22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 49064
پنجشنبه 11 شهريور 1395 , 09:34
پنجشنبه 11 شهريور 1395 , 09:34


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

شبی که«حاج قاسم»روی سیم خاردار خوابید
شهید اصغری در اثر فشار روی سیم خاردار سیستم های عصبی شان فشرده شده بود، دست و پاهایش سوراخ شده بود، مویرگ های بدنش پاره شده بود و تشنج داشتند از مردادماه 64 تا دی ماه 64 در بیمارستان مشغول مداوا بود.
حاج قاسم شب عملیات عاشورای 3 کاری کرد کارستان. اوشب عملیات با یک تیم از بچه های تخریب مامور شدند برای بازگشایی معبر گردان علی اصغر علیه السلام.
فرمانده گردان حضرت علی اصغر علیه السلام شهید حاج داوود آجرلو بود. شب عملیات پیشاپیش گردان حرکت کردند و وارد معبر شدند. معبر در شیب تپه بود و با عنایت خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام و تجربه شهید حاج قاسم معبر بدون مشکل تا انتهای میدون مین باز شد و به سیم خاردار توپی رسیدند. در این موقع اتفاقی افتاد و گردانهای همجوار عملیات رو شروع کردند اما هنوز چند توپ سیم خاردار توی معبرگردان حضرت علی اصغر علیه السلام بود که باید قطع میشد و بچه ها به دشمن حمله میکردند.
با روشن شدن منورها توی آسمون دشمن متوجه حضور معبر زیر سنگرهاش شد. اینجا بود که شهید حاج قاسم تدبیر کرد و به یکی از بچه ها گفت که سریع خودت رو به سر میدون مین برسون و به فرمانده بگو معبر باز شده و نیروها رو توی معبر هدایت کن. وقتی رزمنده ها به آخر میدون رسیدند در کمال تعجب دیدند که حاج قاسم روی سیم خاردارها خوابیده و فریاد میزند برادر ها سریع رد شوید و به دشمن امان ندهید. بچه ها که شوکه شده بودند برای چند ثانیه درنگ کردند اما حاج قاسم با قسم دادن اونها به بی بی حضرت زهراءسلام الله علیها از اونها می خواست که از رویش رد شوند... گردان علی اصغر علیه السلام از معبری که با بدن حاج قاسم باز شد عبور کرد و با دشمن درگیر شدند.
همه فکرکرده بودند که حاج قاسم شهید شده. ولی وقتی امدادگرها پیکرغرق به خون حاج قاسم را پیدا می کنندکه انگار هزاران تیر به او اصابت کرده. فشار سیم خاردار تمامی سطح جلوی بدن این عزیز را پاره پاره کرده بود. این حماسه زود دهان به دهان در بین رزمندگان لشگر سیدالشهدا ء(ع) پخش شد حتی فرمانده لشگر برادر فضلی در صبحگاه رزمندگان لشگر این ایثار شهیدحاج قاسم راستود.
شهید اصغری در اثر فشار روی سیم خاردار سیستم های عصبی شان فشرده شده بود، دست و پاهایش سوراخ شده بود، مویرگ های بدنش پاره شده بود و تشنج داشتند از مردادماه 64 تا دی ماه 64 در بیمارستان مشغول مداوا بود.
سردار شهید حاج قاسم اصغری در پاکسازی میادین مین سردشت به همراه شهید حاج رسول فیروزبخت در اثر انفجار مین والمری در آبانماه 66 به شهادت رسید.
منبع: مشرق
00
پاسخ
ای وای از اون همه ایثار واقعا کسی که نبوده و با چشمان خودش ندیده محال است که باور کنه ولی بخدا همش واقعیت دارد ما بارها این ایثارگری ها و رشادت ها و شهادت ها رو دیدیم بار ها و بارها ولی هنوز کفن اون عزیزان خشک نشده همه چیز با قدرت و ثروت عوض شد دیگه بعید می دانم که فرمانده گردانی باشه که اول خودش وارد میدون مین بشود بعد زیر دستاش اون روزا هر غریبی وارد تیپ و لشکری میشد محال بود که بتونه تشخیص بده که کی فرمانده تیپ و یا لشکره همه یکدست مثل هم چه بسیجی چه سپاهی تنها فرقش این بود که شب عملیات فرمانده زودتر از رزمنده ها به خط دشمن میزد حق ماموریت یه بسیجی با یه پاسدار وظیفه و فرمانده 2500 توان تا 2700 تومن بود نه درجه ایی نه حقوق بیشتری همه یکرنگ و یکدل هشت سال با دست خالی ماشین جنگی صدام و 42 ارتش قدرتمند دنیا را زمین گیر و نابود کردند واقعیتی که در حال حاضر با بد عمل کردن بعضیا بیشتر برای جوان ها مثل افسانه و قصه می ماند باز هم عرض می کنم که متاسفانه قدرت و ثروت داره جایگزین اون همه ایثار و ایثارگر می شود و حالا که روز بروز جلوتر می رویم بیشتر دلتنگ کارهای شهیدان سرافرازمون می شویم . روحشان تا ابد شاد
نظری بگذارید


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















