22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 91564
یکشنبه 26 تير 1401 , 10:46
یکشنبه 26 تير 1401 , 10:46


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

مثل یک مرد
مریم عرفانیان
ده، یازده ساله بودم و خیلی دوست داشتم با پدرم به جبهه بروم. آخرین باری که به مرخصی آمد، قول داد که من را هم با خودش ببرد. موقعی که راهی شد، خیلی عجیب بود! به خواسته پدر، مثل هر دفعه، هیچکس او را تا راهآهن بدرقه نکرد! اما من و مادرم به راهآهن رفتیم. هیچوقت به دنبالش گریه نمیکردم، ولی این بار انگار به من الهام شده بود، که برگشتی در کار نیست. قطار با سر و صدای زیادی به راه افتاد؛ پدر دستش را از پنجره بیرون آورد و با ما خداحافظی کرد. دیگر تحمل نداشتم و هراسان به دنبال قطار دویدم.
میدویدم، میدویدم و هقهق گریههایم بلند بود. تا کمر خودش را از پنجره بیرون آورد و با چشمانی اشکآلود گفت: «مثل یک مرد باش پسرم! نمیخوام صدام صدای گریهت رو بشنوه...»
***
در مراسم تشییع جنازه پدر؛ هیچکس صدای گریهام را نشنید.
خاطرهای از شهید محمدعلی خدادادی
راوی: حسین خدادادی، پسر شهید
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















