20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 44074
چهارشنبه 18 فروردين 1395 , 17:08
چهارشنبه 18 فروردين 1395 , 17:08


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

توی چادر، زیر رگبار!
یوسف - در ایام نوروز به اتفاق خانواده به استان های خوزستان و بوشهر رفتیم اما در ستاد اسکان به ما گفتند برنامه ای برای ایثارگران نداریم. گفتند اگر کارت کارمنداموزش و پرورش یا دولت را دارید قبول می کنیم.
بنده فقط کارت بسیجی و برگه جانبازی 20درصدی داشتم که قبول نکردند. شب زیر رگبار باران توی چادر سر کردیم و بیماریمان عود کرد و مجبور به بازگشت شدیم.
باور کنید با مدارک من توی حیاط مدرسه هم نگذاشتند چادر بزنیم. توی مملکت خودمون و تو سرزمین مادری. آیا این جواب ایثار است؟
کد خبرنگار: 20
باسلام خدمت شمابرادرعزیزجای شکرخداباقی هست که قشررزمنده وجانبازوازاده رابه جرم دفاع ازنطام وکشورمحاکمه نمی کنندبقول بعضی ازمسولین مگربرای مارفتیدبه جنگ کجای کاری سال 69تازه ازعراق برگشته بودیم که من برحسب دعوت بنیادجانبازان شهرقم رفتم به بنیادپیرمردی ازروستاامده بودبرای گرفتن حواله یخچال برای خانواده پسرش که درسال 65درجبهه جنوب شهیدشده بودگویاچندباراین بنده خداازروستاامده بودولی باجواب سربالابرگشته بودپیرمردجلوی من رفت داخل اطاق چنددقیقه ای نگذشته بودکه اعصبانی امدبیرون ورفت وقتی که من وارداطاق شدم اقای کارمندبنیادباصدای بلندمی گفت فکرکرده برای من رفته جبهه مگرمن گفتم برودکه حالاامده ازمن طلبکارهست من تازه امده بودم بقول معروف کله ام باداسارت وعراق راداشت باکارمندبنیادبحثم شدکه چرااین حرفرامیزنی اقای محترم اگرفرزنداین اقاوامثال این فرزندان نبودنندالان من وشمامعلوم نبودکه کجای این دنیابودیم سروصدای مابالاگرفت تااینکه مسول بنیادمتوجه شدوامدفوراازمن معذرت خواهی وبه کارمندش دعواکردمن چقدرخوشحال شدم این داستان رابرای یکی ازدوستانم که هم درانقلاب دستی داشت وهم درجنگ تعریف کردم شایدباورنکنی سال 69به من گفت زیادخوشحال نباش طولی نمی کشدکه همین اقایان مسول بامردم طوری رفتارمی کنندکه مردم ازافراده انقلابی وجنگ خوششان نخواهدامدمن حرف دوستم راقبول نکردم البته ایشان ادم پخته ای بودوهست زمان گذشت تااینکه چندسال بعددردادگاهی جهت شهادت رفته بودم وبطوراتفاقی دوستم رادیدم پرسیدم اینجاچکارمیکنی داستانی راتعریف کردباورکن من فقط تعجب کردم اری دوست عزیزدرکشورماهرشخصی بدون منت وخواهش کاری بکندضررکرده
نظری بگذارید


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
















معنی ومفهوم این عمل همان است که با جنابعالی برخورد ناشایست کردند.
شنیدن کی بود مانند دیدن.
موجی ها پرونده ندارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟