دوشنبه 04 آبان 1405 , 10:40




زندگی پرماجرای بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین
دفاعپرس، «فتحی شقاقی» بنیانگذار و نخستین دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، از چهرههایی بود که با پیوند دادن اندیشههای اسلامی به آرمان آزادی فلسطین، جریان تازهای از مبارزه با رژیم صهیونیستی را شکل داد.

او که تحصیلات خود را در رشتههای ریاضیات و پزشکی دنبال کرده بود، پس از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷، مسیر فکری و سیاسی متفاوتی را در پیش گرفت؛ مسیری که سرانجام به تأسیس جنبش جهاد اسلامی و ترور او در سال ۱۹۹۵ انجامید.
فتحی ابراهیم عبدالعزیز شقاقی در ۴ ژانویه ۱۹۵۱، برابر با ۱۴ دی ۱۳۲۹، در اردوگاه پناهندگان رفح در نوار غزه متولد شد. او دوران ابتدایی و متوسطه را در مدارس وابسته به آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا) گذراند و سپس در دانشگاه بیرزیت در کرانه باختری، به تحصیل در رشته ریاضیات پرداخت.
شقاقی در سال ۱۹۷۴ برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی راهی مصر شد و در دانشگاه زقازیق به تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیلات، به فلسطین بازگشت و ابتدا در بیمارستان ویکتوریا در بیتالمقدس و سپس بهعنوان پزشک اطفال در نوار غزه مشغول به کار شد.
با این حال، فعالیت حرفهای در حوزه پزشکی تنها بخشی از مسیر زندگی او بود. تحولات سیاسی جهان عرب و بهویژه شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷، زمینهساز دگرگونیهای فکری شقاقی شد؛ تحولاتی که او را به سمت فعالیتهای ایدئولوژیک و مبارزاتی سوق داد.
شکست اعراب در جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷، نقطه عطفی در نگرش سیاسی و فکری شقاقی به شمار میرفت. او در جستوجوی پاسخی برای وضعیت جهان عرب و مسئله فلسطین، به مطالعه اندیشههای اسلامی، بهویژه آثار سید قطب، روی آورد و از انقلاب اسلامی ایران نیز تأثیر پذیرفت.
شقاقی معتقد بود مسئله فلسطین را نمیتوان جدا از تحولات فکری و سیاسی جهان اسلام بررسی کرد. از نگاه او، مقابله با رژیم صهیونیستی نیازمند جریانی بود که هویت اسلامی را با مبارزه برای آزادی فلسطین پیوند دهد.
او سه اصل «اسلام، فلسطین و جهاد» را پایههای اصلی تفکر خود قرار داد و بر ضرورت مبارزه با آنچه اشغال سرزمین فلسطین میدانست، تأکید کرد. شقاقی همچنین با هرگونه سازش با رژیم صهیونیستی مخالفت میکرد و مبارزه مسلحانه را راهبرد اصلی جریان خود برای مقابله با اشغالگری میدانست.
کتابی درباره انقلاب اسلامی ایران
یکی از مهمترین جلوههای اندیشه شقاقی، توجه ویژه او به انقلاب اسلامی ایران بود. وی در سال ۱۹۷۹ کتابی با عنوان «خمینی؛ راهحل اسلامی و جایگزین» منتشر کرد که در آن، انقلاب اسلامی و اندیشههای امام خمینی را بهعنوان الگویی برای عبور از ایدئولوژیهای رایج شرق و غرب و احیای هویت اسلامی معرفی میکرد.
این اثر در معرفی انقلاب اسلامی ایران به مخاطبان عربزبان اهمیت داشت و بازتابدهنده نگاه شقاقی به امکان شکلگیری یک جریان سیاسی و اجتماعی مبتنی بر اسلام بود. انتشار کتاب، بنا بر گزارشهای موجود، به بازداشت و زندانیشدن او در مصر انجامید.
تأثیرپذیری شقاقی از انقلاب اسلامی ایران، در سالهای بعد نیز در دیدگاهها و روابط سیاسی او نمود داشت. او تلاش میکرد حمایت کشورهای عربی و اسلامی را برای آرمان فلسطین جلب کند و در سفرهای خود، بر پیوند میان مبارزه فلسطینیان و تحولات جهان اسلام تأکید داشت.
تأسیس جنبش جهاد اسلامی فلسطین
شقاقی در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، به همراه گروهی از دانشجویان و فعالان فلسطینی در مصر، جنبش جهاد اسلامی فلسطین را پایهگذاری کرد. رمضان شلح، عبدالله الشامی و عبدالعزیز عوده از جمله افرادی بودند که در شکلگیری اولیه این جریان نقش داشتند.
این جنبش با تأکید بر هویت اسلامی مسئله فلسطین و مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل، بهتدریج به یکی از بازیگران صحنه سیاسی و نظامی فلسطین تبدیل شد. شقاقی نیز از زمان تأسیس جنبش تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۵، رهبری آن را بر عهده داشت.
یکی از ویژگیهای فکری شقاقی، مخالفت با ورود جنبش به فعالیتهای متعارف حزبی و رقابتهای انتخاباتی بود. او جهاد اسلامی را جریانی انقلابی میدانست که باید توان خود را بر مبارزه با اشغالگری متمرکز کند.
شقاقی در عین حال بر ضرورت وحدت نیروهای مخالف اسرائیل تأکید داشت و معتقد بود مبارزه برای آزادی فلسطین نباید به اختلافات مذهبی محدود شود. از همین رو، بر همکاری مسلمانان و مسیحیان فلسطینی در دفاع از آرمان ملی فلسطین تأکید میکرد.
فعالیتهای شقاقی با بازداشت و محدودیتهای امنیتی همراه بود. او در سال ۱۹۸۳ از سوی مقامهای اسرائیلی بازداشت شد و حدود ۱۱ ماه را در زندان گذراند.
سه سال بعد، در سال ۱۹۸۶، به اتهام انتقال سلاح به نوار غزه به چهار سال حبس محکوم شد. در سال ۱۹۸۸ نیز به لبنان تبعید شد؛ اقدامی که مانع ادامه فعالیتهای سیاسی و سازمانی او نشد.
شقاقی در دوران تبعید، ارتباطات خود را با گروهها و بازیگران منطقهای گسترش داد و روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان برقرار کرد. او همچنان در پی جلب حمایت سیاسی و سازمانی برای جریان خود بود و مسئله فلسطین را در مرکز فعالیتهایش قرار میداد.
روز جهانی قدس نیز جایگاه ویژهای در نگاه سیاسی شقاقی داشت. او این مناسبت را فرصتی برای تقویت همبستگی جهان اسلام با فلسطینیان و احیای توجه به مسئله فلسطین میدانست.
از دیدگاه شقاقی، مسئله فلسطین تنها موضوعی مربوط به مردم این سرزمین نبود، بلکه بخشی از دغدغههای مشترک جهان اسلام به شمار میرفت. همین نگرش، در کنار تأکید او بر مبارزه مسلحانه، به یکی از مؤلفههای اصلی هویت فکری و سیاسی جنبش جهاد اسلامی تبدیل شد.
ترور در مالت
فتحی شقاقی در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۵، برابر با ۴ آبان ۱۳۷۴، در شهر والتا، پایتخت مالت، ترور شد. در گزارشهای مربوط به این واقعه، عوامل سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، مسئول این عملیات معرفی شدهاند. همچنین اسحاق رابین، نخستوزیر وقت اسرائیل، بهعنوان صادرکننده دستور ترور او معرفی شده است.
مرگ شقاقی واکنشهایی در میان شخصیتها، نهادها و کشورهای اسلامی برانگیخت. در ایران نیز آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با صدور پیامی، این واقعه را تسلیت گفت و از شقاقی بهعنوان مجاهدی مؤمن، شجاع، متفکر و مخلص یاد کرد.
در بخشی از این پیام آمده بود: «این مرگ سرخ و افتخارآمیز، مایه اشتداد نهضت عظیم اسلامی در فلسطین خواهد شد و مظلومیت او مظلومان فلسطینی را در مجاهدت فیسبیلالله، راسختر خواهد ساخت.»
پیکر شقاقی پس از مرگ در مزار شهدای اردوگاه الیرموک در دمشق به خاک سپرده شد؛ مکانی که به محل دفن او تبدیل شد.
فتحی شقاقی در طول زندگی خود کوشید میان اندیشه اسلامی، مسئله فلسطین و مبارزه با اسرائیل پیوندی سازمانیافته برقرار کند. تأسیس جنبش جهاد اسلامی فلسطین، تأکید بر سه اصل اسلام، فلسطین و جهاد و توجه ویژه به انقلاب اسلامی ایران، از مهمترین ویژگیهای مسیر سیاسی او بود.
او همچنین با تأکید بر ضرورت وحدت نیروهای فلسطینی و مخالفت با سازش با اسرائیل، راهبردی را دنبال کرد که مبارزه مسلحانه را در مرکز فعالیتهای جنبش قرار میداد.
ترور شقاقی در سال ۱۹۹۵ به زندگی او پایان داد، اما جنبشی که در تأسیس آن نقش محوری داشت، به فعالیت خود ادامه داد. از این منظر، بررسی زندگی و اندیشههای او نهتنها روایتی از سرگذشت یکی از رهبران فلسطینی، بلکه بخشی از تاریخ شکلگیری جریانهای اسلامی و نظامی در عرصه منازعه فلسطین و اسرائیل است.

















