پنجشنبه 25 شهريور 1395 , 12:30




نامه سرگشاده به قائم مقام بنیاد شهید
نظام خدمات رسانی به ایثارگران نارسا و تبعیض آمیز است
مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران در نامه ای سرگشاده به قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران، در باره چالش های مادی و معنوی خدمات رسانی به ایثارگران هشدار داد.
فاش نیوز - مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران در نامه ای سرگشاده به قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران، در باره چالش های مادی ومعنوی خدمات رسانی به ایثارگران هشدار داد.
«غلام رضا یاوند عباسی» که خود سال ها در این حوزه و درکنار مشاور امور ایثارگران رئیس جمهور فعالیت کرده و تجربه اندوخته است درحال حاضر نیز مدیر مسئولی مجله «پیام ایثار» را برعهده دارد.
متن کامل این نامه سرگشاده به شرح ذیل است:
بسمهتعالی
برادر گرامی جناب آقای انصاری
قائممقام محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران
سلامعلیکم
بنیاد شهید و امور ایثارگران بهعنوان عالیترین نهاد در امر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و خدماترسانی به ایثارگران با توجه به وضعیت فرهنگی جامعه، تنوع مصادیق ایثارگری و نیازهای جامعه هدف همواره با چالشهای جدی معنوی و مادی مواجه است.
پیر شدن جامعه ایثارگران دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، رشد و گسترش نیازهای درمانی و معیشتی آنان، فشردگی حضور فرزندان شهدا و جانبازان در نوبت ورود به بازار کار، توسعه جامعه آماری ایثارگران با ظهور و توسعه میدانی عرصه مقاومت همه اتفاقاتی است که تدبیر ویژهای را برای درک شرایط و پاسخگویی در بنیاد میطلبد.
اینجانب بهعنوان یک علاقهمند به حوزه ایثار و شهادت و دردآشنای عرصه خدمت به یادگاران ارزشمند دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ضمن درک شرایط بغرنج مالی بنیاد که متأثر از وضعیت عمومی کشور است، لازم میدانم مراتب نگرانی خود را به روند نابسامان خدمترسانی به ایثارگران که از گذشتهها بر روشی غلط بنانهاده شده و کماکان نیز بر همان سیاق پیش میرود اعلام نمایم و موارد موردنظر را در چند محور به عرض برسانم. ضمن اینکه معتقدم چون فرهنگ ایثار و شهادت نیاز اساسی همه عرصهها و پشتوانه و سرمایه اصلی نظام است، تعلل و اشکال در عملکرد بنیاد بهکل کشور آسیب خواهد زد.
- به نظر میرسد بنیاد فاقد نقشه راه، برنامه جامع و فراگیر و تقویم عملیاتی معین و مناسب است زیرا:
الف) پس از چند دهه از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز معلوم نیست:
- اقشار مختلف ایثارگر در بهرهمندی از امتیازات در چه طبقهای قرار دارند و تقدم و تا خر با چه سنجشی صورت میگیرد؟
- ملاک بهرهمندی از امتیازات چیست؟ نیاز، آسیبدیدگی، سابقه، مراجعت بیشتر، سماجت و یا ...؟
- صفرتا صد خدمات برای هر قشر ایثارگر چه خواهد بود؟
- نقش نظارتی بنیاد بر عملکرد سایر دستگاههای اجرایی چیست؟ و اگر انجامشده چه نتایجی داشته است؟
یادآور میشوم قانونگذار در ماده 18 قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران با درک ضرورت سازماندهی نظام خدماترسانی به ایثارگران استفاده از استاندارهای بینالمللی را بهعنوان معیارهای جدید در ارائه خدمات (امتیازبندی تلفیقی) مورد تأکید قرار داده است؛ اما با ابراز تأسف، بنیاد در پیشنویس آییننامه فصل سوم قانون جامع که اکنون در حال بررسی در کمیتههای تخصصی دولت است عامدانه از ماده 18 عبور و بدان نپرداخته است.
که اولاً چنین اقدامی که موجب مضیق شدن آییننامه نسبت به قانون میشود، خلاف قواعد حقوقی است و ثانیاً بیانگر آن است که بنیاد به هر دلیلی شهامت بازنگری به رویه پراشتباه کنونی مبانی خدماترسانی به ایثارگران را ندارد و قصد دارد همان روش غلط گذشته را ادامه دهد.
ب) بنیاد کاملاً در موضع انفعال قرار دارد و عملاً به دنبال رفع تبعیض در خدماترسانی نبوده یا توفیقی نداشته است.
در توضیح بند «ب» یادآور میشوم: اگر طرح، برنامه و نقشهای که گویای پیشبینی و احصاء نیازهای اقشار مختلف ایثارگر و تقویم زمانبندی اجرای هر بخش به فراخور توان، توسط نهاد متولی ارائه نشود آنوقت هر قشر از اقشار ایثارگر به خود اجازه میدهد با استفاده از ابزارها و حوزه نفوذ خویش در تصویب قوانین مؤثر واقعشده و مطالبات خویش را تحقق بخشد و بنیاد را در عمل انجامشده قرار دهد آنوقت بنیاد منفعلتر از گذشته باید پاسخگوی اقشار دیگری باشد که خود را همانند گروه قبل محق میداند. نمونهاش همطرازی فرزندان شهدا با جانبازان 50 درصد.
حال این اقدام بر چه منطقی استوار بوده، بماند. مشکل اینجاست که حالا فرزندان جانبازان 70% به بالا این حق را به خود میدهند که امتیازاتی مشابه را مطالبه کنند. همسران شهدا هم این حق را دارند که خود را در کسب این امتیازات محق بدانند، آنوقت بنیاد نه امکان حذف حقوق مکتسبه فرزندان شهدا را دارد و نه انگیزه تسری به اقشار دیگر را؟! و باز این سیکل معیوب ادامه مییابد.
ج) تبعیض ناروا بین طبقات مختلف درون یک قشر از ایثارگران:
میدانیم که بیماری جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان ازجمله بیماریهای سخت و شاید بتوان گفت پیشرونده است. گاهی یک جانباز اعصاب و روان 15 درصد مشکلاتی بهمراتب حادتر از یک جانباز 50 درصد قطع عضو دارد. در حال حاضر چند هزار نفر جانباز اعصاب و روان فاقد درصد که به دلیل داشتن درصدهای جزئی ناشی از سایر مصدومیتها در سال چند نوبت در آسایشگاهها و بیمارستانهای بنیاد بستری میشوند از کمترین دریافتی برخوردارند و خانوادهشان که مانند همه خانوادهها، نیازمند تأمین هزینه تحصیل، ازدواج، مسکن و ... میباشند در فلاکت و بدبختی بسر میبرند.
بنیاد با علم به اینکه این افراد نیازمند درمانهای دورهای هستند، اما فقط به دلیل نداشتن مدارک مثبته درصدی بابت اعصاب و روان به آنها داده نشده، اقدام راهگشایی برای آنان انجام نداده و تدبیری را برای ((حالت اشتغال)) تلقی کردنشان بکار نگرفته است.
2) ابزارهای ایثارگری برای احقاق حقوق جانبازان قابلاتکا نیستند.
کمیسیون ماده 16 که با نگاه حمایتی و در جهت به ایثارگران به وجود آمده عملاً در مواد مهمی چون ماده 51 قانون جامع، قانون استفساریه تبصره 3 ماده 9، قانون تسهیلات استخدامی و اجتماعی جانبازان و درمان خانواده فرزند شهد تابع تفاسیری است که خلاف فهم عمومی از قانون یا رویه اجرایی اکثریت دستگاهها و حتی خلاف آراء صادره دیوان عدالت اداری است.
در ماده 51 قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران در کمیسیون ماده 16 آراء مکرری صادره شده که اجرای قانون را مستلزم آییننامه دانسته و یا فرزندان شهدا را مشمول این قانون ندانسته است، درحالیکه همه دستگاهها آن را اجرا کرده و شورای حقوقی دیوان محاسبات هم فرزندان شهدا را همزمان مشمول دریافت دو فوقالعاده ایثارگری تبصره 2 ماده 68 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 51 قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران دانسته است و حتی دبیر کمیسیون اجتماعی دولت هم طی مکاتبه رسمی با ریاست محترم بنیاد ماده 51 قانون جامع را بینیاز از آییننامه دانسته است.
در ارتباط با موضوع همطرازی جانبازان هم آراء متعدد دیوان عدالت اداری با ابطال بخشنامه سازمان مدیریت و برنامهریزی، کلیه جانبازان را در صورت تنزل محق بهرهمندی از همطرازی با پست بالاتر دانسته و بدان رأی داده است. درحالیکه کمیسیون مزبور با صدور آرایی مبهم این مهم را تعیین تکلیف نمیکند.
در ارتباط با بهرهمندی خانواده فرزند شهید همانند شخص فرزند شهید از معافیت در پرداخت هزینههای درمانی نیز کمیسیون نظری همانند بنیاد دارد نظری که مغایر با نص صریح ماده 13 قانون جامع و بند ((ز)) ماده 1 قانون مذکور است.
البته ناگفته نماند که بنیاد براثر فشارها برخلاف نظر کمیسیون ماده 16 – اگرچه دیرهنگام اما درنهایت ماده 51 را عمل کرده است اما ابزارهای حقوقی خود برای حذف آن در پیشنویس این نامه ماده 51، 12 و 13 قانون جامع استفاده میکند تا فرزند شهید را از این فوقالعاده ایثارگری و خانواده فرزند شهید را از دایره شمول معافیت در پرداخت هزینههای درمانی خارج کند.
امروزه شاهد موضعگیریهایی از برخی نمایندگان بنیاد در جلسات تصمیم سازی و تصمیمگیری هستم که اگر احیاناً شاخ دربیاورم جای تعجب ندارد. گاهی احساس میکنم جای بنیاد و دستگاههای اجرایی عوضشده، بنیاد از دادن امتیاز و اجرای قانون طفره میرود و دستگاههای اجرایی بر اجرای قانون اصرار میورزد.
جناب آقای انصاری عزیز
این وضعیت انفعالی و سردرگمی، خاص این دوره بنیاد نیست اما شما که مسئولیت هماهنگی و اجرایی بنیاد را به عهدهدارید و از اعتماد ریاست محترم بنیاد برخوردارید و خود از نسل باروتید، اگر نخواهید بنیاد را از قید این بندهای نامرئی، نگاههای نامناسب، فشارهای درونی و بیرونی نجات دهید و سیستم را از این وضعیت انفعالی به جایگاه رفیع آن و مدیریت اثرگذار، فعال و پویا ارتقا بخشید، مسئولید.
بارها در جلسات رسمی گوشههایی از دغدغههایم را بیان کردهام، اما کسی جواب قانعکنندهای نداشت. پیامکهای متعدد بنده به جنابعالی برای اختصاص زمانی جهت طرح این دغدغهها علیرغم پاسخ پیامکی شما که وعده کردید و محقق نشد مجبورم کردید این نگرانیها را مکتوب و رسانهای کنم تا وجدانهای بیدار داخل و خارج از سازمان قضاوت کنند و شاید پاسخ کاربردی و قانعکنندهای ارائه شود تا هم من و هم همه آنانی که مانند این حقیر فکر میکنند از اینکه بنیاد روش درستی را در پیشگرفته آرامش پیدا کنند.
خدای بزرگ را شاهد میگیرم که نگارش این نامه هیچ ارتباطی با نگاه سیاسی و حب و بغض شخصی نداشته و ندارد و بر این باورم که چون خط ایثار و شهادت همواره جاری است، انقلاب اسلامی و محور مقاومت جز با ایثار و مجاهدت تکامل نمییابد و پیشرفت کشور نیازمند ارج نهادن به فرهنگ ایثار و شهادت و تکریم حقیقی مجاهدان راه خداست، پس اگر امروز بنیاد روشهای ناصواب خدماترسانی را اصلاح کند از فردا بهتر است.
غلامرضا یاوند عباسی
مدیرمسئول نشریه سراسری پیام ایثار
تا زمانی که ماده 18 قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران اجرائی نشود، نظام خدمات رسانی به ایثارگران به دلیل نارسایی ها و تبعیض ها زیر سووال است. اجرای این قانون نیازمند تدبیر و حرکتی شجاعانه است.
سلام ودرودخدابرقلب بزرگ وبسیجی اتان برادرعباسی لازم وضروری است فارغ ازجناح بندی باندبازی وگروشناسی بعنوان سربازی کوچک ازمریدان امام راحل ازدوردست شماراببوسم وبعنوان یک شهروندازخدای سبحان برای شماوهمه آنهاییکه دلشان برای جامعه هدف میسوزدازخداوندمنان یربلندی وعزت بخواهم،فطع به یقین دستی درآتش داسته ایدکه مشکلات جامعخ ایثاررابه این نحووبه درستی تشخیص داده ایدبله دقیقاواقعیات رابیان کردیدتعدادی ازرزمندگان دفاع مقدس ومن حقیربه هردلیلی که بتوان نام گذاشت ازپیگیری مجروحیت وجان بازی معذوربودندوباگذشت زمان وبروزمشکلات زندگی وقتی پای دربنیادنهادندوبرای تعین وضعیت شان اقدام کردندبامواردی ازقبیل سردبرخوردکردنهاوطلوع قوانینی جدیدودرصدهای جزیی روبروشدندمثلاحقیرسال ۶۴مجروح شده ام سال۸۴تعین وضعیت شده ام بعنوان جانبازشیمیایی ۱۵%درحالیکه نسبت به دوستان ۴۵%پنج یاده درصدبیشترمشکلات روحی وروانی دارم این دردلیل دارداولااگرهمان سال ۶۴کمسیون میرفتم مطمئنابااطبایی ازنسا جنگ روبرومیشدم ودردم رابیشتردرک میکردندد درحالیکه بچه هایی هستندکه دربدترین شرایط جنگ برای درمان پای دربیمارستان نمی نهادندبصرف اینکه درمنطقه باشندوامروزهمان دلسوزان دیروزی برای نان شب محتاجنددرحالیکه بیش ازسی نامه طب این سه سال مدیریت آقای شهیدی خودم شخصانوشته ام امادریغ ازیک جواب واقدامی دررفع مشکلات امیدوارم که نامه شمامثمرثمربوده وراهگشای مشکلات باشدبه امیدتداوم وحفظ ایثارومقاومت اسلامی برای شماسربلندی برای خودم شهادت درراه خداووصال دوستان برای شهداوامام شهداعلودرجات مسئلت میکنم ،
از همه تلاش ها و پیگیری های جنابعالی سپاس گذارم قبلا مجموعه قوانین ایثارگران را که توسط جنابعالی تهیه شده است مطالعه کرده ام
موفق باشید
خواهشا. ممبعد دیگر رزمندگان را ایثار گر نخوانید مگر رزمندگانی که بعضا تا چندین سال از بهترین دوران زندگیشادرعنفوان جوانی د سو مدرسه را رها کرده و به دفاع از کشور و نظام و ملت پرداختند برای کشور کم ارزش تر از فرزند شهید و جانباز و دیگر ایثارگران هستند که هیچ امتیاز و اولویتی برای انها قایل نبستید تا جایی که برای احتساب مدت زمان حضور در جبهه برای بیمه باید مبالغ سنگینی پرداخت کنند که در همه دنیا برای سربازان جنگشان کلا بیمه رایگان دارند ولی متاسفانه در کشور اسلامی ما با رزمندگانشان اینگونه رفتار میکنند و به جز شعاردادن هیچ ارزشی برای انان قایل نیستند.
بیایید تا دیر نشده که شده رزمندگان را در یابید و حق و حقوقشان را ادا نمایید تا عبرتی برای ایندگان باشند
دن.
من جانباز 40 حالت اشتغال سال 65 مجروح و در سال 76 حالت اشتغال شده ام !
زمان بازنشستگی من چه زمانی است !؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بنیادشهید هیچی از فرهنگ ایثار نمی داند، اوایل خوب بود ولی اکنون؟
چرا بعد 27 سال از جنگ اکثر مجروحان جنگ زیر25درصد یا بدون درصدند رزمندگان را کلا فراموش کرده اند، آیا یک رزمنده از فرزند جانباز 70 درصد کمتر است؟
آقا قافیه را باختید و می توان گفت راه امام را نمی روید؟
چرا؟
خانواده جانبازان اعصاب و روان زير 25 درصد مظلوم ترين قشر ايثارگران هستند... خداوند بچه هايتان را صحيح و سلامت حفظ نمايد ....
اجرتان با ابوالفضل س .....
برادرجــانبازمظلوم که فرمودیدروئساییکه ببشترازپنج سال میماننداحساس خدایی میکنندبایدخدمتتان عرض کنم کاملااشتباه میکنید،درشهرستان مارئیس بنیادمان جناب آقای خدامرادحیدری است ایشان بیش ازده سال است که ریاست بنیادماراعهده داراست خداگواه است رفتگرشهرداری که هم می آیداتاقشرایشان ارصندلیش بلندمیشودچندسال قبل یکـصندلی چرخدارآوردندبگذارنداتاقش چون صندلی قبلی پاره شده بودایشان صندلی راگذاشتندکناراتاق من گفتم برادرحیدری چراصندلیت راعوض نمیکنی،(ایشان فرموداین صندلی میچرخد،شایدجلوهمسرشهیدی،پدرشهیدی،فرزندشهیدی صندلی چرخیدآنوقت شرمندگی راچکارکنمـ که جلوایثارگری باصندلی چرخی خورده ام بیائیدببینیدنوع لباس پوشیدنش،نوع برخوردباارباب رجوع ،نوع استفاده ازبیت المال رابایددیدوالاگفتن من شایدبرای شماوجاهت نداشته باشدبایدبیائیدببینیدکه ساعت ۳یا۴که میخواهدبرودخانه پیاده میرودیاباخودروبنیادماهنوزداریم مخلصهایی چون این رئیس،چون یوسف مجتهد،چون سیدمنصورمیرمرادی،چون دکترحسین دهقان،اینهاکاظمی،باکری،همت،های ماندگارندبرای انجام رسالت والسلام،
براستی عزیزانی که جسم واعضای بدنشان را درراه دفاع از انقلاب وسرزمین ازدست دادند پا به سن پیری گذاشته اند
دردوران جوانی مشکلات کمتر احساس میشوند اما درسن بالا هزاران مشکل به مشکلات قبلی افزوده میشوند چنانچه برادر عزیزمان فرمودند مشکلات درمانی ومعیشتی واشتغال فرزندان وازدواج بر درد نداشتن اعضای بدنمان افزوده میشوند وبه یقین اکثرا جانبازان این مشکلات ویا قسمتی از آنها را دارند
جناب عباسی از ماده 39 وتبصره های آنهم کاش یادی میکردی خیلی از جانبازان هستند که ازمزایای ماده واحده 75/09/07 بهره مند هستند علی الخصوص کارمندان خود بنیاد از زمان ماده واحده استفاده می نمایند اما برای من وامثال من هزاران تفسیر غلط قانونی میآورند کمیسیون ماده 16 بنحوی وخود بنیاد بنحوی وحتی دیوان عدالت خلاف قانون رای میدهد درحالی معاونت قوانین مجلس درپاسخ استفساریه صراحتا کلیه جانبازان را محق دریافت حقوق ایثارگری مجزا از حقوق استخدامی میداند
برادرم عمری برای ما باقی نمانده پس کی به حقوقی که قانون مقرر داشته میرسیم
دراین زمان خاص بیشتر از هرزمانی نیازمند کمک مادی هستیم
امیدوارم نمایندگان مجلس ومسئولان گرامی به این مهم توجه نمایند وبرای رفع تبعیض ها قدمی بردارند
اما فارغ ازاین دغدغه های بحق متأسفانه تکراری لازم است عزیزانمان حرکتی جهادگونه انجام شود،وبرای ریشه کنی فساد موجود که همه بدبختیهای قشرایثارگرهم متأثر ازهمین نابسامانیهاوفسادهای بنیان برانداز که شکی ندارم اینهاهمه نقشه های شوم دشمنان درون وبرون نشین نظام است ریشه دارد،فلهذا کلیه کارکنان بنیاد مخصوصا بخشهای مالی توسط انسانهای شریف وشناخته شده وحساب پس داده اداره شود وهمانگونه که بارها عرض نموده ایم عزیزان جبهه وجنگ که توانایی کار دارند بهترین گزینه برآی این امور هستند واز اینکه همیشه تحت حسابرسی وزیرذره بین قرارداشته باشند ابدا اعتراض ندارند،وگرنه ازاین وخیم تر راشاهد خواهیم بود،وشیوه بهتر از آنهم اینکه کلیه اعتبارات بنیاد وهمه سازمانهاوادارات ونهادها مختص ایثارگران بصورت تجمیع دریکجا ومستقیم بحسابهای کلیه عزبزان سرریز وپرداخت شود ودست سوءاستفاده کنندگان را بدینگونه قطع کنیم،حاشا دراینصورت اشخاصی معترض خواهندشد که همانا بایدشناخته ورسوا شوند وتقاضا داریم ازمسوولان دلسوز پیگیراین شیوه باشند حتم بدانید هرگز هیچ عزیز ایثارگری مشکل مالی نخواهدداشت درهر وضعیت درصدی وجسمی وروحی روانی که باشد وعالیتربن روش اجرای عدالت همین است وبس،والسلام.اللهم عجل لولیک الفرج،آمین آمین خدایا بداد ایثارگران برس.
باتشکر از جناب یاوند عباسی
از خاطرم بیرون نرفته،اولین باری که به جبهه رفتم15 ساله و سوم راهنمایی بودم.بعداز 4ماه در زمان امتحانات ثلث رسیدم،که سه امتحان گذشته بود.باقی امتحان را حاضربودم.تلاشم برای متقاعد کردن مدرسه جهت امتحان انفرادی نتیجه نداد و به هر سه درس نمرۀ 10 دادند.که اعتراضم به منطقه 7آموزش و پرورش گزارش شد.احضار شدم.بنظرم رییس امتحانات منطقه یا چیزی در این حدود بود.گویا از قبل آمادۀ دیدنم بود،با عصبانت پرسید:وقت امتحان کجا بودی؟ با لکنت و به آرامی گفتم:جبهه.
گویی چاشنی بد عمل کرد،با تمام توان فریادی کشید :غلط کردی رفتی جبهه،بیجا کردی رفتی،من جای مدیرت بودم اخراجت میکردم،که از این غلطا نکنی.صفر حقت بود.
غرض اینکه:یکی میگه غلط کردی،که بازم دمش گرم.تکلیفو روشن میکنه از اول.
اما کسی که قراره بابت کارت ،خدماتی بهت بده،باهات رفتاری کنه که خودت بگی:غلطی کردم.
از عزیزان دورباد،لال شوم اگر غرض خدای ناکرده تعمیم به کسی باشد.مورد نظر بندۀ کمترین میباشد.

















