07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 91079
دوشنبه 06 تير 1401 , 12:24
دوشنبه 06 تير 1401 , 12:24


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


یکی شبیه همت
ابوالقاسم محمدزاده
ابوالفضل از شدت درد بخودش میپیچید، گفتم:
-چیه راهچمنی؟ چی شده؟
گفت:
- هیچی..! خوبم... خوب میشم.
ولی معلوم بود کمردرد بیتابش کرده که آروم و قرار نداره. گفتم:
- رنگ و روت پریده. بیتابی، میگی چیزی نشده؟
گفت:
- چیزیم نیست. میترسم از رسیدگی به بچهها و عملیات جا بمونم. دعا کن زودتر خوب بشم.
دست به کمر بود و طاقت نیاوردم که درد کشیدنش رو ببینم. گفتم؛ بخواب کمی ماساژت بدم. این کمردرد بیخودی پیش نیومده. تو که خوب بودی!
ابوالفضل دراز کشیده بود و من آرومآروم ماساژش میدادم که قفل زبانش وا شد و گفت:
- جلو احتیاج مبرمی به مهمات داشت. بچهها همه درگیر بودند. از صبح براشون مهمات بردم.
با خودم گفتم؛ هنوز حاج همت پیدا میشه که زیر تیر و ترکش، جعبههای مهمات سنگین رو تنهایی جلو ببره. مهمات برسونه که مبادا نیروهای درگیر با دشمن کم بیارن...
موضوع: شهید ابوالفضل راهچمنی
منبع: کیهان

















