یکشنبه 21 تير 1405 , 12:00




هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
فاش نیوز - تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی انرژی به شمار میرود. هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی این آبراه، میتواند آثار اقتصادی، سیاسی و راهبردی گستردهای بر بازارهای جهانی، اقتصاد کشورها و مناسبات بینالمللی بر جای گذارد. از این رو، تنش در هرمز صرفاً یک مسئله دوجانبه یا منطقهای نیست، بلکه موضوعی با پیامدهای جهانی است.
تحولات سالهای اخیر، از رقابت قدرتهای بزرگ و شتاب تحولات فناورانه تا جابهجایی موازنههای اقتصادی و افزایش نقش بازیگران منطقهای، نشان میدهد که نظام بینالملل در حال گذار به مرحلهای جدید است. در چنین شرایطی، تصمیمگیری راهبردی مستلزم درکی جامع از پیوند میان امنیت، اقتصاد، فناوری و دیپلماسی است.
الف) جایگاه ژئوپلیتیکی هرمز
موقعیت جغرافیایی ایران در امتداد خلیج فارس و دریای عمان، جایگاهی ویژه در معادلات امنیت دریایی و انرژی برای کشور ایجاد کرده است. در کنار آن، بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز نیز حلقههای مکمل شبکه تجارت جهانی محسوب میشوند و هرگونه اختلال در این مسیرها میتواند زنجیره تأمین، قیمت انرژی، هزینههای حملونقل و روند تجارت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، امنیت این آبراهها نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیتی بنیادین دارد و مدیریت مسئولانه آن، نیازمند تعامل، گفتوگو و سازوکارهای مؤثر کاهش تنش است.
ب) رقابت قدرتها
رقابت میان قدرتهای جهانی دیگر صرفاً در میدان نظامی تعریف نمیشود. اقتصاد، فناوری، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، دیپلماسی، رسانه، زیرساختهای انرژی و توان نوآوری، به ارکان اصلی قدرت ملی تبدیل شدهاند.
کشوری که بتواند میان این مؤلفهها توازن برقرار کند، در محیط بینالمللی از قدرت مانور بیشتری برخوردار خواهد بود. از این رو، سرمایه انسانی، حکمرانی کارآمد، پژوهش و توسعه و توان تولید دانش، همان اندازه اهمیت دارند که توان بازدارندگی و ظرفیتهای دفاعی.
ج) اقتصاد؛ میدان اصلی رقابت
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که تابآوری اقتصادی، یکی از پایههای اصلی امنیت ملی است. توسعه صنایع دانشبنیان، سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته، گسترش زیرساختهای انرژی و حملونقل، اصلاح ساختارهای اقتصادی و تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، از مهمترین ابزارهای افزایش توان ملی در برابر فشارهای خارجی به شمار میروند.
در کنار این عوامل، دیپلماسی اقتصادی، همکاریهای منطقهای و حضور فعال در زنجیرههای ارزش جهانی نیز میتواند زمینهساز رشد پایدار و کاهش آسیبپذیری اقتصادی باشد.
د) نقش افکار عمومی و قدرت نرم
در عصر ارتباطات، افکار عمومی و روایتسازی به یکی از مهمترین عرصههای رقابت میان کشورها تبدیل شده است. رسانهها، شبکههای اجتماعی، دیپلماسی عمومی و تولید محتوای معتبر، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به برداشت جهانی از تحولات سیاسی و امنیتی دارند.
از این رو، ارتقای سواد رسانهای، تقویت گفتوگوهای کارشناسی، انتشار تحلیلهای مستند و بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها، اندیشکدهها و نخبگان، بخشی جداییناپذیر از قدرت نرم هر کشور محسوب میشود.
هـ) چشمانداز آینده
تحولات منطقه نشان میدهد که آینده خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به مدیریت بحران، همکاریهای منطقهای، اعتمادسازی و کاهش تنش وابسته است. هر اندازه سازوکارهای گفتوگو تقویت شوند، امکان کاهش هزینههای انسانی، اقتصادی و امنیتی نیز افزایش خواهد یافت.
در مقابل، استمرار بیثباتی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد و بر امنیت انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد بینالملل اثرگذار باشد. از همین رو، سیاستگذاری راهبردی باید همزمان منافع ملی، ثبات منطقهای و تحولات جهانی را در نظر بگیرد.
و) کنش مسئولانه؛ ابتکار عمل در عرصههای نوین
در فضای پیچیده کنونی، صیانت از منافع ملی مستلزم کنشگری مسئولانه، قانونمدار و مبتنی بر خرد جمعی است. این کنشگری باید با تکیه بر ظرفیتهای علمی، فناورانه، اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک کشور دنبال شود و از اقدامات شتابزده یا احساسی که میتواند به منافع عمومی آسیب برساند، پرهیز کند.
در این چارچوب، میتوان بر چند محور تأکید کرد:
- بهرهگیری از توان نخبگان، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و متخصصان برای ارتقای توان علمی و فناورانه کشور؛
- تقویت دیپلماسی عمومی، اقتصادی و علمی برای گسترش تعاملات سازنده و دفاع از منافع ملی؛
- توسعه ظرفیتهای نوین در حوزههایی مانند امنیت سایبری، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و مدیریت زنجیره تأمین؛
- افزایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی از طریق برنامهریزی بلندمدت، انسجام ملی و مشارکت نهادهای تخصصی.
چنین رویکردی، مسئولیتپذیری ملی را با عقلانیت راهبردی پیوند میزند و زمینه را برای تبدیل چالشها به فرصتهای توسعه و ثبات فراهم میسازد.
ایران، به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع طبیعی، سرمایه انسانی و پیشینه تاریخی خود، یکی از بازیگران مهم منطقه به شمار میآید. بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها، مستلزم برنامهریزی بلندمدت، توسعه علمی، تقویت اقتصاد، انسجام اجتماعی، حکمرانی کارآمد و دیپلماسی فعال است.
در نهایت، آینده منطقه را نه صرفاً موازنه قدرت نظامی، بلکه توانایی کشورها در ایجاد ثبات، توسعه پایدار، افزایش تابآوری، ارتقای سرمایه انسانی و مدیریت هوشمندانه چالشها رقم خواهد زد. در جهانی که نظم آن در حال تحول است، عقلانیت راهبردی، انسجام ملی و نگاه آیندهنگر، مهمترین سرمایه هر کشور برای صیانت از منافع ملی و ایفای نقشی سازنده در تحولات منطقهای و بینالمللی خواهد بود.
|| علیرضا رجائی

















