22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 54305
سه شنبه 27 تير 1396 , 11:32
سه شنبه 27 تير 1396 , 11:32


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

آقای فرمانده به دنبال یک روباه
شب بود و من و علی آقا پشت تویوتا شانه به شانهٔ هم چرت می زدیم تا برسیم به اهواز که ناگاه صدای ترمز با ناله یک حیوان قاطی شد و چرت ما هم پرید.
علی آقا خواست به راننده تشر بزند که چشمش به روباهی افتاد که لنگ لنگان لابهلای علف ها رفت و گم شد.
توی تاریکی با علی آقا و راننده رد روباه را میجستیم اما انگار آب شده و رفته بود تو زمین.
باورم نمی شد.

صدای گریهٔ علی، من و راننده را شرمنده کرد که از سوار شدن حرفی بزنیم.
با حسرت می گفت: «با اون پای شکسته کجا رفته؟ اگه مادر باشه و بچه هاش منتظر، کی به بچه هاش شیر می ده؟» این ها را که می گفت، بغضش می ترکید.
شب از نیمه گذشته بود. بچهها توی خط فاو منتظر علی بودند و او توی بیابان اطراف اهواز به دنبال یک روباه پا شکسته!
منبع: دلیل ص 136


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















