شناسه خبر : 125393
دوشنبه 25 خرداد 1405 , 14:36
اشتراک گذاری در :

روایت قهرمانی که در بوستان، شرف پیدا کرد

نان حلال واژه‌ای نیست که فقط در کتاب‌ها باشد؛ گاهی در لباس خاکی یک پاکبان، معنای واقعی‌اش را به رخ می‌کشد....

فاش نیوز - نان حلال واژه‌ای نیست که فقط در کتاب‌ها باشد؛ گاهی در لباس خاکی یک پاکبان، معنای واقعی‌اش را به رخ می‌کشد. عمران کرمی، کارگر فداکار سازمان صدا و سیما، منظر و فضای سبز شهرداری ایلام، صبح دیروز با عملی که انجام داد، درس بزرگی به تمام شهر داد.

ماجرا از چه قرار بود؟
یک شب پاییزی در بوستان شهر، خانواده‌ای در حال خوش و خرمِ خانوادگی بودند که بی‌خبریِ تلخی، شادیشان را به اضطراب بدل کرد. کیف‌دستی مادر، حاوی ۶۰ گرم طلا، پول نقد و تمامِ مدارک بانکیشان گم شده بود. تصور کنید دنیایی از فشار روانی و نگرانی؛ گویی تمامِ داروندار و آرامش یک خانواده در همان کیف قهوه‌ای گمشده دفن شده بود. صبح روز بعد، مادر خانواده، ناامید و با چشمانی گریان به حراست شهرداری ایلام پناه می‌برد. اما این پایان قصهٔ آن‌ها نبود؛ چرا که فرشته‌ای با لباس خدمت، پیش از آن‌ها در صحنه حاضر شده بود.

آزمونی که عمران کرمی در آن سربلند شد.
عمران کرمی، در حین آبیاری و خدمت در بوستان، متوجه کیف قهوه‌ای می‌شود. او می‌توانست با آن طلاها، گره‌های کوری از زندگی شخصی‌اش باز کند؛ اما او معامله‌ای بزرگ‌تر داشت. خودش می‌گوید: همیشه با خودم فکر می‌کردم اگر طلا پیدا کنم، چه می‌کنم؟ اما وقتی با آن مواجه شدم، وسوسه‌ای در کار نبود. وجدانم بیدار بود؛ مال حلال باید به صاحبش برگردد. روزی حلال از هر چیزی اولی‌تر است. او کیف را نه به‌عنوان یک فرصت، بلکه به‌عنوان یک امانت سنگین برداشته و بلافاصله راهیِ حراست شهرداری شد.

تقدیر از مردی که وجدان را تکریم کرد
وقتی مدیران شهرداری، صاحب‌مال را پیدا کردند و کیفِ پر از طلا را به دستش رساندند، اشک شوق صاحب‌مال، سقفِ اتاق را لرزاند. معاون شهردار ایلام، مهندس رستمی، این اقدام را تجلی عالی‌ترین مراتب انسانیت خواند و مدیر حراست، مهندس حیدری، آن را نمونهٔ بارز اخلاق ایرانی - اسلامی دانست. عمران کرمی تنها یک پاکبان نیست؛ او آیینهٔ تمام‌نمای پاک‌دستی کارگران ایران است. او ثابت کرد در روزگاری که گاهی داشتن بر بودن پیشی می‌گیرد، هنوز هم هستند کسانی که شرافت را تنها دارایی ارزشمند خود می‌دانند.

آفتاب ایلام، شاهد قصه امانت‌داری مردی بود که در هیاهوی مشکلات مالی، وجدانش را به حراج نگذاشت.

به‌راستی که عمران جان، نان پدر و شیر مادر حلالت باشد؛ تو نه‌تنها کیفِ یک خانواده، که اعتبارِ انسانیت را در شهرِ ما پیدا کردی.

|| حمیدرضا مرادی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi