شناسه خبر : 100037
پنجشنبه 28 ارديبهشت 1402 , 11:00
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

درباره عزت نفس و شکوفایی ایثارگران

آیا شما فردی خودشکوفا هستید؟

بسیاری از جانبازانی که به دلایل مختلف به جای حضور در اجتماع، در خانه یا آسایشگاه ها به سر می برند، خودشان را با این موارد بسنجند و غیر خودشان، اطرافیان نیز به درک درستی از آنها برسند...

فاش نیوز - هر کدام از ما، دارای یک طبیعت درونی بیولوژیکی هستیم، که به یک معنا، طبیعی، ذاتی و غیرقابل تغییر است و به روش علمی می‌توان آن را مطالعه کرد. کسب این صفات انتسابی بوده و این طبیعت درونی ذاتاً یا لزوماً بد نیست. نیازها، عواطف و ظرفیت‌های اساسی انسان در ذات خود، خنثی، پیشااخلاقی و حتی خوب هستند. به نظر می‌رسد که انسان ذاتاً و لزوماً بد نیست. بیماری و رفتارهای شرورانه، در نتیجهٔ ناکام ماندن انسان در رسیدگی به نیازهای طبیعی، عواطف انسانی و استعدادهایش ایجاد می‌شود.

  حتی خشم، لزوماً بد نیست. اگرچه می‌تواند به بدی منجر شود ولی ذاتاً این‌گونه نیست و می‌تواند خوب باشد.  طبیعت بشر  آنقدر که اغلب می‌گویند به بدی نزدیک نیست. حقیقت این است که "فرصت شکوفایی" را از انسان دریغ داشته‌ ایم.  از آنجا که طبیعت بشر بد نیست، قرار نیست آن را سرکوب کنیم. در عوض باید آن را آزاد کرد و پرورش داد. این‌گونه می‌توانیم یک زندگی توأم با رشد، شادی و باروری داشته باشیم. طبیعت درونی ما مثل طبیعت و غرایز حیوانات، پر قدرت و مهارناپذیر نیست، بلکه به آسانی توسط فرهنگ، عادات و نگرش‌های غلط، مغلوب می‌گردد. حتی وقتی ضعیف می‌شود به ندرت به ‌طور کامل ناپدید می‌شود. در واقع همیشه در تکاپو برای شکوفایی خواهد بود. حتی در افراد بیمار و ناتوان جسمی  این تکاپو وجود دارد. این تلاش مداوم درون و در پی (اعتماد به نفس) و (حرمت نفس) است.

شخص، ایستادگی می‌کند تا شکست نخورد و خود را توانا احساس کند و این فقط برای مقابله با خطرات دنیای خارج نیست. این همچنین در مورد تلاش فرد برای کنترل تکانه‌ها و انگیزش‌های خود و نترسیدن از آنها صدق می‌کند. توجه داشته باشید که اگر درستی این پیش فرض‌ها اثبات شود، با خود پایه‌های یک نظام علمی اخلاق، یک نظام ارزشی طبیعی و اعلام نظر قطعی در مورد خوب و بد و درست و غلط را به همراه خواهد آورد و هر چقدر که ما در مورد گرایش‌های طبیعی انسانی بیشتر بدانیم این برایمان آسان ‌تر خواهد بود، که به او بگوییم تا چگونه خوب باشد، شاد باشد، مفید باشد و به خود احترام بگذارد، چگونه دوست داشته باشد و چگونه استعدادهایش را شکوفا کند. یه این شیوه می‌توان اغلب مشکلات شخصیتی آینده را حل کرد، اما برای تکامل و سعادت در زندگی چه نیازهایی داریم و الویت بندی این سلسله مراتب نیازها کدامند و عزت نفس به چه میزان در این حوزه می تواند موثر باشد.

نقش عزت نفس و حرمت نفس، برای جانبازان و ایثارگران کشورمان

 در مقام عزت نفس برای جانبازان و ایثارگران، این موضوع بسیار جای سخن و تامل دارد که قبلا" در حیث اهمیت موضوع عزت نفس و حتی با مشابه لغوی اش، اعتماد به نفس و تفاوت آنها با هم، یک مطلب اختصاصی در همین سایت منتشر کردیم، ولی برای این بخش به دلیل کم بودن ظرفیت درج مطلب، تنها به این سخن کارل راجرز اکتفا کرده، که در کوتاه ترین جمله، توانسته جامع ترین تعریف را ارائه دهد: به باور کارل راجرز تمامی انسان‌ها به حرمت نفس و عزت نفس نیازمندند. در درجهٔ نخست، عزت نفس نشان دهندهٔ احترامی است که دیگران برای ما قائل‌اند و در واقع افراد با عزت نفس بالا، شجاع و نترسند و از غیر خدا نمی‌هراسند و عزت نفس سالم صرفا" با خداباوری امکان پذیر است، بر خلاف اعتماد به نفس، که در بسیاری از جوامع سکولار نیز، قابل دستیابی است.

افرادی که دارای عزت نفس سالم هستند، نیازی ندارند به عواملی مانند درآمد بالا، موقعیت اجتماعی، شهرت یا حتی موارد آسیب‌زایی، چون الکل، مواد مخدر و یا... تکیه کنند. این‌ افراد با دیگران محترمانه رفتار کرده و به سلامت افراد، جامعه و محیط خود اهمیت می دهند. آن‌ها از اینکه از خودشان برای یک رابطه یا پروژه کاری مایه بگذارند، هراسی ندارند چرا که از شکست یا رد شدن از طرف دیگران نمی‌ترسند. عامل دیگر خود دوستی و احساس رضایت داشتن از آنچه که هستم و هرچه که هستم و همین‌طور نداشتن شرم و خجالت از وجود خود در هر شرایطی است به نحوی، که شاید افراد فاقد عزت نفس سالم، از شرایط مشابه جانبازان مانند: معلولیت جسمی ناشی از حوادث، دچار حس حقارت شده و با از دست دادن حس ارزشمندی خود بر خلاف جانبازان، زندگی خود را تباه شده و پوچ تلقی کنند.

سلسله مراتب نیازها

آبراهام مزلو، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال ۱۹۴۳ مطرح نمود. او هدف و آرمان اصلی انسان را، تربیت و تقلای او را دست یافتن به مرتبه والای انسانی و همانا تحقق خویشتن یا "خود شکوفایی" می‌داند. وی مراتبی را برای دسترسی به این آرمان به صورت سلسله مراتب نیازهای انسانی تدوین نموده‌است.

آبراهام مازلو که بود؟

آبراهام هَرولد مَازلو(Abraham (Harold) Maslow) زاده آوریل ۱۹۰۸ و درگذشت ژوئن 1970 روانشناس انسان گرای آمریکائی بود. او امروزه برای نظریه " هرم مازلو" شناخته شده‌استمزلو همچنین به عنوان پدر روان‌شناسی انسان‌ گرایانه شناخته می‌شود. او در سال 1943 کتاب "انگیزه و شخصیت" را دربارهٔ نظریه سلسله مراتب نیازها منتشر کرد و نظریه او سلسله مراتب نیازهای انسانی را پایه گذاری کرد. مازلو در کتاب‌ها و آموزش‌های مدیریتی هم نقش پررنگی داشت و فقط در حوزه‌ روان‌شناسی فعالیت نمی‌کرد.
یک نکته‌ مهم که درباره‌ مازلو باید بدانید این است، که او نسبتا زود فوت کرد و در سن 62 سالگی عمرش پایان یافت و فرصت اینکه نظریه‌هایش را در دوران اوج شکوفایی خود تکمیل کند، نداشت.
مازلو اشاره کرد که نیازهای انسان در یک سلسله مراتب تنظیم شده‌اند:

 آبراهام مازلو نظریه‌اش را بر اساس، مفهوم سلسله مراتب نیازها طی دهه‌های متعدد اصلاح کرد (در سال های: ۱۹۴۳، ۱۹۶۲ و آخرین اصلاح در سال ۱۹۸۷).

باتوجه به ساختار سلسله مراتب، مازلو در سال۱۹۸۷ فرض کرد که ترتیب در سلسله مراتب آن چنان که در توصیف اولیه‌اش اعمال کرده، سفت و سخت نیست.

مازلو اینچنین مطرح ساخت که ترتیب نیازها می‌تواند بر اساس شرایط خارجی یا تفاوت‌های فردی منعطف باشد. برای مثال، او مطرح می‌کند که برای برخی از افراد، نیاز به عزت نفس مهمتر از نیاز به عشق است. برای برخی دیگر، نیاز به احساس رضایت سازنده می‌تواند حتی از نیازهای پایه نیز، مقدم ‌تر باشد.

آبراهام مازلو (۱۹۸۷) همچنین اشاره داشته است، که اغلب رفتارها چند عامل انگیزشی دارند و گفت: هر رفتاری به ‌طور همزمان نه تنها با یک نیاز، بلکه با نیازهای پایه ای متعددی تعیین می‌‌شوند.

خلاصه‌ای از سلسله مراتب نیازها از منظر آبراهام مازلو:

الف) موجودات انسانی با سلسله مراتب نیازها برانگیخته می‌شوند.

ب) نیازها در سلسله مراتبی سازمان یافته ‌اند، که نیازهای اساسی‌‌‌‌‌ تر باید پیش از نیازهای بالاتر، کم و بیش برآورده شوند.

ج) ترتیب نیازها مطلق نیست، بلکه می‌تواند براساس شرایط خارجی یا تفاوت‌های فردی منعطف باشد.

د) اغلب رفتارها چند انگیزشی هستند یعنی به‌ طور همزمان با، بیش از یک نیاز پایه تعیین می‌شوند.

سلسله مراتب گسترش یافته‌ی نیازهای انسانی از منظر آبراهام مازلو:

۱. نیازهای زیست‌شناختی و فیزیولوژیکی: هوا، غذا، آب، آشیانه، گرما، خواب و غیره.

۲. نیازهای ایمنی: محافظت از خطرات، ایمنی، نظم، قانون، ثبات، رهایی از ترس.

۳. نیازهای عشق و تعلق: دوستی، صمیمیت و پذیرش، دریافت و ارائه عاطفه و عشق. وابستگی، بخشی از گروه بودن: خانواده، دوستان، کار و گروه کهنه سربازان ایثارگر درزمان جنگ

۴. نیازهای عزت نفس: مازلو آن را به دو طبقه تقسیم کرد. عزت برای خود (کرامت، پیشرفت، مهارت، استقلال) و میل به عزت یا احترام از دیگران (مانند احترام جامعه برای ایثارگران جانبازجنگ)

۵. نیازهای شناختی: آگاهی و فهم، کنجکاوی، اکتشاف، نیاز به با معنا بودن و پیش‌بینی پذیری.

۶. نیازهای زیبایی شناختی: قدردانی و جستجوی زیبایی، توازن و غیره.

۷. نیازهای خودشکوفایی: تحقق توانایی‌های شخصی، خود کام‌ بخشی، جستجوی رشد شخصی و تجارب بزرگ مانند: حضور در جنگ برای دفاع از خاک کشور برای هر فردی

۸. نیازهای تعالی: افراد به‌ وسیله ارزش‌ها برانگیخته می‌شوند، که فراتر از خودِ شخصی تعالی یابد مثلا: تجارب عرفانی و تجارب خاص در طبیعت، تجارب زیبایی شناختی، خدمت به دیگران، ایثار ایثارگران، جستجوی علم، مذهب و غیره....

خودشکوفایی

آبراهام مازلوی روانشناس، اینچنین مطرح ساخت که انگیزش انسان براساس در جستجوی رضایت و خرسندی بودن در افراد و همچنین تغییر در خلال رشد شخصی می‌باشد. "افراد خودشکوفا" کسانی هستند که رضایتمند بوده و قادر به انجام هر کاری که توانایی انجام آن را دارند می‌باشند.

رشد خودشکوفایی، به نیاز به کشف و رشد شخصی که در خلال زندگی فرد به وجود می‌آید برمی‌گردد. از نظر مازلو، فرد همیشه «درحال شدن» است و هرگز در این مسیر در حالتی ایستا نمی‌ماند. در خودشکوفایی، فرد معنای زندگی که برایش اهمیت دارد را می‌یابد.

توصیف مازلو از خودشکوفایی

او معتقد بود که خودشکوفایی می‌تواند از طریق مفهوم تجارب بزرگ و اعلی نیز اندازه ‌گیری شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که فرد دنیا را کاملا آنطور که هست تجربه می‌کند و احساسات "سرخوشی، لذت و شگفتی" در او وجود دارد.

این امر مهم است بگوییم که خودشکوفایی فرایندی مداوم در پروسه‌ی «شدن» است، نه حالت کامل رسیدن به شادی (هافمن، ۱۹۸۸).

مازلو توصیف زیر را از خودشکوفایی ارائه می‌کند:

این موضوع به میل فرد برای خودکام‌ بخشی، یعنی گرایش به تحقق یافتن آنچه به‌طور بالقوه می‌باشد برمی‌گردد.البته نوع خاصی که این نیازها به خود می‌گیرند، از فردی به فرد دیگر متفاوت می‌باشند. پس در واقع یک انسان موفق در این موقعیت همیشه رو به تغییر و تکامل بوده  و در پی همین فرایند حتی پس از رسیدن به مرز خود شکوفائی نیز حالت ایستا ندارد و می تواند بدون هیچ محدودیتی از لحظات زندگی در سرخوشی، لذت و شگفتی به سر ببرد بدون نیاز به عواملی چون: تحصیلات عالیه آکادمیک، داشتن خانواده سرشناس، تمکن مالی بالا و....

ویژگی های فردی افراد خود شکوفا

1.برداشت کاملتر از واقعیت: افراد خود شکوفا، راحت تر میتوانند تصنعی بود آدمها را تشخیص دهند.آنها میتوانند حالت واقعی را از ساختگی نه تنها در افراد، بلکه در ادبیات، نقاشی، و موسیقی تشخیص دهند، صورت ظاهر آنها را گول نمیزند.این افراد تعصب کمتری دارند و به احتمال کمتری دنیا را آنگونه که دوست دارند می بینند. آنان در شناخت بهتر افراد در اولین برخورد، تبحر دارند و کمتر مورد اغفال افراد کذاب و یقه سفید، قرار می گیرند.

2.پذیرش خود، دیگران و طبیعت: افراد خودشکوفا، خودشان و دیگران را همان‌گونه که هستند قبول دارند. آن‌ها قادرند از زندگی لذت ببرند بدون آن که مرتکب خلافی شوند. آن‌ها به دیگران بدون توجه به سابقه، وضعیت فعلی یا سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی- اقتصادی، به طور یکسان نگاه می‌کنند. از نظر آنان لذت های کاذب زندگی چون الکل، مواد مخدر و بی بند باری های اخلاقی، گذرا و فاقد ارزشهای اخلاقی بوده و حیف است زندگی انسانها در این موارد خلاصه شود، آدمها نباید زندگی را در این موارد خلاصه کنند و از لذت زندگی سالم خود و دیگران به درستی بهره ببرند.

3.خودانگیختگی، سادگی و طبیعی بودن: رفتار آنها کاملاً باز، طبیعی و روشن است. آنها به طور معمول احساسات و عواطف خود را مخفی نمی کنند یا به عبارتی دیگر آنها خودشان هستند. در عین اینکه در اندیشه ها و آرمان هایشان قویاً فردگرا هستند و به اصول و باورهای گذشته و اولیه خود پشت نمی کنند، ولی ضرورتاً رفتاری غیر متعارف و ضد اجتماعی ندارند و به عبارتی از بیان احساسات صادقانه خود، خجل و شرمسار نبوده، از اینکه نقش بازی کرده و خود را طور دیگری نشان دهند، به شدت اجتناب می کنند.

4.تمرکز روی مشکلات: خود شکوفایان خود را دارای ماموریت یا رسالتی می دانند، که بیشتر انرژی خود را صرف آن می کنند. احساس تعهد و یا وقف کردن خود به کار یا حرفه یا هنری خاص دارند، که حاضرند برای ارتقای مصونیت ارزش های اجتماعی از منافع شخصی خود گذشته و ایثار کنند، از نظر مازلو این مورد از الزامات خود شکوفایان است.

5.نیاز به تنهایی: آنها قادر به تحمل تنهایی، بدون گرفتار شدن به اثرات زیانبار تنهایی هستند ویا میتوان گفت که بیشتر به تنهایی نیاز دارند تا حضور در جمع ها حتی خانوادگی،
آنها بیشتر به خود متکی هستند و غالباً به دلیل این عادت که منجر به کناره گیری شان از جمع می شود این رفتار آنها را به نامهربانی و سردی تعبیر می کنند. در صورتی که این عمل تعمدی نیست و از احساس استقلال و خودمختاری آنهاست.

در بحث این تنهائی کارل گوستاو یونگ روانشناس بزرگ سوئیسی، جمله زیبائی دارد با این مضمون: تنهایی، اعتیادآور است. وقتی متوجه شدید که چقدر آرامش در آن وجود دارد، دیگر دلتان نمی خواهد‌ با دیگران باشید و جانبازان ما نیز به نوعی درگیر این اعتیاد، غیر زیانبار و آرامبخش شده اند، هر چند که مورد قضاوت درستی قرار نمی گیرند و تعبیر درستی از این کار آنها صورت نمی گیرد، ولی در همین تنهائی به قدرت و استقلال بیشتری دست می یابند.

6.خودمختاری: افراد خودشکوفا از ایده‌های دیگران درباره شادی و خشنودی پیروی نمی‌کنند. این دیدگاه به فرد اجازه می‌دهد که در لحظه زندگی کند و از زیبایی هر تجربه‌ای لذت ببرند، آنان از نگاه خود فارغ  از نگاه جامعه خشنود بوده و رضایت خاطر خاص خود را دارند، گرچه از نگاه دیگران شاید قابل فهم و درک نباشد و موضوعات  کسالت بار و ملال آور ازنگاه دیگران برای آنها، کسب لذت تجربه جدیدی است.

7.تازگی درک مداوم: افراد خودشکوفا توانایی شگفت آوری برای درک دوبار خوبی های زندگی دارند. افراد خودشکوفا برخلاف کسانی که موهبت ها را امری بدیهی می دانند، پدیده های روزمره مانند گلها، غذا و دوستان را با نگاهی تازه در نظر می گیرند. آنها از دارایی های خود آگاهند و وقت خود را در شکایت کردن از وجود کسل کننده و ملال آور تلف نمی کنند، که بجای گرفتن ایراد: چرا ما چنین هستیم یا چنان نیستیم،  می گویند: درک فهمیدن آنچه نیستیم، پله ای است برای آنچه هستیم

8.تجربیات اوج: یکی دیگر از ویژگی‌های خودشکوفایی، داشتن متناوب تجربیات اوج است. امّا تجربیات اوج دقیقاً چه هستند؟ به گفته مازلو: احساس افق‌های نامحدود گشوده شده در برابر چشم، احساس قوی‌تر بودن و به طور همزمان ناتوان‌ تر بودن از قبل، احساس سرخوشی و شگفتی و بهت ‌زدگی، احساس قرار نداشتن در زمان و مکان با اطمینان از این که یک چیز خیلی مهم و ارزشمند اتفاق افتاده است، به نحوی که فرد در زندگی روزمره‌اش به خاطر این تجربیات تا حدّی تغییر هویت داده و نیرومندتر گردیده، داشتن تجربیات اوج در واقع صرفا" برای خودشان قابل درک است نه لزوما" برای همگان، که میتوان آنرا "دید بصیرت" هم نامید.

9.علاقه اجتماعی: آنان احساس یکی بودن با کل بشریت میکنند.آنها نوعی نگرش دلسوزانه نسبت به دیگران دارند. با اینکه اغلب احساس می کنند مانند بیگانه ای در سرزمین غریبه ها هستند اما خود را با دیگران یکی می دانند و علاقه دارند به دیگران کمک کنند، که گویا آنان فقط قدرت این کمک را داشته و خود را متعهد نجات به بشریت از فلاکت و پوچی می دانند.

10.روابط میان فردی عمیق: اگر چه تعداد دوستان نزدیک آنها زیاد نیست ولی دوستی شان عمیق تر میباشد. در واقع به تجربه مازلو آنها دارای مریدانی هستند. آنها برای دوستی به عنوان افراد پخته تر و سالمتر از نظر روانی، انتخابی مناسب هستند، چون در این مرز پختگی دچار اشتباهات به مراتب کمتری بوده و نه تنها دوستانشان از این بابت متضرر نخواهند شد، بلکه منافع زیادی هم شامل حالشان خواهد شد.

11.ساختار منشی و دموکراتیک: این افراد تحمل کننده، پذیرنده و متواضع هستند، بدون حس برتری جویی و پیش داوری های اجتماعی ( نژادی و مذهبی) آماده گوش دادن و یاد گرفتن از هر کسی هستند تا با هر فرهنگی بتوانند تعامل کرده و به مثابه یک فیلتر بتوانند نکات ارزنده سایر فرهنگ ها را جدا کرده، جذب و دفع کنند. آنان خود را در حد قضاوت ندانسته و به انکار خرده فرهنگ های اقلیت های غیر حاکمیتی نخواهند پرداخت، هرچند ملاک ارزیابی شخصی خود آنان همان انتخابات رای اکثریت و ساختار دموکراتیک است.

12.تمایز وسیله از هدف: آنها از انجام هرکاری به خاطر خود آن کار لذت می برند نه به این خاطر که وسیله ای برای رسیدن به چیز دیگری ست یا به تعبیری دیگر از نظر آنان: زندگی خوب، یک فرایند است نه حالتی از بودن، مسیر است نه مقصد و در پی رسیدن به اهداف خود در این مسیر، حاضر به پذیرفتن هر شرطی نیستند، حتی به قیمت متضرر شدن منافع شخصی خود، آنان صرفا" شروطی را خواهند پذیرفت که متضمن سود منافع همگان باشد.

13.شوخ طبعی فلسفی: افراد خودشکوفا عموماً دارای حس شوخ طبعی متفکرانه‌ ای هستند. آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های مختلف از شوخ‌ طبعی لذت ببرند و به خودشان بخندند. امّا هرگز به بهای جریحه‌دار کردن احساسات دیگران شوخی نمی‌کنند. برای مثال جانبازی که یک چشم دارد به شوخی در جمع می گوید: من دوست و دشمن را با یک چشم می بینم و همه را می خنداند، ولی با یک فرد معلول عادی به قیمت خنداندن دیگران هرگز چنین شوخی ندارد، این شوخ‌ طبعی خاص موقعیت‌های مختلف، صرفا" در بیان آنان ادا میشود تا مردم عادی.

14.خلاقیت: نه لزوماً هنرمندان خودشکوفا، بلکه افرادی که در زندگی شان نوعی ابتکار و اصالت در آنها دیده می شود، خلاقند.آنها در فعالیت هایشان خودانگیخته، روراست، متواضع و آماده پذیرش خطاهای خود هستند. آنها مشابه کودکان هستند که ترسی از کارهای اشتباه ندارند و با فرایند آزمون و خطا، خطاهای خود را اصلاح و در تغییر آن پرتلاش و خستگی ناپذی در هر سن و سالی و در این فرایند به دنبال موضوعاتی غیر اخلاقی، که ضریب خطای آن بالاست، ریسک نمی کنند، که شاید جبران آن ممکن نباشد.از سوی دیگر شالوده خلاقیت، بدیع بودن آن است، لذا معیاری برای قضاوت درباره آن نیست و بر این اساس خلاقیت آنها، آنان به نوعی از منحصر به فرد بودن شخصیتشان خبر می دهد که هیچ نیازی به قضاوت دیگران ندارند، که مورد تائید دیگران باشند یا خیر.

15.مقاومت در برابر فرهنگ پذیری: به دلیل خود مختاری، استقلال و خودکفایی خود را آزاد می دانند. در برابر فشارهای اجتماعی و فرهنگی در واقع در مقابل فشار های تحمیلی که آنها را وادار به شکل خاصی از تفکر کند مقاومت می کنند. در واقع توسط طبیعت درونی خودشان اداره و هدایت می شوند و نه طبیعت فرهنگی جامعه. آنان در برابر فرهنگ های پر زرق و برق که بسیاری از آدمها که تاب مقاومت نداشته و با جریان آب خود را به آن می سپارند، مقاومت حیرت انگیزی دارند، که یکی از پارامترهای قوی عزت نفس افراد خودشکوفاست، این افراد بر سر باورهای ارزشی خود کوتاه نخواهند آمد

 

جمع بندی و نتیجه گیری

حال در مقام جمع بندی و نتیجه گیری شما عزیز ایثارگر، ببینید آیا این ویژگی ها در شما وجود دارد، اصلاً نیازی نیست که تمامی این موارد ویژگی ها را تک به تک داشته باشید، حتی همین که نسبت به تعدادی از این ویژگی ها تعلق خاطر داشته باشید و حس کنید این ویژگی یا در وجودتان برانگیخته می شود، می توانید بگویید شما یک فرد خودشکوفا  ‏هستید، بدون آنکه شاید حتی تاکنون از آن مطلع باشید و بابت آن به شما تبریک می گوییم، نیازی نیست کسی شما را قضاوت کند و حتی همین تعلق خاطر شما هم کافی ست.

 حال شاید بپرسید کسب این موضوع چه اهمیتی دارد!

این ویژگی‌ها را  بر اساس بالاترین استانداردهای جهانی شخصیت شناسی، علوم اجتماعی انسانی به عنوان نوک هرم سلسله مراتب نیازهای انسانی تعریف شده و این نظریه مزلو مورد تائید و اقبال تمامی صاحب نظران علم روانشناسی جهانی قرار گرفته و پروسه یک تئوری یا فرضیه تا، نظریه را طی کرده و به اثبات قطعی رسیده، هر چند که در بیان کلی علوم انسانی به دلیل، تنوع کثرت تفکر افراد در جوامع مختلف پاسخ قطعی به یک اجماع نظرکلی، کمی بدیهی به نظر می رسد، اما افراد دارای این خصوصیات، بی شک نائل به کسب بالاترین مرز نیاز، یک انسان متعالی هستند و این ویژگی‌ها بر اساس تلاش در انعطاف پذیری شخصیت افراد هم اکتسابی و هم در شخصیت سابق افراد، غیر قابل تغییر انتسابی باقی مانده و خواهد ماند.

ضمن اینکه مخاطبان عزیز بهتر است بدانند، برخی صفات شخصیتی در ظاهر لغوی شاید مترادف و هم معنا به نظر برسند، ولی در تحلیل، فهم و درک کاملا" با هم مخالف و شاید در تضاد هم قرار بگیرند. برای مثال فرد دچار اختلال (دوقطبی) به معنای بیمار (دو شخصیتی) نبوده و یا در موضوع این بحث ما، (افراد خودشکوفا) هیچ تناسخی با صفت شخصیتی (افراد خودشیفته) ندارند ویا بیماران (روان رنجور) علیرغم تشابه اسمی با بیماران (روان نژدی) از اساس با هم تفاوت دارند. این موضوع را همیشه مدنظر داشته باشید تا صرف تشابه اسمی صفات، دال بر هم معنا بودن آنها نیست.

ما صادقانه با شما صحبت کردیم تا بسیاری از جانبازانی که به دلایل مختلف به جای حضور در اجتماع، در خانه یا آسایشگاه ها به سر می برند، خودشان را با این موارد بسنجند و غیر خودشان، اطرافیان نیز به درک درستی از آنها برسند، که موفقیت و شادکامی در زندگی در قلب و ذهن انسانهائی است، که در درون خود به خودشکوفائی رسیده و بدون توقف در این موقعیت همیشه رو به تکامل می باشند، پس در واقع یک انسان موفق در این موقعیت همیشه رو به تغییر و تکامل بوده  و در پی همین فرایند حتی پس از رسیدن به مرز خود شکوفائی نیز، حالت ایستا ندارد و می تواند بدون هیچ حد و مرزی پویا، فرای هر آنچه غیر قابل تصور است از معنویت های زندگی فرازمینی، کسب فیض الهی ببرد.

تقدیم به جانبازان خودشکوفا، که همچنان با عزت نفس به بنیادهای اساسی باورهای خود همچنان راسخ هستند و همیشه رو به تغییر و تکامل بوده و خواهند بود.

 

مرتضی قنبری وفا – 23 اردیبهشت 1402

اینستاگرام
آقای قنبری وفا
یه چور جا انداختن که فرد خودشکوفایی و خودمختار و کسی که به رشد خود توجه دارد کسی است که وابسته به کسی نباشد . اما اینجور نیست . منظورم از لگن همان ماشین است . اگر زیاد خودت را پرورش دهی سخت ترین کارها را از تو انتطار دارند به قول معروف شیره جانت را می مکنتد. ولی آدمی که خودش را به او راه زده تا هر جا که دلش بخواد سواری می گیرد . گاهی روی سر و دوش دیگرا و گاهی با همان ماشین . کلا همه در اختیارش هستند .
دوست عزیزمان آمده نوشته صبور باشید .
برادر عزیر ، ای صالح !
وقتی به کوچکترین و بدیهی ترین شکایت و دلتنگی انسان خودشکوفایی توجه نمی شود ، آن وقت می بینی برای اینکه بزرگترین خواسته دیگران را برآورده سازی با دروغ های عجیب و غریب سعی در تخریب شخصیت می کنند .
آدم خودشکوفایی که سکوت نمی کند . آدم خودشکوفایی به موقع حرف می زند و خواسته های اصلی اش را بیان می کند . با مقاومت و پافشاری بر خواسته اش جلوی زورگویی را می گیرد .
ببینید شما از رویکرد مازلو چنین جامع نگارش کردید .
چرا باید افراد خودشکوفایی سکوت کنند ؟ چرا باید در مقابل ظلم آشکار و دروغ واضح سکوت کنند تا بمیرند و بروند آن دنیا خدا اجرشان دهد ؟چرا باید در مقابل دروغ سکوت کنند ؟ چه کسانی از زندگی زجر آور افراد خودشکوفاها بهره می برند؟

نویسنده محترم مقاله آیا شما خودشکوفایی هستید،
از بعضی پاراگراف‌های متن ارسالی شما خیلی لذت بردم . چون توضیحات اضافی برای اثرگذاری بیشتر این آموزش ارائه داده اید .
واقعا چرا بعضی آدمها باید دیگران را با روشهای غیر اسلامی و غیر انسانی از لذت بردن زندگی ساده و قشنگ شان محروم کنند؟
جز این است که دچار مشکل روحی و شخصیتی هستند .
خلاصه از این مقاله خیلی استفاده کردیم . دست شما درد نکند .


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..:.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باسلام خدمت عموی مهربان ومنطقی خودم .
از اینکه مطالب پخته وسرشار از انرژی شما را میخوانیم خرسندیم گاهی محیط جغرافیایی واجتماعی وزرق برق دنیای مادی چنان فشار می آورد وما را به گوشه ای روانه میکند که فکر میکنیم ما باید با بقیه همراه شویم وخود را به جریان رود بسپاریم . با اینکه نظریه های مازلو وتیلر را خواندیم باز فشار اجتماعی وعدم عدالت مناسب فکر میکنیم که باید ما هم مثل آن افراد فاقد عزت نفس عمل کنیم خدا را شکر که مطالب عموی عزیز چراغ راه ماست خدا راشکر .تشکر از زحمات شما خدا برعزتتان بیفزاید .
با تشکر و سپاس فراوان از دوستان مخاطب عزیزی که اظهار نظر کرده و واکنش نشان دادند ، حتی آن جانباز معسر با علامت سوال ...
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi