06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 123735
دوشنبه 20 بهمن 1404 , 09:46
دوشنبه 20 بهمن 1404 , 09:46


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


مأموریت ویژه فرستاده کارتر به فرار مخفیانه ختم شد
فاش نیوز - رابرت هایزر آمد تا با نفوذ و سرکوب، مسیر تاریخ را عوض کند، اما با کوهی به نام «امام خمینی» برخورد کرد؛ رهبری که حتی دشمنانش در خاطراتشان او را سدی نفوذناپذیر در برابر استعمار توصیف کردند.

خبرگزاری فارس: در روزهای پرالتهاب منتهی به بهمن ۵۷، تهران میزبان میهمانی ناخوانده بود؛ ژنرال رابرت هایزر با مأموریتی پیچیده برای حفظ استخوانبندی ارتش شاهنشاهی و مهار انقلاب به ایران آمد. اما آنچه او در واقعیتِ خیابانهای تهران و در صلابت کلام پیر جماران دید، با محاسبات اتاقهای فکر پنتاگون فرسنگها فاصله داشت. این گزارش به واکاوی شکست پروژههای نفوذ و سردرگمی سران آمریکا در برابر اراده پولادین امام خمینی (ره) میپردازد.

* آغاز تقابل حق و باطل
نقطه شروع نهضت اسلامی و فروپاشی هیمنه پوشالی پهلوی را باید در اوایل دهه ۴۰ جستوجو کرد. با درگذشت آیتالله بروجردی، دستگاه امنیتی رژیم گمان میکرد مرجعیت شیعه به حاشیه خواهد رفت، اما ظهور امام خمینی (ره) تمام محاسبات دربار را بر هم زد. برخلاف جریانهای ملیگرای کماثر، امام (ره) با رویکردی مردممحور و ضد وابستگی به بیگانگان، مستقیماً ریشه مشروعیت شاه را هدف گرفت. قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، فراتر از یک اعتراض خیابانی، زلزلهای سیاسی بود که به محمدرضا پهلوی نشان داد با شخصیتی روبهروست که نه اهل سازش است و نه از فشار و تهدید عقب مینشیند. در منابع تاریخی و خاطرات سیاسی آن دوران ذکر شده است، «شاه تصور میکرد با کمک مالی و ارتباط با بعضی روحانیون میتواند با نفوذ امام مقابله کند و لذا برای این کار ترتیباتی داده شد». اما نه پول و نه تهدید، هیچکدام کارگر نیفتاد و رژیم که راهی برای خاموش کردن صدای حق نمیدید، به گزینه تبعید روی آورد؛ تبعیدی که ۱۴ سال طول کشید اما پیوند قلبی میان امام و امت را نگسست.

*مأموریت مبهم هایزر
با نزدیک شدن به سال ۱۳۵۷ و وزش طوفان انقلاب، ژنرال هایزر به عنوان فرستاده ویژه آمریکا وارد تهران شد. مأموریت او در هالهای از ابهام قرار داشت. ارتشبد حسین فردوست در جلد اول کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» درباره این حضور مشکوک میگوید: «مأموریت هایزر در تهران چه بود؟ اطلاعی ندارم و عجیب است که وی هیچ تماسی با من نگرفت و او را هیچگاه ندیدم… قرهباغی تنها اطلاعی که به من داد این بود که وی برای برداشتن دستگاهی از روی هواپیماهای F-14 و نیز برداشتن کلیه رادارهای مستقر در شمال آمده است.» این روایت نشان میدهد که آمریکا حتی در روزهای پایانی، بیش از آنکه به فکر نجات متحد دیرین خود (شاه) باشد، در پی حفظ تجهیزات استراتژیک و جاسوسی خود در برابر شوروی بود. با این حال، هایزر وظیفه داشت انسجام ارتش را برای یک کودتای احتمالی یا حمایت از دولت بختیار حفظ کند.

*دوگانه «سالیوان-هایزر»
ویلیام سالیوان (سفیر وقت آمریکا) برخلاف هایزر، واقعبینتر بود. سالیوان به این نتیجه رسیده بود که کار رژیم پهلوی تمام است و حتی ارتش نیز توان ایستادگی در برابر اقیانوس بیکران مردم را ندارد. هایزر در کتاب خاطرات خود به این اختلاف نظر اشاره کرده و مینویسد: «روشن بود که سفیر به ارتش امیدی نداشت، نظری که من قبول نداشتم… در ارزیابی کلی، ارتش بسیار با دیسیپلین و منضبط بود.» این خوشخیالی ژنرال آمریکایی ناشی از بازدیدهای تشریفاتی او از یگانهای نظامی بود، در حالی که سالیوان با «زیرکی تمام شاه را شناخته بود». ماروین زونیس در کتاب «شکست شاهانه» تأکید میکند که سالیوان فهمیده بود تلقی از شاه به عنوان یک شخصیت نیرومند، نادیده گرفتن بُعد متزلزل شخصیت اوست.

*امام خمینی (ره)؛ کوهی که جابهجا نشد
نکته طلایی در گزارشهای هایزر و سالیوان، اعتراف به شخصیت کاریزماتیک و سازشناپذیری امام خمینی (ره) با پهلوی است. هایزر که با هدف نفوذ بر امام یا جهتدهی به حرکت ایشان تلاشهایی را آغاز کرده بود، در نهایت با کوهی صلب برخورد کرد. او در خاطراتش اعتراف میکند: «عمر سلطنت شاه واقعاً به سر آمده است. موضع سازشناپذیر امام خمینی… همه اینها وعده ایام سختی را برای طرفداران شاه میداد.» نبوغ رهبری امام خمینی (ره) در روزهای منتهی به بهمن ۵۷ چنان بود که طراحان ارشد کودتا در اتاقهای فکر آمریکا را به بنبست رساند. ایشان با راهبردی هوشمندانه ارتش را نه در مقابل مردم، بلکه در کنار مردم قرار دادند.

سالیوان، سفیر وقت آمریکا، با درک همین واقعیت، زودتر از دیگران به پایان سلطنت پی برد و پیشبینی کرد که ایران در آستانه تشکیل حکومتی اسلامی به رهبری امام (ره) است؛ پیشبینیای که با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، به حقیقتی غیرقابل انکار در تاریخ معاصر تبدیل شد.امروز بازخوانی اعترافات هایزر و سالیوان، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که راز ماندگاری انقلاب اسلامی، در همان ویژگی «سازشناپذیری» است که روزی ژنرالهای آمریکایی را در کوچههای تهران به بنبست رساند.

















