31 شهريور 1405 / ۰۹ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 86906
پنجشنبه 04 آذر 1400 , 16:07
پنجشنبه 04 آذر 1400 , 16:07


دوگانه باطل «مقاومت یا معیشت»
مجتبی شاکری
ایستگاه آخر کجاست؟
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی
این شکستنیهای گردننگیر!
محمد ایمانی
حس خوب یک امضاء
دکتر علیرضا معشوری
کربلای آشنا
سیدمهدی حسینی
یک قاب عکس از رودریگز
سید محمدعماد اعرابی
۲۰۰ شب؛ امضای غیرت پای ایران
سیدرضا موسوی فاضل
از میدان نبرد تا معادلات ژئوپلیتیکی
سعید شهرابی فراهانی
«زاویهدارها» مشغول کارند!
مسعود اکبری
از افسانهسازی مورخان تا واقعیت امروز میدان
حمیدرضا مرادی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

اشک ریزان بین صحن انقلاب
تقدیم به ساحت مقدس و پاک علی بن موسی الرضا المرتضی...عشق یعنی آرزوی روی ماه/ رحم کردن بر غریبی روسیاه
شهید گمنام - تقدیم به ساحت مقدس و پاک علی بن موسی الرضا المرتضی
عشق یعنی آرزوی روی ماه
رحم کردن بر غریبی روسیاه
عشق یعنی دیدن سیمای تو
گنبد و گلدسته زیبای تو
عشق یعنی طرح مهر انداختن
با دل تنگ غریبان ساختن
عشق یعنی یک سلام و یک نگاه
بهر این آهوی خسته، جان پناه
عشق یعنی دیده هایی خیس آب
اشک ریزان بین صحن انقلاب
عشق یعنی اینکه راهم داده ای
بین آغوشت پناهم داده ای
من به درگاهت فقیرم، سائلم
ای رضاجان تو چه کردی با دلم
خانه را از غیر خود پرداختی
با دل تنگ غریبم ساختی
کربلایم را تو امضا کرده ای!
اربعینم را تو معنا کرده ای
عاشق و مجنون و شیدا کرده ای
بس خدا داند چه با ما کرده ای
ای تو عاشق، ای تو عشق بیکران
شاهراه اتصال آسمان
مُهر خدمت را بزن بر سینه ام
یا رضاجان، دلبر دیرینه ام!
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
فاش سلام . کوچیکش نکن . کسی رو نداری نظر بذاره . همه رو تاروندی دادا ...
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
فاش سلام . کوچیکش نکن . کسی رو نداری نظر بذاره . همه رو تاروندی دادا ...
نظری بگذارید


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
















یادش بخیر ، ما هم روزگاری داشتیم
بر سرسفره حق نان نوایی داشتیم
جای آن سفره صفا را کاشتیم
دوستی ، مهر و وفا را کاشتیم
ما سه راهی ،در شهادت داشتیم
ما شهادت در زندگانی باختیم