یکشنبه 17 آبان 1405 , 12:26




عدالت، برابری مطلق نیست؛ پاسداشت شایستگی و فداکاری است
فاش نیوز - یکی از برداشتهای نادرست از عدالت این است که تصور کنیم عدالت به معنای برخورداری یکسان همه افراد از تمام امتیازات قانونی است. درحالیکه چنین برداشتی نه با منطق عقلانی سازگار است، نه با قواعد پذیرفتهشده حقوقی و اجتماعی و نه با فلسفه قانونگذاری.
عدالت به معنای برابری در حقوق و فرصتهای عمومی است، نه نادیدهگرفتن تفاوت در شایستگیها، مسئولیتها، تلاشها و فداکاریها.
برای درک بهتر این موضوع، کافی است به منطق فعالیت اقتصادی نگاه کنیم. در یک شرکت سهامی، سهامداران به نسبت سرمایهای که وارد شرکت کردهاند، از منافع آن بهرهمند میشوند. طبیعی است کسی که سرمایه بیشتری در معرض خطر قرار داده، سهم بیشتری از منافع داشته باشد.
آیا این تبعیض است؟
خیر؛ این نتیجه منطقی پذیرش مسئولیت و میزان مشارکت است.
در عرصه ورزش، علم و هنر نیز همین قاعده برقرار است. ورزشکاری که سالها با تمرینهای دشوار، انضباط و تحمل محرومیت تلاش میکند و در میدانهای بینالمللی پرچم کشورش را به اهتزاز درمیآورد، شایسته برخورداری از امتیاز و تقدیر ویژه است. دانشمند، هنرمند و نخبگانی که با تلاش و خلاقیت خود برای کشور افتخار میآفرینند نیز به اعتبار دستاوردهایشان موردحمایت و تکریم قرار میگیرند.
آیا این امتیازات به معنای بیعدالتی در برابر دیگران است؟
قطعاً خیر. اینها پاداش شایستگی، تلاش و خدمتی است که جامعه برای آن ارزش قائل شده است.
اکنون باید پرسید: اگر برای قهرمانی که با سالها تمرین و تلاش، افتخار ملی میآفریند امتیاز قائل هستیم، برای انسانی که جان خود را در راه دفاع از وطن به خطر انداخته، ازجانگذشته یا با آسیبهای جسمی ناشی از این فداکاری زندگی میکند، چه جایگاهی باید در نظام حقوقی و حمایتی کشور قائل باشیم؟
کدام تلاش و فداکاری را میتوان بالاتر از ایثار جان و سلامت برای حفظ امنیت و استقلال کشور دانست؟
جانبازان، آزادگان و خانوادههای شهدا صرفاً گروهی از دریافتکنندگان خدمات حمایتی نیستند؛ آنان صاحبان منزلت و جایگاهی ملی و تاریخیاند. امتیازاتی که قانونگذار برای آنان پیشبینی میکند، لطف شخصی دولتها یا امتیازخواهی از جامعه نیست؛ بلکه بخشی از تعهد قانونی و اخلاقی نظام در قبال کسانی است که هزینهای فراتر از مسئولیت معمول شهروندی برای کشور پرداختهاند.
این امتیازات، در حقیقت، نوعی جبران حقوقی، تکریم اجتماعی و پاسداشت سرمایههای انسانی و ملی کشور است؛ رویکردی که در نظامهای حقوقی و سیاستهای حمایتی کشورهای مختلف نیز با عناوین و سازوکارهای گوناگون وجود دارد.
از منظر اخلاقی، انسانی، ملی، دینی و حتی ملاحظات توسعهای نیز این رویکرد کاملاً منطقی است. جامعهای که برای علم، شجاعت، خلاقیت، افتخارآفرینی و فداکاری ارزش قائل نباشد، بهتدریج انگیزههای تولید این سرمایههای ارزشمند را تضعیف میکند.
امنیت، زیربنای توسعه است. اگر امنیت با ایثار و جانفشانی گروهی از انسانها فراهم میشود، طبیعی است که رشد اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز بر شانههای همان امنیت استوار باشد. نمیتوان از ثمرات امنیت بهرهمند شد، اما صاحبان فداکاری و هزینه پردازان آن را در زمان برخورداری از حقوق و امتیازات قانونی به فراموشی سپرد.
بنابراین، کسانی که با عنوان عدالت، با اصل امتیازات قانونی ایثارگران مخالفت میکنند، باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شوند: تبعیض ناروا و امتیاز مبتنی بر شایستگی، مسئولیت و فداکاری.
البته هیچ امتیازی نباید خارج از قانون، بدون ضابطه یا موجب تضییع حقوق دیگران باشد. اما این ضرورت، بههیچوجه مجوزی برای انکار تفاوتهای واقعی و نادیدهگرفتن حقوقی نیست که قانونگذار باهدف تکریم و جبران فداکاریها وضع کرده است.
عدالت آن نیست که به بهانه برابری، همه را در یک جایگاه قرار دهیم؛ عدالت آن است که حق هر کس را متناسب با جایگاه، مسئولیت، تلاش و فداکاری او به رسمیت بشناسیم و قوانین مصوب را بدون سلیقهگرایی و تبعیض اجرا کنیم.
جامعهای که میان تلاش و بیتفاوتی، میان فداکاری و آسایش، و میان پرداخت هزینه برای وطن و بهرهمندی از امنیت تفاوتی قائل نشود، در واقع به ارزشهایی پشت کرده است که بقای خود را مدیون آنهاست.
پاسداشت قهرمانان ملی، امتیازدادن به عدهای در برابر دیگران نیست؛ اعلام این پیام به نسلهای امروز و فرداست که این سرزمین، شجاعت، دانش، افتخارآفرینی و فداکاری را میشناسد، قدر میداند و فراموش نمیکند.
هر چند بین آنچه اعلام میشود با آنچه عمل میشود، فاصله زیادی است.

















