06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 51690
سه شنبه 05 بهمن 1395 , 11:38
سه شنبه 05 بهمن 1395 , 11:38


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


دست و پای پر ترکش و اصرار به ماندن در خط مقدم
فرمانده لشکر از جواد میخواهد به خاطر جراحت زیاد به عقب برگردد اما جواد قبول نمیکند و تنها یک جمله را تحویل فرمانده میدهد. جواد میگوید: «یک بار بر میگردم عقب، آن هم برای همیشه».
در خاطره ای درباره شهید جواد دلآذر آمده است؛ عملیات والفجر 8 تازه شروع شده بود. نزدیک دو ماهی بود که جواد خواب و خوراک نداشت. همه زندگیاش شده بود عملیات.
زمانی که فرمانده لشکر به خط میرود، جواد را میبیند. در حالی که دست و پایش پر بود از ترکشهای ریز و درشت.
از او میخواهد با این وضعیت برگردد عقب.
کتاب مسافران آسمانی، ص 69.
منبع: تسنیم

















