21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 101998
سه شنبه 27 تير 1402 , 13:47
سه شنبه 27 تير 1402 , 13:47


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

تویی که می شناسمت!
با وجود مشکلات شدید مالی، جسمی و روحی، همیشه پیگیر مراسم، یادواره شهدا و هر چیزی که خاطراتش را زنده کند می باشد...
فاش نیوز - با ۱۶ سال سن، بهترین دوشکاچی ادوات لشکر بود. هر جا کار گیر می کرد به داد گردان ها می رسید و گرهگشا در برابر پاتک های سنگین دشمن در والفجر۸، کربلای۵، مجنون و... بود.
...آنقدر درددل دارد که اگر در هفته یک روز را به گوش دادن به دردهایش اختصاص بدهی باز هم وقت کم می آید.
...پس از چند روز بستری بودنش در بیمارستان به علت مشکلات عدیده جسمی و روحی، امروز در محل کار او به دیدارش رفتیم. در مزرعه یکی از همرزمانش کار می کند و از مال و منال دنیا فقط زخم های جنگ دارایی اوست؛ که با همین زخم ها برای گذران امور خانواده مجبور به کار سنگین کشاورزی شده است.
...مدتی منتظر ماندیم تا از محل زمین کشاورزی و امور آبیاری در گرمای ۴۰درجه به کنار استخر کشاورزی و محل اسکان همیشگی خود آمد.
با اینکه آثار خستگی و بیماری در صورتش هویدا بود، به محض دیدن همرزمان و یاران سابق، گل از گلش شکفت و بهگرمی به استقبال ما آمد.
مثل همیشه با مسائل روز و دغدغه ها، مشکلات و...شروع به سخنگفتن کرد و کم کم طبق روال معمول وارد روزها و خاطرات دوران دفاع مقدس شد.
با وجود مشکلات شدید مالی، جسمی و روحی، همیشه پیگیر مراسم، یادواره شهدا و هر چیزی که خاطراتش را زنده کند می باشد...
از دردهایش هیچ نگفت؛ اما از مطالبات عدالت محور هم گفت؛ از اعتراض و مطالبه گری نسبت به واگذاری زمین های یک سازمان دولتی به نهادی دیگر و ... که آن را در یک گروه ایتا بازتاب داده بود و پیامکی که احضاریه بود و باید به دادگاه برود...
زمان خداحافظی در کنار خودرو حرفی زد که آتش به جان و روح و روان نه چندان مناسب من انداخت!
گفت: فلانی قبول داری؟
ما برای زندگی و دوران نوجوانی و جوانی خودمان تصمیم گرفتیم و این حق ما بود. اما آیا حق داشتیم عوارض این انتخاب را ناخواسته وارد خانواده خود کنیم؟
مشکلات شدید مالی، انواع بیماری و عوارض سال های جنگ، و از همه مهمتر، اعصاب و روان داغون که زندگی ما را مختل کرده است!
و ادامه داد: ترسم اینه زندگی و دنیا که هیچ، آخرتمان را نیز به همان دلایل فوق و مدیون بودن به همسر و فرزندان از دست داده و تباه کرده باشیم!
...حرفش حسابی فکرم را مشغول و ذهنم را درگیر کرد.
...شاید از آخرین خنده من در محیط خانواده سال ها گذشته است و آخرین مسافرت ما شش سال پیش به مشهد مقدس بوده است.
چون نه تنها حقوق ۸ میلیونی بازنشستگی، بلکه اعصاب و روان یک جانباز شیمیایی، حتی یک سفر دو سه روزه را از خانواده اش گرفته است.
الهی و ربی من لی غیرک...
|| فریدون نوروزی


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















