شناسه خبر : 50741
شنبه 13 آذر 1395 , 08:58
اشتراک گذاری در :

4مین «ام 14» زیر کاسه دستشویی

اواخر خردادماه سال 67 بود که از طریق قرارگاه به کلیه یگان های مستقر در منطقه عمومی ماووت دستور دادند منطقه را ظرف چند روز تخلیه کنند و به پشت مرز بروند. تقریبا تمام نیروها رفته بودند و بار و بنه ها هم جمع شده بود که چند تیم از بچه های تخریب مامور شدند که علاوه بر تخریب امکانات باقی مانده، مسیر را برای دشمن نا امن کرده و تمامی مقرها رو تله گذاری کنند. کار ما از مقرهای تاکتیکی در خط مقدم شروع شد و ادامه پیدا کرد تا بنه های تدارکات و پشتیبانی. تا اینکه نوبت به تله گذاری مقر تخریب در موقعیت شهید ضیایی رسید.

 با شهید عباس بیات رفتیم و داخل مقر شدیم و با مین های تلویزیونی که برده بودیم تمامی سوله ها رو تله گذاری کردیم. شهید عباس مدام وقت مسلح کردن مین ها به من می گفت: جعفر. جعفر. جعفر مواظب باش کار دست خودت ندی. من هم بهش می گفتم: اوس عباس نگران نباش بجای این حرف ها ذکر بگو...

جیب هام رو پر از مین M14 کرده بودم که گوشه و کنار کار بذارم تا رسیدم به دستشویی ها... عباس گفت: می خواهی چیکار کنی؟ گفتم یه کار بکر. خندید و گفت: ای شیله پیله دار بهشون رحم کن. گفتم عباس اینجا از همه مهمتره. بعثی ها وقتی که وارد مقر می شوند دستپاچه هستند و اول سراغ دستشویی میان و خوب می شه تلفات گرفت... یه مقدار لبه کاسه دستشویی رو بلند کردم چهار تا مین ام 14 زیرش گذاشتم و با احتیاط کاسه دستشویی رو سر جای اولش برگردوندم و گفتم اوس عباس کار تمومه بریم...
من و عباس آخرین نفرهایی بودیم که با مقر شهیدضیایی خداحافظی کردیم... وقتی سرازیری مقر رو تا لب جاده اصلی می رفتیم با شهید عباس بیات زمزمه می کردیم:
اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم و رفتیم


راوی:جعفر طهماسبی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi