04 آبان 1405 / ۱۴ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 94995
دوشنبه 16 آبان 1401 , 11:20
دوشنبه 16 آبان 1401 , 11:20


صلحطلبی بدون شناخت، دام استعمار است
محمدرضا الهی
امتِ مبعوث؛ از مکتب فاطمی تا امید اجتماعی و انسجام ملی
سیدرضا موسوی فاضل
روایت خوندلهای مسیر تکوین
مهدی فضائلی
ضرورت اصلاح ساختار حراست دستگاهها
رضا علامهزاده
خیابان در مصاف
سعدالله زارعی
فاطمه عزیز! از امت خود راضی شدید؟
حسین شریعتمداری
وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد
مسعود اکبری
نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
مهدی محمدی
ورزش؛ میدان آزمون ایمان و اراده
علیرضا دبیر
ترفند دشمن برای تغییر ریل انقلاب از طریق تعامل
محمدرضا سابقی
زنگ امتحان مسئولان
سید محمدعماد اعرابی

زندگی را برای فردا نگذاریم
علیرضا رجائی
گفت: میشه باهام حرف بزنید؟!
محمدرضا سابقی
روز پرستار به بانویی که سالهاست بیوقفه پرستار من است مبارک!
علیرضا ضابطی سیستان
در وصف شهید شیر علی سلطانی
ابوالقاسم محمدزاده

یادی از شهید مجید امینیعلویجه
سعید رضایی
باحسرت به عکس امام نگاه میکرد، عکسی از امام داشت با عرقچین و لباس غیررسمی که امام در آن عکس، لبخند میزد، عکس امام را گوشه کاغذ وصیتنامه گذاشته بود و وصیتنامه اش مینوشت، اما هر از چندگاهی دوباره به عکس خیره میشد، در وصیتنامه اش نوشت: « از امام خمینی(ره) عاجزانه میخواهم که اجازه بدهند پدرم به جای من صورت نورانی ایشان را سه مرتبه ببوسد. چون این آرزوی من بود و متأسفانه به این توفیق نرسیدم»
***
مجید امینی علویجه در 6 اردیبهشت 1341 در محله نظام آباد تهران، متولد شد، او دوره دبستان و کلاس اول راهنمایی را در یکی از مدارس نازی آباد تهران گذراند و از آن پس در مدرسهای در منطقه شمیرانات به ادامه تحصیل پرداخت.
وی علاوهبر اینکه در درسهایش موفق بود و از دانشآموزان با استعداد مدرسه محسوب میشد، در دوره راهنمایی کلاسهای قرآن را برای یادگیری دانشآموزان راهاندازی کرد، او از همان زمان برای مطالعه علوم اسلامی وقت زیادی صرف میکرد.
علاقه او به علوم دینی باعث شد پس از دوره راهنمایی راهی قم شود. در قم به او پیشنهاد کردند که اگر اول دیپلم بگیرد بهتر است. مجید نیز به تهران بازگشت و در رشته اقتصاد شروع به تحصیل کرد. ولی در این مدت هم استعدادش در زمینه معارف اسلامی نمایان بود.
در اوایل انقلاب در پخش اعلامیهها و نوارهای امام(ره) همکاری داشت و برای همین چند بار از طرف مأموران رژیم دستگیر شد.
او پس از اخذ مدرک دیپلم برای کسب معارف اسلامی به حوزه علمیه چیذر رفت و همچنین در کلاسهای درس آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی، حضوری فعال داشت.
دوستان دوران طلبگی او میگویند: مجید در کارهای تحقیقی خیلی کوشا بود و جزوات بسیاری در موضوعات مختلف از خود بهجا گذاشت.
او همچنین کتابی با عنوان «مجملالدین» درخصوص فرق مختلف اسلامی تالیف کرد و کتابی نیز با عنوان «ولایت فقیه» از جمله تالیفات وی است.
او همچنین پس از انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران رفت و فعالیتش را در سپاه آغاز کرد و همزمان با آغاز دفاع مقدس خود را به جبهههای نبرد میرساند.
در سوابق جبهه او 30 ماه حضور در جبهههای دفاع مقدس تا سال 62 به ثبت رسیده است او همچنین به مدت 6 ماه نیز در لبنان در صف مبارزه با رژیم صهیونیستی جنگید.
همرزمان او در عملیاتهای آزاد سازی خرمشهر، والفجر مقدماتی، والفجر 2، والفجر 3 و والفجر 4، شاهد حضور مجید امینی و رشادتهای کم نظیر او بودند.
در بخشی از وصیتنامه بهجا مانده از وی آمده است: «خدایا اگر این حقیر را به مقام رفیع شهادت رساندی آرزو دارم بار دیگر در زمان ظهور حضرت مهدی من را زنده کنی تا در رکاب مولایم و در کنار نائبش حضرت امام خمینی شمشیر بزنم تا بار دیگر شربتی از عسل شیرینتر را که همانا مقاومت در راه توست بنوشم.»
سرانجام مجید امینی علویجه در 13 آبان 1362 در مرحله سوم عملیات والفجر 4 در حالی که به عنوان بیسیم چی در میدان جنگ حضور داشت، با اصابت ترکش خمپاره به شکمش به شهادت رسید.
آخرین توصیه شهید
مسافرت عمیقی به درون خود داشته باشیم و از گناهان استغفار کنیم و از خداوند کریم بخواهیم که الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا.
منبع: کیهان


از مشهد تا جبهههای والفجر
فاطمه یزدانی
خنده در آغوش شهادت
زهرا نادی
سردار شهیدی که جاودانه شد
علیرضا ضابطی سیستان
دفاع از حقالناس و طلب شهادت
نسرین سماعی یکتا















