22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 94537
چهارشنبه 04 آبان 1401 , 11:22
چهارشنبه 04 آبان 1401 , 11:22


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

صمد
ابوالقاسم محمدزاده
صمد لهجه داشت. پشت بیسیم خوب نمیتونست بگه کاوه... کاوه... بیلرام!
وقتی با فرماندهمان محمود کاوه کار داشت میگفت:
- چاوه.. چاوه... بیلرام
محمود هم وقتی میخواست آقا صمد رو صدا بزنه یا وقتی که جواب میداد میگفت:
- بیلام... بیلام... کاوه
همه میخندیدیم. کسی جرات نمیکرد به فرمانده بگه اسمش بیلام نیست. اسمش بیلرامه.
فرمانده و نیرو عاشق هم بودن. ماهم عاشق هردوتا شون. صمد هم عاشق محمود بود.
صمد ورزیده و شجاع بود. سر نترس داشت. دو تا تیر به پهلوش خورده بود اما هنوز میجنگید. با چفیه زخمش رو بسته بود و به سمت کوملهها تیراندازی میکرد تا از ارتفاع نیان بالا!
احمدزندی میگفت؛ تو بیمارستان گفته بود:
- بدون بیهوشی عملش کنن.
گردان ویژه شهادت و کردستان شده بود سکوی پروازش. صمدبیلرام رفت، با خاطراتش رفت. با شجاعتش رفت و ما رو تنها گذاشت.
موضوع: شهید صمد بیلرام
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















