08 خرداد 1405 / ۱۲ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 94537
چهارشنبه 04 آبان 1401 , 11:22
چهارشنبه 04 آبان 1401 , 11:22


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


صمد
ابوالقاسم محمدزاده
صمد لهجه داشت. پشت بیسیم خوب نمیتونست بگه کاوه... کاوه... بیلرام!
وقتی با فرماندهمان محمود کاوه کار داشت میگفت:
- چاوه.. چاوه... بیلرام
محمود هم وقتی میخواست آقا صمد رو صدا بزنه یا وقتی که جواب میداد میگفت:
- بیلام... بیلام... کاوه
همه میخندیدیم. کسی جرات نمیکرد به فرمانده بگه اسمش بیلام نیست. اسمش بیلرامه.
فرمانده و نیرو عاشق هم بودن. ماهم عاشق هردوتا شون. صمد هم عاشق محمود بود.
صمد ورزیده و شجاع بود. سر نترس داشت. دو تا تیر به پهلوش خورده بود اما هنوز میجنگید. با چفیه زخمش رو بسته بود و به سمت کوملهها تیراندازی میکرد تا از ارتفاع نیان بالا!
احمدزندی میگفت؛ تو بیمارستان گفته بود:
- بدون بیهوشی عملش کنن.
گردان ویژه شهادت و کردستان شده بود سکوی پروازش. صمدبیلرام رفت، با خاطراتش رفت. با شجاعتش رفت و ما رو تنها گذاشت.
موضوع: شهید صمد بیلرام
منبع: کیهان

















