یکشنبه 01 شهريور 1405 , 08:42




توصیه ای خالصانه به رئیس تازه نفس بنیادشهید
نام ایثارگر نشانهای از کرامت، عدالت و مسئولیت ملی باشد
اگر ایثارگر باید برای هر حق قانونی خود بارها مراجعه کند، پرونده ببرد، مدرک بیاورد، درخواست بنویسد و میان دستگاهها رفتو...
فاش نیوز - خسارت را میتوان محاسبه، اما فداکاری را نمیتوان قیمتگذاری کرد.
پشت هر عضو از دسترفته، خاطرات و آرزوهایی وجود دارد که دیگر به شکل سابق بازنمیگردند و پشت هر خانواده جانباز، گاهی همسری ایستاده که سالها بیصدا پرستاری کرده و فرزندانی که بخشی از کودکی و جوانی خود را در سایه آثار جنگ گذراندهاند. پس بیایید ایثار را فقط با زبان حسابداری تعریف نکنیم.
خسارت را میتوان محاسبه کرد، اما فداکاری را نمیتوان قیمتگذاری کرد. بیایید قانون را از کاغذ به زندگی بیاوریم و شأن ایثارگر را پیش از آنکه در مراسمها با سخن و شعار گرامی بداریم، در زندگی روزمره او پاس بداریم.
بیایید کاری کنیم که فرزندان و نوههای ایثارگران وقتی به گذشته خانواده خود نگاه میکنند، در کنار خاطرات تلخ، یک حقیقت روشن نیز ببینند: "این کشور فداکاری پدر و مادر و پدربزرگ آنان را فراموش نکرده است".
جناب آقای دکتر سید احمد موسوی رییس محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران
شما بیش از بسیاری از مدیران میدانید که جامعه ایثارگری تنها مجموعهای از آمار و درصدها نیست و پشت هر درصد جانبازی، یک انسان ایستاده است و پشت هر پرونده، یک خانواده قرار دارد و پشت هر حکم، سالها زندگی نهفته است.
جناب دکتر موسوی عزیز
امروز جامعه ایثارگری بیش از هر زمان دیگری به گوش شنوا، نگاه انسانی و اراده اجرایی نیاز دارد. امیدواریم شما همان کسی باشید که فاصله میان قانون و زندگی را کوتاه کند و میان مصوبه و اجرا پلی میزند و میان ایثارگر و حق قانونی او دیوارهای اداری را کنار میزند.
از شما میخواهیم صدای خانوادههایی باشید که شاید توان، فرصت یا امکان بیان دردهایشان را ندارند. باشد که نام ایثارگر در این سرزمین، نهفقط یادآور گذشته، بلکه نشانهای از کرامت، عدالت و مسئولیت ملی باشد.
لطف نمیخواهیم؛ عدالت میخواهیم
حاج خسرو سلیمی تنها یک نام در پروندههای بنیاد نیست او یک انسان است، یک پدر است، یک پدربزرگ است ، یک همسر است و یک عضو خانواده و یک شهروند است. او برای بسیاری، یک نماد زنده از نسلی است که بخشی از وجود خود را برای کشور گذاشت.
اگر جامعه امروز نمیتواند چهار عضو ازدسترفته او را بازگرداند، دستکم باید کاری کند که چهار عضو ازدسترفته او، به چهار دهه رنج و محرومیت مضاعف تبدیل نشود. این کمترین کاری است که میتوان از یک جامعه انتظار داشت.
ما لطف نمیخواهیم؛ عدالت میخواهیم، این جمله شاید خلاصه تمام این نامه باشد: "ما لطف نمیخواهیم؛ عدالت میخواهیم".
نه از سر طلبکاری، نه برای برخورداری ویژه بلکه برای اینکه باور داریم کسی که هزینهای استثنایی برای کشور پرداخته است، نباید پس از پایان جنگ، برای اثبات حقوق اولیه خود، سالها در راهروهای ادارات سرگردان باشد.
اگر ایثارگر باید برای هر حق قانونی خود بارها مراجعه کند، پرونده ببرد، مدرک بیاورد، درخواست بنویسد و میان دستگاهها رفتوآمد کند، آیا این خود نوعی تحمیل رنج مضاعف نیست؟
با نهایت احترام و ارادت
یکی از خادمان بینام، اما دردآشنای خانوادههای معظم شهدا، جانبازان و ایثارگران
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
|| محمد آذر

















