21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 112205
چهارشنبه 27 تير 1403 , 12:21
چهارشنبه 27 تير 1403 , 12:21


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

با شهید «والعصر بخوان» منتشر شد
فاش نیوز - «والعصر بخوان» تازهترین جلد از مجموعه «قصه فرماندهان» به قلم الهام طاوسی در انتشارات سورهمهر به چاپ رسید.

«والعصر بخوان» تازهترین جلد از مجموعه «قصه فرماندهان» بر اساس زندگی سردار شهید اکبر آقابابایی به نویسندگی الهام طاوسی به بیان داستانهایی کوتاه از زندگی شهید حاج اکبر آقابابایی میپردازد. شهیدحاج اکبر آقابابایی، از فرماندهان شاخص سپاه پاسداران و مرد شماره یک عملیات کرکوک بود که سال ۱۳۷۵ به علت عوارض شیمیایی ناشی از جنگ تحمیلی به کاروان شهدا پیوست. دوستانش او را اعجوبهای میدانستند که در قلب کردستان فرماندهی میکرد، فرماندهای جوان که در کوچه پسکوچههای جنوب شهر اصفهان قد کشیده بود، او یکی از بهترین طراحان جنگ بوده و تمام دورههای نظامی و غیرنظامی سپاه را به جز خلبانی طی کرد. «والعصر بخوان» روایتهایی از ازدواج و زندگی خانوادگی شهید است که بیشتر آنها برگرفته از خاطراتی است که دوستان و همرزمان او به فراخور زمان در کتابهایی که از قبل چاپ شده، بیان کردهاند. امتیاز این کتاب، روایت داستانهایی است که هنوز مخاطبی نشنیده و در کتابی نیامده است. مصاحبههایی بکر که بعد از سالها، از روزهای سخت جنگ کردستان و از زبان همرزمان شنیده شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «وقتی میآمد، مدتی آرامش و آسودگی خیال مهمانم میشد. ماندنهایش دوام نداشت و دوباره باید زود برمیگشت. بودنهایش کم بود، اما در همان زمانهای کم هم، احساس خوشبختی میکردم. از اینکه در کنارم بود، خوشحال بودم. دوباره که میخواست برگردد ناراحتی کنج دلم مینشست و در چهرهام مشخص میشد در دلم چه خبر است. اما اکبر به روی خودش نمیآورد و با شوخی و خنده میخواست حالم را عوض کند؛ اما هیچ چیز خوشحالم نمیکرد. آخرسر هم سرش را میآورد دم گوشم و سوره «والعصر» را با آن لحن زیبایش میخواند و میگفت: «هروقت دلت گرفت، سوره والعصر بخون!».
«والعصر بخوان» با شمارگان ۱۲۵۰ نسخه، در ۹۹ صفحه و با قیمت ۹۰ هزار تومان در بازار نشر موجود است.
منبع: خبرگزاری فارس


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















