05 آبان 1405 / ۱۵ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 48130
چهارشنبه 13 مرداد 1395 , 10:38
چهارشنبه 13 مرداد 1395 , 10:38


NPT؛ تغییر دکترین هستهای و بازدارندگی
ابراهیم کارخانهای
اجلاس تهران آب یا سراب؟!
حسین شریعتمداری
سلام یا درود؟
محمدرضا الهی
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟
محمد ایمانی
دورهمی پر دود بیهویت!
محمد محمدی افران
صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی
امتِ مبعوث؛ از مکتب فاطمی تا امید اجتماعی و انسجام ملی
سیدرضا موسوی فاضل
روایت خوندلهای مسیر تکوین
مهدی فضائلی
ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

با یک دست لباس و دمپایی آبی رنگ
محمد- بنده سال 66 وظیفه سپاه در قرارگاه رمضان مرکز جنگ های نامنظم بودم. آموزشی در منطقه جنگی گیلانغرب روستای کاسه گران، بعد هم سقز. سردشت (بیتوش) و برج 11 سال 66 در سنندج آموزش تکاوری برای یک عملیات برون مرزی ( طعمه والفجر10) در مقر روستای کرکر شیمیایی شدم.
اول 20درصد بعد 15درصد. این درصدها بعد از جنگ بود. جوان بودیم و قوی ولی چه کنم که بدن تحلیل رفته و عوارض شیمیایی بر من غلبه کرد.
از 17/12/94 تا 95/01/21 در اثر یک تحریک عصبی نفهمیدم کی در بیمارستان فارابی اصفهان با یک دست لباس و دمپایی آبی رنگ به مدت33 روز و 30 روز هم در خانه 63 روز اصلا" حال خودم را نداشتم. حال به همت و یاری خداوند و با قرص های آرامبخش کمی بهترم.
یکی به من راهنمایی کند چه باید کرد؟
کد خبرنگار: 20


از عشق به کتاب و طلبگی تا شهادت در کوفه
منیره شایق
آخرین پیام شهید جلالی: این اشکها بیپاسخ نمیماند
مریم جلالی مشایخی
از شمیرانات تا شلمچه؛ روایت یک شهادت
زهرا سلطانی
از مشهد تا جبهههای والفجر
فاطمه یزدانی
خنده در آغوش شهادت
زهرا نادی















