پنجشنبه 23 بهمن 1404 , 15:30




مــــــذاکره، عقـــــلانیت یا اضــــطرار؟
فاش نیوز - چرا دوباره «مذاکره» نسخه نجات معرفی میشود؟ بار دیگر واژهای قدیمی با لعابی تازه به صحنه سیاست بازگشته است: مذاکره. و بار دیگر همان توجیه همیشگی بر زبان برخی سیاستمداران جاری است: عقلانیت. اما افکار عمومی امروز دیگر با این واژهها قانع نمیشود. جامعهای که نتایج مذاکرههای پیشین را با پوست و استخوان لمس کرده، حالا یک پرسش جدی دارد:
این تصمیم، محصول عقلانیت راهبردی است یا نشانهای از اضطرار و نگرانی؟
مذاکرهای که همزمان با آن تحریم، تهدید و تعدی بیشتر شد. تجربههای گذشته هنوز از حافظه مردم پاک نشده است. در دورههایی که کشور پای میز مذاکره نشست، تحریمها نهتنها کاهش نیافت، بلکه پیچیدهتر شد؛ تهدیدهای نظامی و امنیتی افزایش یافت؛ تعهدات یکطرفه ماند و عهدشکنیها تکرار شد و حتی اقدامات خصمانه مستقیم علیه منافع ایران رخ داد.
این واقعیتها باعث شده مردم امروز با تردید بپرسند، مذاکره با چه طرفی؟ با چه تضمینی؟ بر اساس کدام تجربه موفق؟
عقلانیت واقعی، فراموشی گذشته نیست!
عقلانیت در سیاست، یعنی درس گرفتن از تجربهها، نه تکرار آنها با امید واهی.
اگر قرار است همان مسیر طی شود، بدون اینکه تضمینی تازه، سازوکاری متفاوت یا موضعی مقتدرانهتر تعریف شده باشد، این دیگر عقلانیت نیست؛
بلکه میتواند سادهانگاری تاریخی باشد.
وقتی امید، جای تحلیل را میگیرد
آیا واقعاً در رفتار طرف مقابل تغییری رخ داده است؟
آیا نشانهای از پایبندی به تعهدات دیده میشود؟
آیا تضمینهای عملی وجود دارد؟
یا باز هم قرار است با این پیشفرض وارد مذاکره شویم که «ایـــــــــن بار فــــــــرق مــــــــیکند»؟
تاریخ نشان داده، دشمنی که یکبار عهدشکنی کرده، با لبخند دوباره قابل اعتماد نمیشود.
دیپلماسی از موضع قدرت یا مذاکره برای کاهش فشار؟
دیپلماسی زمانی معنا دارد که از موضع اقتدار انجام شود.
اما وقتی مذاکره به عنوان راهحلی فوری برای کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی مطرح میشود، این پرسش ایجاد میشود:
آیا این تصمیم از سر انتخاب است یا از سر اجبار شرایط؟
و اگر اجبار شرایط است، این شرایط نتیجه کدام تصمیمها و کدام محاسبات گذشته بوده است؟
مردم امروز «واژه» نمیخواهند، «پاسخ» میخواهند. دیگر کسی با شنیدن واژههایی مثل «تعامل»، «عقلانیت» و «تنشزدایی» قانع نمیشود. مردم نتایج ملموس میخواهند. آنها میپرسند:
دستاورد مذاکرههای قبلی چه بود؟
هزینههایش چه بود؟
چه چیزی تضمین میکند که تاریخ تکرار نشود؟
خطر بزرگتر از دشمن: تکرار خطاهای شناختهشده بزرگترین تهدید برای یک کشور، دشمن خارجی نیست؛ بلکه اصرار بر تصمیمهایی است که نتیجهشان پیشتر روشن شده است.
وقتی بدون توضیح شفاف درباره گذشته، همان مسیر دوباره انتخاب میشود، این نگرانی طبیعی است که آیا عبرتها فراموش شدهاند، یا عمداً نادیده گرفته میشوند؟
مذاکره، اگر بیحافظه تاریخی باشد، هزینهساز است. هیچ ملتی با اصل مذاکره مشکل ندارد. اما مذاکرهای که بر پایه تجربههای تلخ گذشته بازنگری نشده باشد؛ از موضع ضعف تلقی شود
و بدون تضمین روشن انجام گیرد، بیش از آنکه راه حل باشد، میتواند مقدمه هزینههای تازه باشد.
سخن پایانی
اگر این مذاکره واقعاً از سر عقلانیت است، مردم حق دارند بدانند:
چه چیزی تغییر کرده؟
چه تضمینی وجود دارد؟
چه درسی از گذشته گرفته شده است؟
و اگر پاسخی روشن برای این پرسشها وجود نداشته باشد، این احتمال جدی مطرح میشود که این بار هم «عقلانیت» نامی محترمانه برای تصمیمی اضطراری است.
و پاســــــخ نهـــــایی، نه در سخنان امروز سیاستمداران، بلکه درنتایجی که فردابرسرکشوروملت خواهدآمد، آشکار خواهد شد.پس بهتراست ازگذشته،پندوعبرت بگیریم.
|| سیدرضا موسوی فاضل

















