یکشنبه 08 فروردين 1395 , 14:45




کاش چزابه زبان سخن داشت
گروه دفاع مقدس- آنان که شامگاه دوم اسفند ۱۳۶۲ در تنگه چزابه به خط زدند و تا صبح جنگ تن به تن کردند، کسانی بودند که راه را برای خیبریان باز کردند. از جنس جوانمردانی که در همیشه تاریخ این سرزمین بوده اند و به خط زده اند تا راه برای دیگران، برای پشت سری ها و برای پیروزی مردم باز شود.
ساعت ۲۳/۲۰ دقیقه شامگاه دوم اسفند ۶۲ در حالی که فقط چند ساعت تا عملیات خیبر مانده بود، عدهای جان بر کف در تاریکی شب به خط زدند تامحور جاده سوبله به چزابه آزاد شود و دو ارتفاع مشرف به شهرعلی غربی را به تصرف درآورند که برای عملیات بعدی لازم بود.
عملیات والفجر ۶ یکی از گمنامهای جنگ است. عملیاتی که دو روز طول کشید تا توان دشمن را برای دفاع در عملیات بعدی کاهش دهد.
آنان که در این عملیات پیشقدم شدند میدانستند که برگشتی وجود ندارد. برای همین بسیاری از پیکرها در همان تنگه معروف ماند برای همیشه.
آتش دشمن سنگینتر از آنی بود که تصور میشد. نیروهای عراقی فکر میکردند اطلاعات عملیات ایران لو رفته است و با این حال ایرانیها حمله را آغاز کردهاند، اما نمیدانستند این رزمندگانی که در این تنگه در حال جنگ هستند آمدهاند تا آخرین توان بجنگند. مهمترین هدف آنان انهدام توان جنگی قوای دشمن بود.
چزابه سه سال پس از آغاز جنگ هنوز شهید میگرفت. هنوز همه نگاهها به آن بود. هنوز عراق مترصد بازپسگیری آن بود.
آنچه در اسناد جنگ درباره عملیات والفجر ۶ آمده بسیار مختصر است:
«در محور تنگه چزابه در شمال شرقی «بستان» نیروهای سپاه موفق به شکستن خطوط دفاعی دشمن شده و تا سحرگاه که نبرد به جنگ تن به تن کشیده شد، محور جاده سوبله به چزابه، تحت سلطه نیروهای ایران درآمد. با آغاز عملیات خیبر در منطقه «هور الهویزه» و «هورالعظیم» عملیات دو روزه والفجر۶ به اتمام رسید.»
جنگ با چنین گمنامهایی ادامه پیدا کرد. با خون کسانی که تن به تن با دشمن جنگیدند تا مردم از گزند دشمن در امان بماند. حال سالیان سال پس از آن روزها عدهای با خون اینان کاسبی میکنند
حال همان رزمندگانی که افتخار آفریدند و دست و پا و ریه جا گذاشته در آن دشتها وجبهه نامحرمان درگاهشان شدهاند و بیشتر شان از حقوق قانونیشان محرومند و به دلیل نداشتن مدرک همزمان و یا صورت سانحه وسخت گیری کمیسیون های پزشکی و احراز به سختی روزگار می گذرانند و یا درصد ندارند و یا درصد پایین هستند و هر روز از ناسپاسی های مسئولان امور آرزوی پرواز می کنند!...
کاش چزابه زبان سخن داشت.

















