سه شنبه 11 آذر 1404 , 09:21




اشرافیت فقر نچشیده چگونه میتواند خدمتگزار باشد آقای سریعالقلم؟
فاش نیوز - اظهارات مبتذل محمود سریعالقلم، از کارشناسان اشرافی غربگرا و همهچیزدان(!) در زمینه مخالفت حضور طبقات فقیر در قدرت و سیاست واکنشهای منفی بسیاری را برانگیخت.
در اینباره وبسایت نامهنیوز نوشت: نقل قولی از دکتر محمود سریعالقلم موجی از حیرت و پرسش را آفرید؛ اینکه «ریشه بسیاری از مشکلات ما حاکم بودن طبقه ضعیفِ اقتصادی در کشور است. نباید اجازه داد کسی از طبقه ضعیف وزیر خارجه یا وزیر اقتصاد کشور شود؛ کسانی که مسئولیت میگیرند باید حداقل از طبقه متوسطِ اقتصادی باشند. طبقه ضعیف بهدنبال رفع محرومیتهای گذشته خودشان هستند نه شکوه ایران.»
این سخن، در ظاهر شاید نوعی تحلیلی سیاسی است اما در باطن تکرار همان دستگاه ذهنی کهن است؛ همان اشرافیت بیقرار که پیوسته میخواهد قدرت را از دست مردم نجات دهد اما هرگز نمیپرسد مردم را از دست این اشرافیت بیقرار چه کسی نجات خواهد داد؟ مشکل دقیقاً در همین نقطه رخ میدهد: در تصور سادهانگارانهای که فقر را مساوی فقدان شایستگی و ثروت را هممعنا با فرزانگی و کفایت میپندارد. گویی سرمایه، ضامن عقلانیت است و رنج، معادل خامی.
اما تاریخ، چه تاریخ جهان و چه تاریخ همین سرزمین درس دیگری داده است: انسانی که از رنج برکنار است، عدالت را نه حس میکند و نه میفهمد. پرسش اساسی این است: آنکه گرمای فرساینده فقر را نچشیده، چگونه میتواند سرمای استخوانسوز بیعدالتی را بفهمد؟
ایده حذف فقرا از مدار حکمرانی، نهتنها ضددموکراسی است، بلکه واجد نوعی «خودبزرگبینی طبقاتی» است که میخواهد امر سیاسی را به آریستوکراسی مدرن تبدیل کند و حکمرانی را از انتخاب اجتماعی به «امتیاز موروثی» بدل سازد. این دقیقا همان لحظهای است که اشرافیت از وضعیت پنهان به وضعیت عریان عبور میکند؛ اشرافیتی که بیقرار است، زیرا همیشه بیم آن دارد که مردم، قدرت را از دستش خارج کنند.
و پرسش بنیادین دیگر ، اینجاست: اگر مسئول برخاسته از طبقه ضعیف، در پی جبران محرومیت است، مسئول برخاسته از طبقه مرفّه در پی چیست؟ حراست از امتیازات؟ ادامه وضعیت موجود؟ یا تثبیت شکاف میان «دارا» و «ندار»؟ آنکه از «فرودستی» برخاسته، شاید جبران کند؛ اما آنکه از «فرادستی» آمده، اغلب محافظت میکند و محافظت در ساختار قدرت، گاه خطرناکتر از جبران است. در این میان اما نباید فراموش کنیم که معیار حکمرانی نه «ثروت» است و نه «تبار»؛ معیار، تنها کفایت، پاکدستی، تجربه، توان تصمیمگیری و گستره دید اجتماعی است. ملاک، نه موقعیت اقتصادی است، نه پیشینه طبقاتی؛ ملاک، توانایی انجام کار است. انسان برخوردار از رنج، ممکن است در قدرت به عدالت نزدیکتر باشد؛ و انسان برخوردار از نعمت، ممکن است در قدرت به خودبسندگی نزدیکتر.
صورت مسئله را وارونه نکنیم. سیاست، هنر دیدن جهان از چشم ضعیفترین مردم است؛ سیاست، اگر از رنج بیگانه شود از انسانیت تهی میشود و حکمرانی، اگر به طبقه خاصی محدود شود نه شکوه ایران افزوده میشود و نه ثباتش.
الجزیره: اگر جنگ با ایران 2 هفته دیگر ادامه مییافت اسرائیل فرو میپاشید
رادیوی دولتی اسرائیل به نقل از یک مقام امنیتی گزارش داد ایران به روند آمادهسازی خود برای یک درگیری احتمالی با اسرائیل سرعت بخشیده است.
این مقام امنیتی در مصاحبه با رادیو کان گفت: احتمال جنگ مجدد، موجب شده تا ایران، روند تجدید تسلیحات خود و نیروهای نیابتی در منطقه، از جمله حوثیهای یمن و حزبالله لبنان، را تسریع کنند. او افزود: ایران همچنین ارسال سلاح به کرانه باختری و سازمانهای ضد اسرائیلی فعال در سوریه را بهمنظور حمله به اسرائیل افزایش داده است.
مقام امنیتی اسرائیل در ادامه مصاحبه با رادیو کان به تحولات اخیر لبنان اشاره کرد و گفت: ایران دریافته که اسرائیل ممکن است پس از ۳۱ دسامبر، ضربالاجل خلع سلاح حزبالله، دست به اقدام علیه این گروه بزند. ایران همچنین وارد یک رقابت تسلیحاتی شده و این موضوع نگرانی مقامهای امنیتی اسرائیل را در پی داشته است.
چند روز قبل هم کانال ۱۴ اسرائیل گزارش داد: ایران بهمنظور بازسازی توان حزبالله و سایر گروههای همسو پس از حملات اسرائیل، انتقال سلاحهای پیشرفته به لبنان، یمن، عراق و حتی آفریقا را آغاز کرده است. ایران در موقعیتی حساس و راهبردی در برابر اسرائیل قرار دارد و مصمم است نفوذ منطقهای خود را حفظ و تواناییهای حزبالله و متحدانش را بازسازی کند. تهران افزون بر انتقال سلاح، بخشی از توان خود را به بازسازی تأسیسات، گسترش شبکههای جاسوسی و برنامهریزی برای انجام حملات در خارج از کشور اختصاص داده است.
از سوی دیگر، روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی خاطرنشان کرد: ایران به نسل جدیدی از موشکها با قابلیت نفوذ به عمق 10متر از بتن مسلح دست یافته است.
در همین حال، «فیصل القاسم» مجری شبکه الجزیره، با وجود سوابق ضدایرانی اذعان کرد: هیچ نقطهای در اسرائیل از موشکهای ایران در امان نماند. جریان ضدایرانی در میان افکار عمومی عرب این تصور را القا میکند که ایران تضعیف شده؛ اما خود اسرائیلیها با صراحت اعتراف میکنند که اگر جنگ با ایران فقط دو هفته دیگر، بله فقط دو هفته دیگر ادامه مییافت، اسرائیل از درون فرو میپاشید.
شبکه هندی تایمز ایکسپی هم گزارش داد: ارتش پهپادی ایران، اسرائیل را متحیر کرده است. خانواده پهپادهای مهاجر بیسروصدا توان نظامی ایران را دگرگون کرده است. سالها پهپادهای ایران را بهعنوان ابزارهایی ابتدائی و دستساز دستکم میگرفتند، اما دیگر نه. اسرائیل اکنون با چیزی روبهروست که هرگز انتظارش را نداشت؛ نیرویی از پهپادها که هر سال قدرتمندتر، هوشمندتر، و با هر ارتقا مرگبارتر میشود.
نشریه اکونومیست هم ضمن انتشار تحلیلی نوشت: اسرائیلیها میگویند جنگ انتقام ایران از اسرائیل حتمی است، و فقط زمان آن نامشخص است. آنها از غافلگیر شدن نگران هستند. در میان ناظران اسرائیلیِ مسائل ایران دو دیدگاه وجود دارد. برخی، مانند یک افسر اطلاعاتی، بر این باورند که ایران بهزودی خواهد کوشید برای تثبیت جایگاه خود، نوعی حمله غافلگیرانه انجام خواهد داد. گروه دیگر استدلال میکنند که ایران در تلاش است تواناییهای نظامیرا بازسازی کند. اما هر دو گروه توافق دارند که به احتمال زیاد ایران بهدنبال انتقامگیری خواهد بود. تنها پرسش این است که این اقدام زودتر رخ خواهد داد یا دیرتر؟ ایران در تلاش است حزبالله را دوباره مسلح کند. اسرائیل نگران است که ایران ممکن است گروههای نیابتی را در عراق وادارد که بهاسرائیل شلیک کنند. نگرانی دیگر احتمال حمله به سفارتخانههای اسرائیل است.
حسین آرین، تحلیلگر نظامی مقیم خارج هم که به بخشی از اپوزیسیون نزدیک است، گفته است: ایران به توان بازدارندگی قابل توجهی دست یافته است. در این جنگ، صرفاً اسرائیل نبود؛ آمریکا با تمام توان وارد آن شد و حملات موشکی ایران برای آنها کاملاً تکاندهنده بود، بهگونهای که اسرائیلیها اصلاً انتظارش را نداشتند. رسانههای چندشآوری مانند اینترنشنال و برخی اپوزیسیونها، حمله اسرائیل به ایران را محکوم نکرده و همچنان حرفهای نخنما شده اسرائیلیها را تکرار میکنند.

















