چهارشنبه 19 فروردين 1405 , 11:30




ستارههای میدان دردل شبهای جنگ
فاش نیوز - مردم عزیز ایران، روی سخنم با شماست؛ با شما که در دل شبهای تاریک جنگ، ستارههای آسمان وطن شدید.
ای ملتِ جاودان! ای فرزندانِ خاکِ پر از خاطره! که با تمامِ سختیها و کاستیهای چهل روزِ آتش و دود، خیابانها و میدانهای شهر را خالی نکردید. شما خیابان را به سنگر و میدانها را به نیایشگاه مقاومت تبدیل کردید. در حالی که بوی باروت در هوا موج میزد و سایهی مرگ بر بامِ خانهها میچرخید، شما ایستادید؛ ایستادید مانندکوههای البرز و دنا ودماوند و... که در زلزله های تاریخ هم خم به ابرو نیاوردهاند.
شما، در کنارِ رزمندگانِ دلاورِ خود، حلقهای انسانی بستید دورِ نیروگاههای برق؛ حلقهای از تن و جان، از پوست و استخوان. تهدیدِ بمباران میآمد، اما شما گفتید: «این نورِ خانههای ما، این شعلهی زندگیِ فرزندانمان، از جانِ ما گرانتر نیست.» و دستها را به هم گره زدید؛ دستِ مرد و زن، پیر و جوان، با بچّههایی که هنوز طعمِ جنگ را نچشیده بودند، اما طعمِ غیرت را از پستانِ مادرِ ایرانی مکیده بودند. آن حلقه انسانی، نه فقط دورِ نیروگاه بود؛ دورِ قلبِ ایران بود، دورِ آرزوهای فردای ما.
شما با خانوادههایتان در سنگرِ مبارزه با قلدریهای آمریکا و همپیمانانِش ایستادید. زوج جوانی دست در دست هم، زنی که فرزندش را در آغوش داشت، پیرمردی که عصایش را بهجای تفنگ گرفته بود، جوانی که چشمانش پر از برقِ ایمان بود. شما نترسیدید و گفتید: «مگر جانِ ما از جانِ آن کسی که درکنارِ لانچر ایستاده، عزیزتر است؟» و این جمله شما، همانند شمشیرِ ذوالفقار، برتارک تاریخِ ایران حک شد.
ای ملتِ تاریخ! ای ملتِ فرهنگ! ای ملتِ ایمان!
شما همان ملتی هستید که در پیچ وخم تاریخ، همیشه بهترین مسیر را انتخاب کرده اید و درجای درست تاریخ ایستاده اید. شما همان ملتی هستید که با شعرِ فردوسی و حافظ و عرفانِ مولانا، با غیرتِ حاج قاسم، با خونِ شهیدانِ گلگونکفن، هزاران سال را تاب آوردهاید. شما ملتی هستید که وقتی به شما گفتند «ممکن است حمله شود»، خندیدی و گفتی: «ما خودِ حملهایم!»
شماشایستهی بهترینهایید؛ شایستهی آسمانی که بر سرت گسترده شده، شایستهی خاکی که زیرِ پایت بوسه میزند، شایستهی نامی که در تاریخِ جهان مثلِ خورشیدی جاودان میدرخشد. شما ملتی هستید که حتی در تاریکترین شبِ های جنگ، چراغِ ایمانتان را خاموش نکردهاید.
ای ایرانِ من! ای مردمِ عزیزم!
شما نه فقط در این چهل روز، که در هزاران سالِ پرفراز و نشیب، نشان دادید که «ایران» فقط یک نام نیست؛ یک عهد است، یک عشق است، یک فریادِ جاودانِ «ما هستیم و خواهیم ماند».
خداوندا! این ملت را حفظ کن. این دلهای پر از غیرت را، این چشمانِ بیدار را، این دستهای به هم گره خورده را. بگذار همیشه مثلِ امروز، وقتی دشمن از دور غرش میکند، آنها با آرامشِ کوه و شورِ دریای خزر، بگویند:
«ما اینجا هستیم. ما ایستادهایم و تا آخرین قطرهی خونِ، آخرین فرزندِ این خاک، ایران زنده است.» با تمامِ وجودم، با تمامِ اشکِ افتخارم، با تمامِ کلماتی که از عمقِ جانم جوشیده، از صمیمِ قلبم میگویم:
مردم ایران، شما بهترینِ بهترینها هستید و افتخار میکنم که در این سرزمینِ مقدس، نفس میکشم. ایرانِ جاودان، تو همیشه پیروز خواهی بود. چون تو، مردمِ تو، تاریخِ تو، فرهنگِ تو، ایمانِ تو، همه و همه، عشقِ خدایی هستید.
|| داود گودرزی

















