07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 43063
یکشنبه 09 اسفند 1394 , 10:20
یکشنبه 09 اسفند 1394 , 10:20


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


با یاد لبخند پدر!
فاطمه همتی، فرزند شهید - پشت سر پدر میایستادم و او نماز را بلند میخواند تا ما یاد بگیریم. تا اینکه کلاس دوم نماز خواندن را بهطور کامل آموختم. یک روز پدر گفت: «حالا داخل اتاق برو تا ببینم چطور نماز میخوانی؟»
با شوقی وصف ناشدنی به اتاق رفتم و نماز مغرب را با صدایی بلند خواندم. ولی به جای سه رکعت، چهار رکعت خواندم!
پدر با لبخندی گفت: «آفرین دخترم؛ ولی یک رکعت اضافه خواندی.»
با تعجب پرسیدم: «مگه نگفتید که هر چه بیشتر بخوانیم بهتر است؟»
پدر باهمان لبخندی که به لب داشت جواب داد: «نمازهای یومیه را همانطور که گفتهاند باید بخوانی نه کمتر و نه بیشتر.»
***
امروز بعد از هر نماز مغرب با یاد لبخند پدر دست به دعا بلند میکنم.
خاطرهای از شهید علیاصغر همتی
به نقل ازکیهان

















