21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 105406
شنبه 20 آبان 1402 , 11:57
شنبه 20 آبان 1402 , 11:57


چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

خاطره نابی که شهید طهرانی مقدم برای زاکانی تعریف کرد
خاطره نابی که شهید طهرانی مقدم برای زاکانی تعریف کرد
حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود.

دوازدهمین سالگرد سردار شهید حاج حسن طهرانی مقدم پدر موشکی ایران با حضور سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، علیرضا زاکانی شهردار تهران، خانواده شهید و جمعی از دوستداران شهید طهرانی مقدم در جوار مزارش در گلزار شهدای بهشت زهرا برگزار شد.
شهردار تهران در میان صحبت های خود به ذکر خاطرهای از شهید حسن طهرانی مقدم پرداخت و گفت: آن سالها گاهی برای نماز صبح به مسجد شهرک دقایقی میرفتم. حاج حسن هم پای ثابت نماز صبح بود. خانه ما با او سه پلاک فاصله داشت و بعضی مواقع تا منزل قدم میزدیم و او نکاتی میگفت. یک روز که از شرایط کشور بسیار خسته بودم، پرسید: خیلی خستهای؟ سرم را تکان دادم. گفت: میخواهم خستگی تو را در بیاورم. و بعد شروع کرد خاطره ای تعریف کرد: رفته بودم روسیه موشک نقطه زن بگیرم، ژنرال روسی این خرید را لغو کرد. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون این تکنولوژی به عنوان ارزش اختصاصی در اختیار ما هست و به شما نمیدهیم. موشکی با برد 300 کیلومتر. هر چه اصرار کردم نداد. گفتم دلیل مخالفت شما چیست گفت از رویش میسازید. گفتم نه نمیسازم. گفت: چرا. گفتم پس می روم و خودمان میسازیم. او خندید.
وی افزود: حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود. این خاطره را گفتم چون بگویم توکل و توسل شهدا برای ما درس است. او می گفت باید من ذوالفقار علی را بسازم و دشمنان را از تعرض به ایران منع کنم.
شهردار تهران بیان داشت: دورهای من در مجلس بودم و فصل بودجه بود. شهید طهرانی مقدم به من گفت ما منابعی لازم داریم، حدود 20 میلیارد تومان. قرار شد من در مجلس پیگیری کنم. نهایت کار به اطرافیان آقا کشید. وقتی موضوع با فرزند مقام معظم رهبری مطرح شد گفت: آقای رئیس جمهور باید این موضوع را بدانند. چند وقت بعد به شهید طهرانی مقدم گفتم بیا عنوان را عوض کنیم و عنوان دیگری را مطرح کنیم برای این مبلغ. گفت نه. آن زمان رئیس جمهور کارهایی انجام داده بود که حاج حسن گفت: من دیگر اساساً از این رئیس جمهور چیزی نمی خواهم.
وی به ذکر خاطرهای دیگر از شهید طهرانی مقدم پرداخت و گفت: حاج حسن تعریف میکرد یکبار با آقا عزیز رفتیم خدمت مقام معظم رهبری. ایشان سوالاتی مطرح کرد که حس کردم چند کارشناس موشکی روسی مقابلمان نشستند و سوال تخصصی می پرسند.
شهردار تهران در میان صحبت های خود به ذکر خاطرهای از شهید حسن طهرانی مقدم پرداخت و گفت: آن سالها گاهی برای نماز صبح به مسجد شهرک دقایقی میرفتم. حاج حسن هم پای ثابت نماز صبح بود. خانه ما با او سه پلاک فاصله داشت و بعضی مواقع تا منزل قدم میزدیم و او نکاتی میگفت. یک روز که از شرایط کشور بسیار خسته بودم، پرسید: خیلی خستهای؟ سرم را تکان دادم. گفت: میخواهم خستگی تو را در بیاورم. و بعد شروع کرد خاطره ای تعریف کرد: رفته بودم روسیه موشک نقطه زن بگیرم، ژنرال روسی این خرید را لغو کرد. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون این تکنولوژی به عنوان ارزش اختصاصی در اختیار ما هست و به شما نمیدهیم. موشکی با برد 300 کیلومتر. هر چه اصرار کردم نداد. گفتم دلیل مخالفت شما چیست گفت از رویش میسازید. گفتم نه نمیسازم. گفت: چرا. گفتم پس می روم و خودمان میسازیم. او خندید.
زاکانی ادامه داد: شهید طهرانی مقدم گفت: برگشتم ایران و هر چه تلاش کردم نشد. متوسل شدم سه روز به ثامن الحجج و فکر میکردم. روز سوم جرقهای به ذهنم زد و فهمیدم عنایتی شد و طرحی به ذهنم رسید. برگشتم در دفترچه دخترم ذهنم را پیاده کردم و بالاخره موشک را ساختیم.

وی افزود: حاج حسن همه جوره از همه ما بزرگتر بود. همان شب حاج حسن آمد منزل ما و موشکی تحت عنوان فاتح 110 را نشانم داد که نسل اول موشکهای نقطه زن بود. این خاطره را گفتم چون بگویم توکل و توسل شهدا برای ما درس است. او می گفت باید من ذوالفقار علی را بسازم و دشمنان را از تعرض به ایران منع کنم.
شهردار تهران بیان داشت: دورهای من در مجلس بودم و فصل بودجه بود. شهید طهرانی مقدم به من گفت ما منابعی لازم داریم، حدود 20 میلیارد تومان. قرار شد من در مجلس پیگیری کنم. نهایت کار به اطرافیان آقا کشید. وقتی موضوع با فرزند مقام معظم رهبری مطرح شد گفت: آقای رئیس جمهور باید این موضوع را بدانند. چند وقت بعد به شهید طهرانی مقدم گفتم بیا عنوان را عوض کنیم و عنوان دیگری را مطرح کنیم برای این مبلغ. گفت نه. آن زمان رئیس جمهور کارهایی انجام داده بود که حاج حسن گفت: من دیگر اساساً از این رئیس جمهور چیزی نمی خواهم.
وی به ذکر خاطرهای دیگر از شهید طهرانی مقدم پرداخت و گفت: حاج حسن تعریف میکرد یکبار با آقا عزیز رفتیم خدمت مقام معظم رهبری. ایشان سوالاتی مطرح کرد که حس کردم چند کارشناس موشکی روسی مقابلمان نشستند و سوال تخصصی می پرسند.
منبع: جهان نیوز


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















