چهارشنبه 13 بهمن 1400 , 15:05




شور و شیرینِ جهان مجازی
پرتوافکنی بر دوره ی پر امکاناتِ خوشایندِ کنونی هرچند کفه ی ترازوی ویژگی های مثبت را سنگین تر نشان می دهد اما نوعی سبک زندگی را نیز عیان می سازد
فاش نیوز - پرتوافکنی بر دوره ی پر امکاناتِ خوشایندِ کنونی هرچند کفه ی ترازوی ویژگی های مثبت را سنگین تر نشان می دهد اما نوعی سبک زندگی را نیز عیان می سازد که با قواعد و احکام پذیرفته شده در نظام اجتماعی (جامعه و فرهنگ) همخوانی ندارد.
نقش تکنیک فنی در تحولات گسترده ی اجتماعی و فرهنگی معمولا از جنبه ی رفاه آوری مورد توجه قرار می گیرد؛ در حالی که هر تکنیک فنی دارای دو جنبه ( پلیدی و ذلت/ نعمت و سعادت ) است!
در هزار توی این آشفته بازار، هم ناظر تحمیق رسانه های نوپدید هستیم و هم شاهد تغییرات خُلقی و رفتاری مثبتی که مجازی سازیِ تکنولوژی های پیشتاز، زمینه ی آن را فراهم می کنند.
واکاوی تحول زندگی روزمره به ویژه از حیث تأثیر اینترنت؛ نیاز به پرتو افکنی بر پس زمینه ی تاریخ اندیشه دارد، یعنی این ابزار نیز ادامه ی همه ی چیزهایی است که در هر مقطع تاریخی ذهن انسان را ورز دادند.
به افتخار ورود موبایل در سال 1372 به کشور ایران، برای نوجوانان و جوانان جشنی متفاوت برپا شد. طبق سنت و فرهنگ ایرانی اسلامی همواره مراسم جشن و سرور فرصتی مغتنم برای دورهمی شادمانه بود، اما در این ضیافت روابط چهره به چهره، مقهورِ روابط رایانه ای شد.
البته وسایل سور و سات فراهم بود و غذا پشت غذا و هرکدام لذیذتر از قبلی و تا حدی که مدعوین به زحمت می توانستند بین لقمه هایی که فرو می دادند؛ نفسی هم بکشند. در همین ضیافت نوید ورود اینترنت هوشمند در سال 1379 (2000 میلادی) داده شد.
با رشد و ترقی کاروان ابداعات فناورانه؛ نسل وب ارزش هایی را از دست داده و یا بی اعتبار کرد. از جمله سنت تفکر در خلوت همراه با تمرکز جدی را که کتابِ چاپی (مهمترین مصنوع تمدن بشری) به همه هدیه داده؛ به تدریج در حاشیه قرار می گیرد.
هر چند به سختی می توان غرضِ اصلیِ شارلاتان های رباینده ی دل و دین و عقل و هوش نوجوانان و جوانان؛ از نگارش این دِرامِ ( داستان غم انگیز / شادی بخش ) پرهیاهو را درک کرد؛ اما حدس زدنِ پایان آن چندان دشوار نیست.
هرگز هیچ رسانه ای اینگونه تمرکز نوجوانان و جوانان را به هم نزده و حواس آنها را پرت نکرده بود؛ ابزار مخل هوشیاری به طور برنامه ریزی شده در حال نو به نو شدن اند؛ این امر تلنگری است برای تاریخ فردا !
در مدرسه ی شبانه روزی مجازی؛ سرفصل دروس زیر را به صورتی دلبخواهانه تفسیر و تدریس می کنند:
- ایران شناسیِ سیاسی
- جنبه های دینی / سرزمینی
- هویت اسلامی/ ایرانی و ریشه های تاریخی آن
مجازی سازی بسان یک «نیرویِ هیولاییِ نفی» با فراهم کردن پاسخ های کلیشه ای برای ندای عقل و ایجاد نوعی شور زندگی تصنعی! تمام زیرو بم های زندگی روزمره را با خوانش غربی به نوجوانان وجوانانِ « ملت امام حسین (ع) که حوادثِ سختی را پشت سر گذاشته » می آموزد.
نوشتار حاضر بر این پیشفرض استوار است که فضای مجازی با کاشتن تخمِ زیانبارِ "خام داوری" در اندیشه ی نسل وب؛ روحِ قدرشناسیِ عقلانی از ارزشِ خود (فرزند خصال خویشتن/خود اندیشیدن) را در آنها می کشد؛ بی تردید سرانجام از بانیان این امر انتقام گرفته خواهد شد.
فرضیه:
الف: پیامدهای ناگوار مجازی سازی که مادر همه ی حادثه هاست؛ زمینه ساز وقوع یک فاجعه ی فرهنگی شده که زنجیره ای از رخدادهای هولناک را به دنبال دارد.
ب: این ابزار خودکارِ سوءِ کاربردِ عقل؛ با چرب زبانی و لطایف الحیل؛ نوجوانان و جوانان را چنان سرگرم می کند که وقت نکنند با به کار گرفتن فهم خویش به منطق درونیِ "خود اندیشی" فکر کنند.
ج: سازماندهیِ خوراک ذهنی و ارائه ی لقمه های کوچک و فوریِ اطلاعات؛ نسل نوظهور را ترغیب می کند تا از مطالعه به روش سنتی بپرهیزد؛ و با تکیه بر مرورگری و مشاهده، موضوعات بیشتر اما سطحی را بخواند.
جنبه های تلخ و شیرین مجازی سازی را باید با هم دید. در کنار روی تاریک و گرد و غبارِ نشسته بر ذهنِ نسل نوظهور هنگام وب پیمایی! باید نگا هی به چهره ی مثبت آن نیز انداخت.
- عیب می جمله چوگفتی هنرش نیز بگو/ نفی حکمت نکن از بهر دل عامی چند
به عنوان مثال کار مادام العمرِ یادگیری، که سایه ی آن بر تمام رخدادهای زندگی گسترده است؛ روی فضای مجازی نیز می تواند حساب کند. چنان که فرهنگ رجایی خاطرنشان کرده، این روزها نمی توان از نقش مهم و کارسازی که شبکه ی شبکه ها و موتورهای جستجو در اختیار دانشور می گذارند غافل بود. اجر تمام نرم افزارها و سخت افزار سازان یارانه ای [رایانه ای] مأجور باد.
رویکرد دانش پژوهی اغلب به دو شکل است:
- یا پژوهنده خودش به منابع دسترسی دارد،
- یا می داند از کجا درباره ی موضوع پژوهش اطلاعات به دست آورد،
اینترنت، دسترسی فوری به کتابخانه ای با ابعاد و وسعت بی سابقه و منابع بیکران را به دانش پژوهان ارزانی می دارد؛ تا با جستجو در آن حداقل اطلاعاتی برای اهداف دم دستی شان بیابند.
البته بدیهی است که این روشِ کسبِ علم را نمی توان خیلی جدّی گرفت؛ چراکه درست شبیه کپی کم رنگ و ضعیفی است که از روی اصلِ یک مدرک گرفته باشیم. در این میان چیزی که نابود می شود، درک عمیقِ موضوع است.
از پنج قرن پیش، به لطف دستگاه چاپ گوتنبرگ « بزرگترین هدیه و موهبت الهی و بالاترین نشانه ی رحمت خدا » خواندن کتاب به یک سرگرمی عمومی تبدیل شده است. انقلاب صنعتی نیز از دل همین پدیده ی نکته بین و انعطاف پذیر به دنیا آمد.
در سپیده دم سال 2022 انگار چیزی نمانده تا نفوذِ متونِ دیجیتال؛ کتاب چاپی (تنها رسانه ی مقاومِ رقیب) را به حافظه ی تاریخ بسپارد.
ذبح کتاب چاپی پیش پای سود تولید و نشرِ دیجیتالی، دور کردن آن از دسترس نسل نو و به حاشیه بردن جایگاه این پدیده ی فرهنگ ساز؛ از دلایل ناخرسندی از حادثه ی فراگیر مجازی سازی است. پیش از این نیز؛ هایدگر با نفی ماشین تحریر، نگرانی اش را از صدمه ی آن به اندیشه اعلام کرده بود.
علی رغم تغییر عادت مطالعه از صفحه ی چاپی به صفحه ی صاف وبی، هنوز هم کتاب، نزد فرهیختگان مفید و دوست داشتنی باقی مانده؛ و همانند بیزاری هایدگر از ماشین تحریر، گسستِ «پیوندِ هنر نوشتن و هنر اندیشیدن» موجب تنافر از مجازی سازی شده است.
غبار روبی از ذهن نوجوانان وجوانان؛ رسالتِ ویژه ی خبرگان دانشگاه است؛ این قطب نما به دلیل خصلت معلمی اختلاف نظرهای سیاسی را پشت درِ کلاس می گذارد و با فروتنیِ علمی می تواند، با ایجاد آگاهی نسبت به بازار مکاره ی فضای مجازی؛ به یاری نسل وب برخیزد.
پس از اینکه بر اثر ندانم کاری ها شکاف موجود بین جامعه ی نخبگانی با متصدیان امر سیاست عمیق تر شد و بادهای موسمیِ نظریه و اندیشه؛ تبدیل به توفان و گِرد باد شدند؛ باد و بورانِ فضای مجازی احساس عاطفی موجود بین نخبگان علمی و نظام سیاسی را با خود برد! و این کار را با جدیت تمام پی می گیرد.
نتیجه گیری:
جهان حقیقی در حال تبدیل شدن به داستانی دِرام است. اکنون در کنار جهان محسوس، جهان مجازی پدیدار شده که به جهان شاعرانه / اسطوره ای تخیل شبیه است. انتقال اطلاعات با سرعت نور؛ به امرِ همه جا بودگی، یعنی همان رؤیای دورِ پیشینیان که در قصه ها و اسطوره ها دیده می شد! عینیت بخشید.
آنچه امروز در جهان و بر جهان می گذرد، چشم اندازی از مواجهه ی کلیَّتِ فرهنگِ بشری با خطر زوال و انحطاط را ترسیم می کند. اکنون نقش سرگرم کنندگی و آگاهی بخشیِ سینما و تئاتر و رادیو و تلویزیون و ... به فضای مجازی کوچ کرده و آن را به بخش مهمی از زندگی روزمره تبدیل نموده است. این رخداد در سه مرحله به وقوع پیوست:
- کنفرانس ریاضی دانان و اندیشه ورزان علوم اجتماعی در نیویورک 1940
- پیشرفت پرشتاب دانش الکترونیک تا 1981
- ورود به جهان دیجیتال در 1995
در آغاز دهه توفانی 2020 رایانه ها که کوچکتر، سریعتر و البته گران تر اند، حتی برای کودکان پیش دبستانی! به اصطلاح مانند نان شب واجب الوجود شده اند. با آب رفتن رایانه ها ؛ ضیافت، تبدیل به سرخوشی جوانانه ی سیاری شد که در هر زمان و مکان که اراده کنند حتی سر جلسه ی امتحان؛ در دسترشان است.
متن دیجیتالی با امکان گلچین کردن؛ تأثیری عمیق بر سبک سنتی مطالعه می گذارد. اطلاعاتی که مدام از سر چشمه ی وب می جوشد، چگونگی یک شکارچی ماهر بودن در جنگل داده های الکترونیک را می آموزد؛ در نتیجه لذت به دست گرفتن و ورق زدن و مطالعه ی کتاب چاپی از بین می رود.
این بلای عظیم؛ میراث پانصد ساله ی بشری را به راحتی دود می کند و به هوا می فرستد تا زمینه ی تخریبِ فرهنگ و افولِ اندیشه، و زوال شعور اجتماعی را فراهم کند.
سخن آخر:
تبدیل کاربریِ انگشتان دست از ابزارِ نگارش به ابزارِ نمایش؛ نوعی خواب رفتگی فکری را به نسل وب تحمیل می کند. بر اساس اصلِ بهتر نگریستن با فاصله نگریستن است، تفسیر نتایج پرتو افکنی بر اهداف مدیران مدرسه ی شبانه روزیِ فضای مجازی و تحلیل هرچه دقیقتر آثار آن برجامعه و فرهنگ همراه با آمار و ارقام؛ امری است فنّی و تخصصی و از اساتید و خبرگانِ تحقیقات پیمایشی در دانشگاه های علوم اجتماعی بر می آید.
- به کارهای گران مرد کاردیده فرست / که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند
- نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است / چنانکه مسأله ی شرع پیش دانشمند
جانباز دکتر سیدمهدی حسینی
با اهداء شایسته ترین سلام و حترام و تشکر از گشودن باب تبادل اندیشه
دو راهکارحد اقلی؛ البته به نظر اینجانب:
الف- سپردن غبار روبی از گردو خاک های ذهن نوجوانان وجوانان در هنگام وب پیمایی، به خبرگان پرسابقه و شناخته شده ی دانشگاه های علو م اجتماعی؛ این قطب نما ها بدلیل خصلت معلمی ؛ اختلاف نظرهای سیاسی را پشت درِ کلاس می گذارند و با فروتنیِ علمی می توانند با ایجاد آگاهی نسبت به بازار مکاره ی فضای مجازی ؛ به یاری نسل وب بر خیزند.
ب- پرتو افکنی بر اهداف پنهان مدیران مدرسه ی شبانه روزیِ فضای مجازی و تبیین علمی آثار آن برجامعه و فرهنگ همراه با آمار و ارقام ؛ و تدریس تفکر انتقادی! امری فنّی و تخصصی است و از اساتید و خبرگانِ تحقیقات پیمایشی در دانشگاه های علوم اجتماعی بر می آید؛
با سپاس مجدد
راستی انتخاب قشنگیه؛ ولی چرا لوکو موتیو ران؟ البته مهم نیس؛ به هر حال جوون ایرونی رو عشقه ...
پاینده باشی
با اهداء شایسته ترین سلام و حترام و تشکر از لطف و مرحمت حضرتعالی
خدانگهدار، عزیز دل برادر
در اینکه « عجیب فضای مجازی میتازد سرعت سربازان و انقلابیون. مثل حلزون کند است» هر دو هم نظریم ؛ به راستی که فضا می تازد و ما هم باید بتازیم البته با سرعت برق که اونا به اصطلاح حتی به گرد پای ماهم نرسند . این ادعا نیست و فقط از انگشت کوچیکه ی جوان ایرانی بر میاد! نمونه اش شهید چمران و شهید تهرانی مقدم و شهدای انرژی هسته ای ... ؛ و دیگران در حال حاضر ... اما چرا اینطور نیست؟ این سؤال مهمیه و پاسخ به آن ؛ زمان و شرایط مناسب تری رو می طلبه ، ولی یاد آوری چند نکته شاید مفید باشه:
نگاهی تطبیقی و البته از سر انصاف به تاریخ مراحل فوق و اوضاع سیاسی و اجتماعی « اونطرف » و «اینطرف» میتونه تاحدودی به حل معما کمک کنه ...
الف: اونطرفیا:
1- همانطور که در مقاله کوتاه فوق اشاره کردم سوخت این موتور پرشتاب حاصل اندیشه ی ریا ضی دانان بنام و اندیشه ورزان شناخته شده ی علوم اجتماعی است؛ و حد اقل در سه مرحله فراهم شد؛
2- به عنوان مثال با رشد به توان مجهول ( افزایش به شیو ه متو الی) رایانه ها از اوایل دهه ی هشتاد میلادی دیگرمقوله ی بی خبر نگه داشتن انسان به طور کامل به تاریخ سپرده شد،
3- مسئله ی فوق از این لحاظ مهم است که بقول شرایبر (در کتاب تکاپوی جهانی ص 342 ) تکنولوژی رایانه ها در حال ورود به عصری از رشد با توان مجهول بود و دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعیِ وابسته بدان ، در پی آن و با همان آهنگ به عرصه ی اجتماع رسید ند ...
ب: اینطرفیها:
1- دقیقا هم زمان با جهش های فنی بزرگ که موجب توسعه ی انفور ماتیکی جامعه ی آنها به توان مجهول شد؛ چنانکه تیمر من در کتاب سودا گری مرگ ص753 خاطر نشان کرده؛ دولتهای بلوک غرب و شرقِ آن موقع ! با مغتنم شمردن جاه طلبیهای صدام و چشم پوشی بر قوانین پذیرفته شده ی بین المللی تهاجم نیروهای بعثی به خاک ایران را طراحی کردند ...
2- در باره جنگ تحمیلی هرچند هنوز ابعاد بسیارمهمی از آن فاش نشده ؛ باید خاطر نشان سازیم که بدنبال سقوط رژیم شاهنشاهی و خدشه وارد شدن بر دکترین ژاندارمی منطقه، کوششهای فراوانی برا ی پرکردن خلاء ناشی از سقوط رژیم شاه به عمل آمد ...
3- با سخاوت بی دریغ سلاطین عرب و اهتمام بانکهای غربی در اعطای اعتبارات بلند مدت به عراق و مشارکت بیش از 450 شرکت تسلیحاتی و صنعتی غربی با فراهم کردن قدرت مادی برتر برای عراق؛ تصور می کردند که شاید بتوانند خواب فائق آمدن بر ایران را تعبیر کنند ... زهی خیال باطل!
هرچند قصه ی پر غصه ای که فضای مجازی آن را تحریف کرده و برای شهروندانش روایت می کند سر دراز دارد؛ اما در اینطرف تا هنگامی که موسی جلودار است ؛ بیمی از اندر میانی نیل نمی رود! به نظر می رسه مشاورانِ « عامو سامو فرعون بایتپ !» در کاخ سفید ؛ او را نسبت به این امر به خوبی توجیه کرده اند ...
با تجدید احترام و التماس دعا
ایام بکام


















خب چاره چیه حالا دیگه ؟ تو که قاره پیما سواری راهکار بگو ؟