سه شنبه 22 ارديبهشت 1405 , 11:11




مثلث راهبردی رهبرانقلاب در اداره جنگ
در اندیشه راهبردی رهبرانقلاب این جنگ سه ضلع با ضریب اهمیت بالا دارد. الحق نیز به شکل شگفتیآوری این مدل، ایران را تا این لحظه دست برتر میدان و دشمن را دچار فرسایش اساسی در ساحات مختلف یک جنگ ترکیبی تمامعیار کرده است.
و اما سه ضلع: یک غرامت. دو پرونده هستهای. سه تنگه هرمز.
اما ابتدا باید فهمید این سه «چه نیستند». ضلع غرامت، صرفاً گرفتن خسارت مالی نیست. ضلع پرونده هستهای، فقط بحث غنیسازی و چند درصد اورانیوم نیست. ضلع تنگه هرمز نیز فراتر از عوارض است. اما این سه چیست؟ چرا راهبردی است؟
یکم. غرامت؛ راهبرد غرامت فقط جبران خسارت نیست؛ تعریف سطح نزاع است. تعریف میدان اصلی جنگ. یعنی جنگ از یک «درگیری دوطرفه» به رابطه «ظالم و مظلوم» تبدیل میشود. غرامت یعنی: چه کسی آغازگر جنگ بود؟ چه کسی خسارت زد؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟ درواقع ایران با مفهوم غرامت، روایت جنگ را در افکار عمومی و نهادهای بینالمللی مهندسی میکند. دوم. پایان پرونده هستهای یعنی میدان تعامل ایران و غرب دیگر به گذشته برنمیگردد. بحث بر سر چند درصد غنیسازی، تعلیق، بازرسی و مواد ۶۰ درصد نیست؛ نه اینکه چانهزنی سختتر شده باشد، بلکه اساساً آن پرونده دیگر موضوع اصلی نزاع نیست و اما سوم. تنگه هرمز مسئله جدید، تنگه هرمز است؛ و هرمز دیگر فقط یک آبراه یا محل عوارض نفتی نیست. تنگه هرمز یعنی بازتعریف نظم منطقه.
یعنی کنترل نبض انرژی جهان. یعنی بازدارندگی اقتصادی جهانی. یعنی فشار برای خروج آمریکا از منطقه. یعنی رابطه جدید با کشورهای منطقه و در نهایت یعنی بیاثر شدن تحریمها و از همه مهمتر تنگه هرمز را رهبر انقلاب از یک ابزار نظامی و حتی اقتصادی به یک سرمایه هویتی تبدیل کردند. حتماً پیام رهبرانقلاب درباره روز خلیج فارس را ببینیم و البته آثار اقتصادی آن مثل: عوارض چند ده میلیارددلاری و توسعه بنادر، ترانزیت، صادرات، سرمایهگذاری خارجی، صنایع دریایی، اشتغال و تبدیل ایران به هاب انرژی و تجارت منطقه. در این چارچوب دشمن در یک بازی دو سر باخت است اگر درون مثلث شود، یعنی خفت و خواری. اگر وارد نشود؛ یعنی فرسایش عذابآور. یعنی همه متغیرهای یک جنگ ترکیبی متناسب با زمان به ضرر او خواهد بود.

















