سه شنبه 19 بهمن 1400 , 13:15




قدرت؛ پیوند انقلاب و معنویت در عصر ماشین هوشمند
ضرورت باز گشت جدی به نظریه ی تآثیر قدرت معنوی بر نظام سیاسی از نگاه امام خمینی راهکاری اساسی برای رفع مشکلات کنونی کشور است.
فاش نیوز - ضرورت بازگشت جدی به نظریهی تآثیر قدرت معنوی بر نظام سیاسی از نگاه امام خمینی راهکاری اساسی برای رفع مشکلات کنونی کشور است.
بیش از چهل سال است که چرایی و چگونگیِ تمایزِ ظریف و بنیادین در جابجاییِ قدرت -که ایران را به حادترین مرحلۀ تغییرات اجتماعی پرتاب کرد- نظر اندیشه ورزان و علاقه مندان به مطالعات سیاسی و فرهنگی را به خود جلب کرده است.
بر این اساس نسبت دین و دانش از مهمترین مسائل اندیشه و سیاست در ایران معاصر است. هر چند که علم جامعه شناسی نوین در حوزه ی مذهب، تأثیر اجتماعیِ ابداعات فناورانه را بر رفتار دینی؛ و اثر عوامل مذهبی مثل معنویت و آموزه های دینی را بر رفتار اجتماعی بررسی می کند.
با پرتو افکنی بر سیره ی عملی امام خمینی ( ره ) نکات ذیل پدیدار می شود:
- از نظر امام(ره) قدرت واقعی صرفا امری مادی نیست؛
- خصلت معنوی و صبغه ی الهیِ قدرت؛ امری مهم تر است؛
- شالوده ی قدرت بردو منبع ( معنویت و ابزار مادی) بنیان نهاده شده است؛
- شاکله ی رفتاری و ایمان و اعتقاد کسانی که منابع قدرت را از قوه به فعل درمی آورند؛ شرط اصلی قدرت معنوی است؛
اما آنچه مدنظر این پژوهش است، ضرورت بازگشت جدی به نظریه ی تآثیر قدرت معنوی بر نظام سیاسی از نگاه امام خمینی(ره) و نقش راهبردی دولت در آن است. نظریه ای که به دلیل تناسب با مقتضیات زمان و به روز بودن؛ قادر است برای مشکلات امروز جهان اجتماعی ( جامعه و فرهنگ ) راهکارهای کاربردی ارائه دهد.
فرضیه:
الف: به دلایل قابل بحث، با تمرکز بر موضوع کنترل یا عدم کنترل فرهنگی؛ نگرش سیاسی به فرهنگ بر نگاه علمی غلبه یافته است. از این رو و بنا بر نتایج معنا دارِ تحقیقات کیفی؛ بخشی از نوجوانان و جوانان به قدرت سیاسی معنویت محور؛ اعتماد نمی کنند و از آن می گریزند.
ب : هرگونه سیاست کنترل فرهنگی می باید راهکاری مؤثرتر از فرآورده های سیلیوودی و هالیوودی برای زندگی روزمره ی نوجوانان و جوانان ارائه کند.
ج: قدرت مذهب به مثابه پناهگاه آدمی از درد و رنج نهفته در وضعیت بشری؛ از چرایی و چگونگیِ عملکرد حکومت دینی و قوانین آن فهمیده می شود.
دانش پژوهان تحلیل های متنوعی از خصوصیات یا آثار بارز قدرت سیاسی-اجتماعی حاصل از پیوند انقلاب و معنویت ارائه داده اند؛ ضمن تبریک چهل و سومین جشن پیروزی انقلاب؛ قدری از نزدیک؛ نکات برجسته تر برخی از این تحلیل ها را نگاه می کنیم:
ا- پروفسور روح الله رمضانی:
عملکرد کلی آیت الله خمینی[ره] به عنوان رهبر مخالفان اسلامی رژیم شاه و بلندپایه ترین رهبر ایران روشن می سازد که رهبری وی آمیزۀ پیچیده ای از آرمان گرایی تا واقع گرایی است، آمیزه ای که درک آن برای غربیان دشوار است و همین موجب شده تا روزنامه نگاران آمریکایی القاب توهین آمیزی چون متحجر در باره ی او بکار برند... او با ایفای نقش متوازن کننده منافع کشور را در نظر دارد ... (چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی ج.ا.ا، ص 149)
2- محمد علی همایون کاتوزیان:
حکومت قانونی با یک انفجار بزرگ وارد ایران شد و دل و جان کل جامعه را تسخیر کرد.( نظریه ی تاریخ و سیاست در ایران،ص199)
3-پراوند آبراهامیان:
استقرار دولتی بر اساس آموزه های دین اسلام، پدیدۀ بی همتایی در تاریخ معاصر جهان بود.( ایران بین دو انقلاب، ص652)
4- مالکوم واترز:
تصدی نهاد دولت با صبغۀ دینی و هدف اجرای شریعت، در اختیار یک ساختار تئوکراتیک، مبتنی بر تلاش های مستمر برای نهادینه کردن یک نوعِ جدید از اجتماعِ سیاسی مذهبی قرار گرفت. (جامعه ی سنتی، جامعه ی مدرن، ص 331)
5- علی میرسپاسی:
با پرتو افکنی بر جامعۀ ایران در دوران پهلوی و به طور مشخص بحران سکولاریزم و خیزش اسلام سیاسی، مضامین حیرت انگیز انقلاب 1979 را میتوان درک کرد. مهمترین ویژگی سیاسی- اجتماعی آن دوره ناخشنودی عمومی مردم از رژیم بود.
بهمگام شدن مردم با روحانیت مبارز تحت رهبری فرهمند [آیت الله] خمینی [ره] تنها آلتر ناتیوِ سیاسیِ کارآمد بود که اقشار شناور و توده های سرخورده ی ایرانی را بر انگیخت و به جرگه ی هواداران نهضت اسلامی در آورد. (تأملی در مدرنیته ی ایرانی، ص،ص152و344)
6- نیکی کدی:
انسان می تواند آرزوی بسیاری از مردم ایران را در به نمایش گذاشتن رهایی خود از زیر نفوذ خارجی ها و روش های آنها و ایجاد یک جامعه و فرهنگ مستقل از نفوذ قدرت های غربی ... درک کند. (ریشه های انقلاب ایران ص، 465)
به نظر می رسد در میان متفکران و نویسندگان غربی، میشل فوکو از معدود افردی بود که به رمز و راز رجوع انقلاب اسلامی به معنویت؛ پی برد و صریحا اعتراف کرد که غربی ها صلاحیت آن را ندارند تا به ایرانی ها توصیه ای بکنند.
فوکو باور داشت که از زمان انقلاب 1779 در فرانسه که شاخص انقلاب سیاسی- اجتماعی در دو قرن و نیم اخیر معرفی شده تاکنون، جهان برای نخستین بار شاهد پیوند امر انقلاب و امر معنویت است.
او می گوید: خیلی ها در غرب و برخی نیز در ایران؛ امیدوارانه فرا رسیدن لحظه ای را انتظار می کشند که سکولاریزاسیون دوباره رواج یابد ... اما این راه بی نظیر و غریبی که ایرانی ها آغاز کرده اند و در آن چیزی کاملا متفاوت را جستجو می کنند؛ آنان را تا کجا خواهد برد؟
نفوذ فرهنگ غربی از اوایل قرن نوزدهم در ایران موجب پیدایی تحولاتی در جامعه و فرهنگ شد. بندبازی های شگفت آور این کانون دسیسه ی نیروهای مرموز! که به یُمنِ پیشرفت علمی و مادی توجه جامعه ی ایرانی را به خود جلب کرده بود در نهایت بنیادهای اندیشه را لرزاند و گنجینه ی آداب و رسوم سنتی را از میان برد.
این برهوت گمراهی که مردم در آن به قول هاول هزاران مشکل از همه نوع دارند رفته رفته با کشاندن جامعه و فرهنگ به بردگی سیاسی، زندگی فضیلت مندانه را تباه کرد ...
شایسته ی یادآوری است که پیش از این برخی اندیشه ورزان غربی از جمله هگل و روسو به نقش ایرانی ها در وارد کردن بشریت به دالان تاریخ و شأن تدریس فضیلت توسط ایرانی ها اشاره داشتند و اکنون نیز دانش پژوهانی نظیر پیتر سجویک میراث فرهنگی و روشنگرانه ی ایران را از ریشه دار و کهن ترین میراث های جهانی توصیف می کند ...
در عصر بحران زده ی کنونی پرتو افکنی بر ماهیت قدرت از دیدگاه امام خمینی (ره) شخصیت دینی و سیاسی و علمی و عملی ای که آراء و رفتار سیاسی اش نظریه نظام سیاسی است نقطه ی عزیمتِ بحث از قدرت معنوی است.
ماهیت قدرت از نظر معمار انقلاب اسلامی را باید در سالیان متمادی مبارزه و اتخاذ راهبردها و جهت گیری ها و سخنرانی ها و اشاره ها و ... در جهت ایجاد قدرت اسلامی جستجو نمود.
این مدرس بلندمرتبه در حوزه ی علمیه ی قم در چار چوب نوعی الهیات سیاسی خاص خود با تألیف کتاب کشف اسرار در 1323، به وضوح تصویری کلی از نظم پارادایمی مطلوب در ذیل چهارگانه ی:
- حکومت خدا
- قانون اسلام
- مالیه ی دولت اسلامی
- تضاد اسلام و غرب
ایشان موارد چهارگانه را صورت بندی کرد. اما یکه تازی صاحبان منابع مادی قدرت؛ باعث شد که امام خمینی(ره) از سال 1341به بعد بر ایجاد قدرتی مؤثر و قوی با تکیه بر منبع لایزال الهی همت گمارد و در عمل نظریه ای را به بار آورد که به جز قیام انبیاء الهی نمونه ی دیگری برای آن قابل تصور نیست.
با اعطای مصونیت دیپلماتیک به پرسنل نظامی آمریکا از سوی مجلس شورای ملی در سال 1343 در قبال اخذ اعتبار 200میلیون دلاری؛ خیال پهلوی دوم از تداوم تکیه بر اریکه ی قدرت جمع شد، اما واکنش شدید امام خمینی (ره) به این امر؛ بار دیگر موجبات تشویش خاطر ملوکانه را فراهم کرد!
به طور کلی؛ آنچنان که تاریخ معاصر ثبت کرده و بازیگران قدرت های مادی زبان به تشریح آن گشوده اند امام خمینی(ره) در سه واقعه و مرحله بسیار مهم به ایجاد قدرتی محکم و پایدار با محور معنویت پرداخت.:
- با قیام پانزده خرداد 1342؛ جان اف .کندی، رئیس جمهور وقت امریکا را به چالش طلبید و به شاه فهماند که ازکمترین قدرت واقعی بر خوردار است و قدرت حقیقی و واقعی نزد اهل ایمان و علی الخصوص حوزه های علمی قم و مشهد قرار دارد که « حافظ امانت پیشین اند و علیرغم ضعف بنیه؛ گنجینه های تفکر سنتی را زنده نگاه می دارند. »
- با پیروزی انقلاب اسلامی و با اتّکا بر منبع لایزال الهی و ایمان مردم! هرگز صاحبان منابع مادیِ قدرت یعنی چهار کشور صنعتی(امریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان) را جدی نگرفت و درخواست آنها در نشست گوادلپ در دیماه 1357 مبنی بر سازش با شاه را بی ارزش و درخواستی از روی عجز و ناتوانی تلقی کرد.
- با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران؛ که پس از خلاء ناشی از سقوط شاه و خدشه دار شدن دکترین ژاندارمی منطقه و با تهاجم عراق آغاز شد. هرچند هنوز ابعاد بسیار مهمی از آن فاش نشده اما به قول "تیمرمن" دولت های غربی و شرقی با مغتنم شمردن جاه طلبی های صدام جنگ را محمل مناسبی برای در هم شکستن قدرت ایجاد شده توسط آیت الله خمینی (ره) قرار دادند. اکنون همه ی آزاد اندیشان جهان اذعان دارند که او چگونه قدرتِ بی نظیرِ« نظام جمعی - مقدس» را به رخ « نظام لیبرال - دنیوی » کشید.
نتیجه گیری:
از حیث تئوریک؛ از میان هوس های بی پایان فرمانروایانِ متکی بر قدرت مادی؛ میل به قدرت و جاه طلبی از همه نیرومند تراست تا حدی که هرگونه پاسخ به این هوس را بزرگترین پاداش برای خودشان تلقی می کنند.
در عصر ماشین هوشمند و سلطه ی دیجیتالیسم به سختی می توان باریکی ها و رابطه دقیق بین قدرت حاصل از پیوند انقلاب و معنویت و اندیشه دینی را برای نسل وب تبیین علمی کرد؛ زیرا عوامل ذیل باعث تغییر درصورت بندی دانایی نو جوانان و جوانان شده است:
- گسترش بیرحمانه شدن زندگی و غم نان و غصه ی معاش؛
- آشفتگی بازار و کسب و کار مردم و لجام گسیختگی قیمت ها؛
- در حاشیه قرار گرفتن آموزه های دینی بویژه خدشه درکسب رزق حلال؛
- به اسارت دیجیتالیسم در آمدنِ کششِ هوشمندانه و قوای ذهنی بخشی از این نسل ؛
- گسترش پر شتاب سیستم مداخله گر در تمام شئون زندگی روزمره ؛ که انسانیّت را می بلعد؛
حال چه باید کرد؟ اگر از پاسخ های کلیشه ای بگذریم؛ می توان با:
- ارائه ی آگاهی درست ؛ به جا و به موقع ، و به دور از هرگونه جهت گیری سیاسی؛
- غبار روبی از نقش قدرت معنوی در پیروزی انقلاب؛ و نمایاندن ریشه های محکم آن؛
برخوردی از سَرِ مهر؛ نسل وب را به قضاوت منصفانه دعوت کرد و صد البته به نظرش احترام گذاشت! درست مثل امام خمینی ( ره) که همت و غیرت و ادب و حیا و قدرت فکری و خلاقیت و ... جوانان ایرانی را باور داشت و به این سرمایه های اجتماعی عشق می ورزید.
چنانکه شایگان در کتاب آسیا در برابر غرب ضمن اشاره به جوانان غرب زده ی ایرانی؛ نگاشته «نیازمند کسانی هستیم که هم تفکر غربی را از درون بشناسند و هم به فضای تفکر ایرانی و اسلامی باز باشند» و باریکی های اندیشه ای آنها را منصفانه بیان کنند.
« همواره از مارکس و افیون توده ها نقل می کنند؛ اما از جمله ی پیش از آن (دین روح جهان بی روح است) هرگز سخنی به میان نمی آید؛ باید اذعان کردکه در 1978 [ 1356ه.ش ] اسلام افیون توده ها نبود، دقیقا به این خاطر که روح یک جهان بی روح بود.»
سخن آخر:
بارها باید تأکید کرد که در جهان دائما در حال تغییر؛ از رهگذر دسیسه چینیِ ماشین هوشمند؛ از مکانی که در آن جادوگران تا دیر وقت بیدارند، سوالات مهمی نسبت به توجیه پیوند انقلاب اسلامی و معنویت به ذهن نوجوانان و جوانان القاء می شود.
بدیهی است که بسیاری ازاین پرسش ها پاسخ مستدل و علمی می طلبد، در غیر این صورت؛ دیجیتالیسم با تحریف وقایع و باز تولید و تفسیر دلبخواهانه از آنها، در انگیزه و اندیشه ی نسل نو تردید ایجاد می کند. به بیان شریعتی: پختنِ اسلام ِ بی قرآن و بی پیغمبر، شاهکار و بخورد مردم دادنش اعجاز است!
| جانباز دکتر سید مهدی حسینی
سلام و درود بر عزیز دل برادر و بابا بزرگ بسیار با صفا و مهربان و دوست داشتنی
ان شا الله تا 110 سالگی نبیره و ندیده رو خواهی دید؛ خوش به سعادت ابواب جمعی شما ؛ و درود خدا بر شما.
این دل جوان و این همه امید به زندگی! در دوره ای که دیجیتالیسم ؛ زندگیِ وقفِ عمل و طبیعت الهیِ انسانِ نامیرا با خوانش آرنت در کتاب وضع بشر؛ را تحت الشعاع قرار داده هم درس آموزه و هم بسیار تحسین بر انگیز:
به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد
ترا در این سخن انکار کار ما نرسد
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حقگزار ما نرسد
هزار نقش برآید زکلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه ی صاحب عیار ما نرسد
ذریغ قافله ی عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از راهگذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح فصه ی او
به سمع پادشه کامکار ما نرسد
به آقا داماد و عروس خانوم هم تبریک می گم و در این روز ولادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه(ع) سعادت دنیا و آخرت را براشون آرزو می کنم.
پاینده و بر قرار باشید
با تجدید احترام و ارادت
با تشکر از فاش نیوزی های بزرگوار
التماس دعا
سال شصت خدمت کردم و 21 ماه جبهه اول دارم
تاکنون از دولت ایران پشیزی دریافت نکردم.
اگر حق ایثار گر هست چرا نمیدهید منتظرید
بعد از فوت .یعنی ان دنیا


















دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
بی خار گل نباشد و بی عیش و نوش هم
تدبیر چیست وضع جهان اینچنین فتاد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
پر کن زجام باده جام و دمادم به هوش گوش
بشنو از او حکایت جمشید و کیقباد
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد ...
اینم فالش که درست از آب در اومد . زنده باشی دکتر جان .