شناسه خبر : 120375
دوشنبه 13 مرداد 1404 , 13:24
اشتراک گذاری در :

مصاحبه با آزاده ای که موصل ۴ راتبدیل به دانشگاه کرد (قسمت سوم)

ماجرای گیر افتادن آقا داوود بین گل و سیم خاردار

با پوتین گل ها را زیر پایش له کرد؛ انگار قلب من بود که داشت زیر پایش له می‌شد...



فاش نیوز - داوود گودرزی: بوی گل شبدر منو مست می‌کنه! 
هر جا می‌رم و گل شبدر می بینم، محاله نایستم و به سمتش نرم....این گل، تداعی‌کننده دوران کودکی ام است.
در دوران اسارت 3 تا بوته گل شبدر را زیر سیم خاردار اسارتگاه دیدم. 
سیم خاردار نماد اسارت و گل نماد آزادی..عجب پارادوکسی!
بار اول ناخواسته به سمتش داشتم می رفتم که سرباز بعث با نگاه عصبانی اش مرا نهی کرد.
بار دوم با این که ممنوع بود نتوانستم خودم را کنترل کنم و به سمت این گل رفتم. سرباز دو تا سیلی محکم به گوشم زد.
بار سوم  روی گل خم شدم و بو کشیدم و رفتم به دوران کودکی و مزارع روستامون.
یک‌دفعه درد شدیدی در پهلو و کمرم حس کردم.  سرباز با کابل، چنان کتکم زد که سر و صورت و بینی‌ام خونی شد.

 با پوتین گل‌ها را زیر پایش له کرد؛ انگار قلب من بود که داشت زیر پایش له می‌شد.

||آقای جعفر بلوری

اینستاگرام
عالی بود
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi