22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 49218
دوشنبه 15 شهريور 1395 , 09:19
دوشنبه 15 شهريور 1395 , 09:19


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

حسرت وداع با همسرم بر دلم ماند
حلیمه سجادی همسر شهید مدافع حرم تیپ فاطمیون یارمحمد مردانی در سالروز شهادت این شهید بزرگوار با بیان این که همسرم چند روز قبل از تولد 4 سالگی تنها دخترمان فاطمه زهرا به شهادت رسید گفت: آخرین باری که با او تلفنی صحبت کردم می خواستم بگویم که چند روز دیگر که به مرخصی می آیی تولد 4 سالگی فاطمه زهرا است ولی فراموش کردم تا این که خبر شهادتش آمد.
وی در ادامه گفت: شغل یار محمد آزاد بود، خانواده ما به واسطه یک نسبت فامیلی دور با هم آشنا شده و ما سال 1389 با یکدیگر ازدواج کردیم، ماه رمضان سال 1394 بود که به یکباره او تصمیم گرفت که برای دفاع از حرم زینبی به سوریه برود، در خصوص دلایل و اهدافش برای این سفر چیزی به من نگفت به همین دلیل من تصور می کردم که برای زیارت می رود، روزی که در میدان امام خمینی تهران برای ثبت نام رفت من همراهش بودم که او به من گفت بار دیگر که برگشتم تو و فاطمه را نیز به سوریه خواهم برد.
سجادی با اشاره به حال روحی خاص و معنوی همسرش شب قبل از اعزام به سوریه خاطرنشان کرد: آن شب به من سفارش اکید کرد که مواظب خودت و فاطمه باش و هر بار نیز که از سوریه زنگ می زد می گفت که به زودی برای دیدن ما می آید.
وی ادامه داد: یارمحمد روز شهادتش با نیروهای داعش درگیری بسیار نزدیکی داشته و در نهایت با اصابت دو گلوله به شکمش مجروح شد ه و به دلیل دیر رسیدن به بیمارستان به شهادت می رسد.
این همسر شهید مدافع حرم با ابراز دلتنگی بسیار برای همسرش خاطرنشان کرد: شاید اگر اکنون بود دیگر نمی گذاشتم برود، چون در تنهایی بسیار سختی کشیدم و دلم برایش خیلی تنگ شده است، اگر اکنون بود پاهایش را می بوسیدم ولی هنگامی که برای مراسم تشییع پیکرش رفتم نتوانستم پیشانی اش را ببوسم و از او خداحافظی کنم و این حسرت همیشه بر دلم مانده است.
منبع: حیات


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















