشه خندانش نمیآمد که دنبال پنجه آهنین باشد و یک کمربند ایمنی دور تا دور مملکت بکشد.از آنجایی که «علیها» سعادت را از همنامشان رادمرد عالم میگیرند، او هم به تأسی از فاتح خیبر، مشق فتح کرد و کشور را به روزهای سربلند گره زد.نمیدانم چطور میشود که با دستان خالی و بدون هیچ الگوی خاصی، ته تکنولوژی موشکی را درآورد و اهدافی را در چند هزار کیلومتر آنطرفتر و به صورت خیلی دقیق، مورد هدف قرار داد، حاجیزاده اما این کار را کرد.ما حاج قاسم از دست دادهها، پنج سالی بود که دور سرش میگشتیم، هر صبح، اول برای سلامتی او دعا میکردیم، چهرهاش را که میدیدیم لبخندمان پهن میشد و برایش وانیکاد میخواندیم!

هر وقت او را در کنار رهبر میدیدیم، صدایمان را بلند میکردیم و میگفتیم «تو برایش بمان سردار...» اما صدایمان را نشنید، مرد کوچ بود و دلتنگ کوچکردهها، خبر نداشتیم که اینقدر زود میرود، کسی که میلیونها انسان آزاده حاضر بودند بقیه عمرشان را به او ببخشند، رفت ... آرام، باشکوه و پر از اقتدار! درد نبود این چهره خدوم که عمرش را برای شکوه و شوکت اسلام صرف کرده از یک طرف و نگرانی برای آینده صنعت موشکی کشور، بیقرارم کرده بود تا اینکه بین عکسهایش به یک نقطه امید رسیدم.عکسی که در آن دارد انگشترش را در میآورد و به یک جوان ایرانی میدهد، حرکتی که یک نماد است، انگار سردار به حرف آمد و با لبخندی گوشه لبش گفت: چطور به این نتیجه رسیدی منِ ۱۶ ساله فرماندهی کرده، فکر این روزها را نکردم و بدون اینکه جای پای این کشور را در توان و اقتدار محکم کنم، رفتم؟ این عکس نشانهای است از تربیت هزاران سرباز مخلص وطن که خودشان را با قدرت بیشتر آماده افتخار کردهاند، فرمانده آنها هم هنوز در میدان است، با یک درجه بالاتر!



خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















