سه شنبه 21 مرداد 1404 , 11:00




قفس خوشایندبودن را بشکن
فاش نیوز - حالم خوب است، حالا بهشت بهشت هم نیست. اما دیگر، توی سرم صداهای جورواجور نمیپیچد. صداهایی که هر کدام حرف خودش را میزند. یکی من را بکشد سمت چپ، یکی سمت راست، یکی من را مستاصل وسط زمین و هوا نگه دارد.
از آن صداهایی که مرا محکوم به خریت و نادانی میکرد، دیگر خبری نیست. الان فقط یک فکر درسر دارم، همان فکر را عملی میکنم و میروم سراغ کار دیگر. با اینحال، نتیجه اهمیت دادنم به مرزبندی است، من مرزی کشیدهام دور خودم و خطوط قرمزی ترسیم کردهام. آن روزها که مرزی نداشتم؛ اطرافم شلوغ بود، اما خوشبخت نبودم. اصلا آدمی نبودم که به حساب بیاید.
الان همه تلاش میکنند، که مرزهای مرا بشکنند. پس، حالا اگر در رنج و سختی باشم اما به آدمیت قبولم دارند. چون باید هزار کار کثیف انجام دهند تا مرزهای مرا بشکنند. اما من بلدم بلافاصله خاکریز بزنم؛ خودم را از تیررس رگبارهای غیرانسانی آنها درامان نگهدارم. این حال، نتیجه "صبر" بیحاصل نیست. نتیجه فکرکردن است؛ فکرکردنی که به حل مساله میانجامد. فکر کردم چرا کشاورز آنهمه دانه در خاک میپاشد؟ او میداند که همه دانهها رشد نمیکنند. درس این کار این است که بدانیم به هر کسی خوبی کنیم، او به ما خوبی نمیکند. اگر همه دانهها سبز میشدند، زمین یک توپ سبز میشد؛ اما اینطور نیست. انتظار داشته باش که دانههای محبتت در دل همه افراد سبز نشود. بعضیها دستت را گاز هم میگیرند؛ هر چند قانون خدا چیز دیگری میگوید، ولی همه که مسلمان واقعی نیستند.
وَ اِذا حُیِّیتُم بِتَحیَةٍ فَحَیُّوا بِاَحسَنَ مِنها(ایه۸۶سوره نساء)؛ هنگامی که شما را احترام کردند، شما زیباتر احترام کنید.
اینکه دیگران با تو چه میکنند مهم نیست. تو در زندگی خود، خودت باش. نگذارید دیگران شما را به ربات تبدیل کنند. قالب فکر دیگران نباشیم. شاید سالها به چشمشان زیبا بیاییم، اما قبول کنید روزی خسته میشوید. آن روز که دیگر به حرفشان گوش نکنید، شما را تِخ میکنند. به همه میگویند تو اَخ هستی. با اینحال از رها شدن نترس، این تنهایی هزاربار شرف دارد به بیگاری دادن.
وجود خویش را آنطور که هست بپذیر و بدان که تو تنها در قبال خودت و خدای خودت مسئول هستی؛ نه در مقابل افکار و احساسات کسانی که فکر میکنند از تو بهتر میدانند.(اوشو/کتاب عشق، رقص، زندگی) یادت باشد اگر یاد نگرفتی که نه بگویی، آنقدر بله میگویی که به نقطه فروپاشی برسی.
قفس خوشایند بودن را بشکن، این فکر یک تلهای است که تو برای خودت ساختی. صبرکردنهای تحمیلی در یک خانواده در هم تنیده، بیشتر دیده میشود. در این خانوادهها فردیت، رشدنیافته است. اعضای خانواده از این طریق سوژه خود را شکار میکنند، اگر کیس مورد نظرشان قابلیتهایی مثل شغل، مهربانی، تحصیلات، خانه و ماشین داشته باشد، از هر کدام به نوعی سوءاستفاده میکنند. انسانی که در تله گروهزدگی اسیر شده باشد، دیرتر قفس خوشایند بودن را میشکند. وقتی به خودش میآید که بیحال و بیرمق، چشم به کمک دیگران دارد. وقتی سر برمیگرداند، هیچ کسی را نمیبیند. چنین فردی هر روز از خود میپرسد، چیشد که این جور شد؟ جوابش را میداند. اگر کمی مثل آدم فردیتیافته رفتار میکرد، این حجم آسیب نمیدید. طوریکه حالا حتی بترسد تجارب خودش را با نام واقعی ثبت کند. چون چنان از همه گریزان شده که از اسم خودش هم فرار میکند.
پس به حرفهایم گوش کن! بر سر اعتقادات و احساسات درست مقاومت کن، برای مقاومت هیچ روزی دور نیست. اگر مقاومت تو به اعتبار ارزشهای اسلامی میافزاید، کمر مقاومتت را سفت ببند. بلاخره دستی به تو کمک خواهد کرد؛ هر چند در آموزههای قرآن کریم از ما خواسته شده که برای اعتلای ارزشهای اسلامی حتی به صورت فردی اقدام کنیم. تو همان یک نفر در خانوادهات باش.
|| امضا محفوظ

















