شنبه 20 اسفند 1401 , 08:52




ورود این افراد به خانه شهید ممنوع!
فاش نیوز - همسر شهید عطایی میگوید: احمد به قدری به حضرت آقا ارادت داشت و ولایی بود که یک تابلو درست کرده و جلوی ورودی منزل نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود «هر که دارد بر ولایت بدگمان، حق ندارد پا گذارد این مکان».

به گزارش خبرگزاری فارس، مدافع حرم«احمد عطایی» به تاریخ ۷ شهریور ۱۳۶۴ در تهران متولد شد. با آغاز غائله سوریه، احمد برای دفاع از حرم حضرت عقیله(س) و مردم مظلوم سوریه، راهی سرزمین شام شد و سرانجام در ۲۱ آبان ۹۴ و آخرین روز ماه محرم الحرام، همراه با سه تن دیگر از دوستانش«سید مصطفی موسوی»، «مسعود عسگری» و «محمدرضا دهقان امیری» به شهادت رسید.
مرضیه علمی همسر شهید در برشی از خاطرات خود، علاقه شهید نسبت به ولایت فقیه را اینگونه توصیف میکند:

از همان روز اول ازدواج، با هم عهد بستیم که به هم «تو» نگوییم و همدیگر را با احترام و «شما»، صدا بزنیم و من همیشه به ایشان، احمدآقا میگفتم. اگر مواقعی که خیلی هم کم بود، یادمان میرفت که به هم شما بگوییم، سریع همان لحظه اصلاح میکردیم. احمدآقا علاوه بر این که پاسدار بود، در مسجد محل فعالیت داشت. کتابهای فراوانی مثل کتابهای اخلاقی، عرفانی و سبک زندگی، خیلی مطالعه میکرد.
به قدری به حضرت آقا ارادت داشت و ولایی بود که یک تابلو درست کرده و جلوی ورودی منزل نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود «هر که دارد بر ولایت بدگمان/ حق ندارد پا گذارد این مکان» و میگفت: «کسی که آقا را قبول ندارد، مدیون است که نان من را بخورد. آقا یعنی علی و علی یعنی اهل بیت(ع) و همه اینها به هم وصل هستند.»
خیلی مهماننواز، بامحبت، سادهزیست و به فکر دیگران بود. هنگامی هم که منزل بود، خیلی کمک میکرد. یکی از دوستانش که در مسجد با هم بودند بعد از شهادت همسرم میگفت احمد، همیشه سعی میکرد از کسی خرید کند که بیشتر نیاز داشته و حلال و حرام را متوجه باشد. به عنوان مثال، کاهو را از یک فروشنده افغانستانی میخریده و میگفته که باوجدان است، سیب زمینی را از پیرمردی که دست نداشت، میخرید و میگفت: «خیلی غیرت دارد که با یک دست کار میکند.»


















یک شعری دارد حضرت حافظ که به تنهایی خودش یک دانشگاه است که معنی مفهومش این است که انسان اگر بیشتر به فکر برطرف کردن عیوب خود باشد وکمتر به عیوب دیگران بپردازد برعکس بفکر حل مشکلات دیگران باشد دنیا گلستان خواهد شد انسان اگر حرف حق را بپذیرد خواه وناخواه بفکر جبران خطای خود خواهد رفت که این شعر پرمحتوا اینطور شروع میشود :
ما نگوییم بدومیل به ناحق نکنیم * جامه کس سیه ودلق خودازرق نکنیم
عیب درویش وتوانگر به کم وبیش بد است *کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتردانش نزنیم * سرحق برورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد * التفاتش به می صاف ومورق نکنیم
خوش برآنیم جهان درنظر راهروان *فکر اسب سیه وزین مغرق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر میشکند *تکیه آن به که براین بحر معلق نکنیم
واوج شعر اینجاست که حضرت حافظ میفرماید:
گر بدی گفت حسودی ورفیقی رنجید * گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ارخصم خطا گفت نگوییم بر او * وربه حق گفت جدل با سخن حق نکنیم .
بله دوستان شهدا راه میانبر را خوب تشخیص داده اند وما اندر خم آن کوچه ایم .....