پنجشنبه 12 خرداد 1401 , 09:51




تضاد منافع، دو گانه و سه گانه!
پس از مدتی این مسئول بنیاد با یکی از مسئولان بلند پایه شهرمان دچار اختلاف بسیار جدی شد و این مسئول هم دست فردی بنام آقای جیم را گرفت و رفت خدمت مدیرکل وقت...
فاش نیوز - در خصوص عملکرد خدمات رسانی به جانبازان و ایثارگران گاها" پیش می آید بین منافع جانباز یا بنیاد، مسئول این حوزه باید یکی از این موارد را برگزیند و قاعدتا" از گزینه روبرو صرف نظر کند. در باب این موضوع خاطره ای دارم که عرض می کنم.
در اوایل شروع به کار بنیاد مستضعفان و جانبازان، فرد بسیار موجهی عهده دار ریاست بنیاد شهرمان بود که نامی نبریم بهتر است. این فرد در نهایت پاکدستی و صداقت فعالیت می کرد و محبوبیت زیادی در بین خود جانبازان آن زمان داشت و حتی پیش می آمد که خودم نیاز به وجه نقد داشتم نزد ایشان می رفتم و این فرد همان روز این مبلغ را از محل تنخواه پرداخت کرد و موظف بودیم طبق تاریخ مقرر این مبلغ را مسترد نمائیم و از این دست اقدامات را به نحوی که مشکل امثال ما حل شود و خودش درگیر مشکلی نشود، انجام می داد.
بیاد دارم روزی که بخاطر یک موضوع در آن زمان با یکی از کارکنان بنیاد درگیر شدم و دادی هم زدم، این فرد وقتی ما را دید گفت: به چه حقی سر کارمند من داد زدی؟ مگر من مشکلات شما را فراتر از اختیاراتم حل نمی کنم؟ به چه حقی شما داد زدی؟ هر چه گفت و تشر زد، من از شرمندگی جیک نزدم. گذشت و این رفتارم هرگز تکرار نشد!
پس از مدتی این مسئول بنیاد با یکی از مسئولان بلند پایه شهرمان دچار اختلاف بسیار جدی شد و این مسئول هم دست فردی بنام آقای جیم را گرفت و رفت خدمت مدیرکل وقت بنیاد استان و از مدیر کل خواست آقای جیم را جایگزین ریاست بنیاد شهرمان کند. بلافاصله عده ای از ما جانبازان 70 درصد شهر که در آن زمان تعدادمان از 25 نفر تجاوز نمی کرد رفتیم خدمت مدیرکل و خواستار ابقای فرد قبلی شدیم و مدیرکل آن زمان با این عکس العمل ما از مواضع خود عقب نشینی کرد و از برکناری ایشان صرف نظر کرد.
مدتی گذشت و مدیرکل استان عوض شد و مدیر جدید با رویکردی جدید و روشی نو با جانبازان تعامل می کرد. پس از مدتی به نرمی تمام، همان آقای جیم را رئیس بنیاد شهرمان کردند و فرد قبلی را به ریاست بنیاد شهر دیگری منصوب نمودند. نمی خواهیم آقای جیم را قضاوت کنیم. مختصری جانباز بودند و اعصاب نداشتند؛ به نحوی که نه تنها جانبازان، بلکه کارکنان زیر دستشان نیز از عملکردشان رضایت خاطر نداشتند. البته تمامی این موارد را به شخصه شاهد بودم؛ تا جائی که وقتی متوجه شدند ما مبلغی به بنیاد بدهکاریم، دستور دادند مبلغ مذکور از همان ماه، طی چند ماه از مستمری ما که بخش عمده ای از آن را شامل می شد کسر شود.
هرچه گفتیم اخوی، برادر! ما قرار بود این مبلغ را در این تاریخ مقرر یکجا پرداخت کنیم، رضایت ندادند که ندادند. حال بماند؛ گویا بر سر همین بی اعصابی و کلنجار با دیگران سکته ای زدند و حالشان وخیم شد. راستش ما در دلمان گفتیم: خدا هم جای حق نشسته، بگذار کمی درد بچه های جانباز را بچشد.
از آن طرف آن بنده خدای قبلی که در شهر دیگر استان مسئول بود، زمانی من یک معامله ای انجام دادم و طرف حسابم که فکر می کرد خرش از پل گذشته، قسمتی از حقمان را نداد و بالا کشیده بود؛ و من که دیگر هیچ امیدی نداشتم در نهایت استیصال نزد ایشان رفتم و ماوقع را شرح دادم. بلافاصله از اختیاراتی که داشت کاری کرد آن فرد شیاد آمد معذرت خواهی و حتی بیشتر از مبلغ قبلی پرداخت نمود تا ما رضایت دادیم و ختم بخیر شد.
حال هدف از پرداختن به این خاطره این است که هنوز هم هنگامی که بین منافع بنیاد یا جانباز تضادی ایجاد می شود، فرد مسئول ناگزیر است حافظ منافع بنیاد باشد و اینجای موضوع جای تاسف زیاد است که وقتی یک جانباز یا ایثارگر هم دارای مسئولیت می شود این تضاد سه گانه می شود: منافع جانباز، منافع بنیاد و یا منافع شخصی، چرا که در صورت برگزیدن منافع گروه اول، منافع شخصی اش هم به مخاطره خواهد افتاد و امکان دارد او را از مقامش عزل کنند.
ما از این گروه جانبازانی که مسئولیتی دارند، توقع بیشتری داریم. عزیز من شما که می دانی برای مثال، هزینه های درمانی و داروئی جانبازی پرداخت نشود و فرد نتواند داروی خود را تهیه کند، دچار چه تبعات بدی خواهد شد...
خلاصه کلام؛ برادر ایثارگر مسئول، فقط و فقط رضای خدا!
* جانباز مرتضی قنبری وفا


















الان با اون موقع خیلی تفاوت داره
قانون رو اجرا کنند اضافه ترش پیش کش