21 تير 1405 / ۲۶ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 107279
یکشنبه 17 دي 1402 , 17:30
یکشنبه 17 دي 1402 , 17:30


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده
گستاخی ترامپ، نقابِ ناتوانی راهبردی واشنگتن
علیرضا ضابطی سیستان
این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

در اندوه قتلگاه کرمان
مرگ "ما" و مرگ "آنها"..!
فاش نیوز - از نشانههای تفرقه و دوپاره شدن جوامع انسانی، و گسست و قطبی شدن آن و "زیست اردوگاهی" ساکنان یک سرزمین، و یا یک کشور این است که هر اردوگاه یا یک کشور نسبت به غم و درد و رنج و حتی به مرگ اردوگاه دیگر بیتفاوت میشود. و چنان مرز پررنگی بین انسان ها کشیده میشود که حتی مرگ هم به دو رخداد تبدیل میشود: مرگ "ما" و مرگ آنها...
تشکیل اردوگاه "ما" و "آنها"، و دیوارکشیهای منحط میان آدمیان، ارزشهای انسانی را فرو میریزد و حساسیت و دغدغهی انسانی را در برابر ستم و بیعدالتی و درد و رنج "دیگری" از میان میبرد. آن دیگری، "دیگری" است، من نیستم؛ پس بگذار هر چه غم و اندوه است بر سرش آوار شود. و داس مرگ هر چه میخواهد درو کند جانهایشان را، چه باک. زیرا که دیگری، من نیستم!
چهرههای بیتفاوت در برابر کشتار پیدرپی کودکان و زنان غزه و در اعتراضات مردمی و چهرههای بیتفاوت در مرگ انسانهایی که در یک لحظه در کرمان و در سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی اتفاق افتاد، چقدر دلآزار و چقدر سهمگین و نگرانکننده است.
چهرههای یخزده در هر دو سوی اردوگاه و چشمهای بسته از هر دو سو به درد و رنج "دیگری"، پدیده ایست هولناک که از سرنوشتی تاریک و بسیار بدعاقبت خبر میدهد. چنان که گویی به عصر "زیست قبیلگی" عقبگرد کردهایم.
یعنی هر قبیله، فقط اعضای خودش را میبیند و فقط اعضای خودش برایش مهم است. ساکن هر قبیله به خودش میگوید: هر که از قبیلهی من نیست پس سرنوشت او هم برای من مهم نیست.
اما در همان نظام قبیلگی کهن و در سنت دیرین پیشینیان، هنوز مرگِ دیگری محترم بود؛ و مانند یکی از افراد مشهور نبودند که با زبانی بیشرمانه و تحقرآمیز، و با وقاحت در برابر مرگ و شهادت دهها نفر در کرمان نوشته است: "رفتند شربت نذری بخورند، به انتقامی سخت دچار شدند"...
تشکیل اردوگاه "ما" و "آنها"، و دیوارکشیهای منحط میان آدمیان، ارزشهای انسانی را فرو میریزد و حساسیت و دغدغهی انسانی را در برابر ستم و بیعدالتی و درد و رنج "دیگری" از میان میبرد. آن دیگری، "دیگری" است، من نیستم؛ پس بگذار هر چه غم و اندوه است بر سرش آوار شود. و داس مرگ هر چه میخواهد درو کند جانهایشان را، چه باک. زیرا که دیگری، من نیستم!
چهرههای بیتفاوت در برابر کشتار پیدرپی کودکان و زنان غزه و در اعتراضات مردمی و چهرههای بیتفاوت در مرگ انسانهایی که در یک لحظه در کرمان و در سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی اتفاق افتاد، چقدر دلآزار و چقدر سهمگین و نگرانکننده است.
چهرههای یخزده در هر دو سوی اردوگاه و چشمهای بسته از هر دو سو به درد و رنج "دیگری"، پدیده ایست هولناک که از سرنوشتی تاریک و بسیار بدعاقبت خبر میدهد. چنان که گویی به عصر "زیست قبیلگی" عقبگرد کردهایم.
یعنی هر قبیله، فقط اعضای خودش را میبیند و فقط اعضای خودش برایش مهم است. ساکن هر قبیله به خودش میگوید: هر که از قبیلهی من نیست پس سرنوشت او هم برای من مهم نیست.
اما در همان نظام قبیلگی کهن و در سنت دیرین پیشینیان، هنوز مرگِ دیگری محترم بود؛ و مانند یکی از افراد مشهور نبودند که با زبانی بیشرمانه و تحقرآمیز، و با وقاحت در برابر مرگ و شهادت دهها نفر در کرمان نوشته است: "رفتند شربت نذری بخورند، به انتقامی سخت دچار شدند"...
متاسفانه عدهای از ما حتی در "زیست قبیلگی" دچار انحطاط شدهایم. پیش از این و در عهد اجدادمان، مرگ و مصیبت، افراد متفرق را دور هم جمع میکرد و فاصبلهها را کاهش میداد و اگر هم دشمن یکدیگر بودند، به مرگ "دیگری"، پوزخند نمیزدند و بلکه تلاش میکردند در غم دیگری شریک شوند و به کاهش آلام و اندوه ناشی از مرگ، میکوشیدند. اما امروزه از چنین سنت انسانی هم فاصله گرفتهایم.
دوپارگی ایدئولوژیک، انشقاق سیاسی و زیست قبیلگی، اخلاق و انسانیت را پیش پای تقسیم جهان و مرزها و حتی فاصلهی شهرها، به "ما" و "آنها" قربانی کرده است. و در جامعه دونیمهشده، غم و اندوه و مرگ نیز دوپاره میشود. در نتیجه، هر یک، سوگ و شادی خودشان را بدون حضور دیگری دارند. وضعیتی که در آن گویی ساکنان هر اردوگاه به طرف مقابل میگویند: نه سوگ تو برای من مهم است و نه شادی تو...
و این در حالی است که تجربهی مشترک غم و شادی، از جملهی عوامل بنیادین در پیوند و انسجام عمیق اجتماعی محسوب میشود.
اینک فاجعهی هولناک انفجار کرمان و از دست رفتن جان حدود صد نفر انسان بیگناه به دست تروریستهای جنایتکار پنهان و آشکار، پیش روی ماست. واقعهای اندوهگین که ملتی را ماتمزده کرده است. نفرین بر همهی آنانی که چنین، جان شریف آدمی را ارزان کردند.
تسلیت برای قتلعام کرمان.
|| علی زمانیان (تغییر و تلخیص:محمدرضا سابقی)
دوپارگی ایدئولوژیک، انشقاق سیاسی و زیست قبیلگی، اخلاق و انسانیت را پیش پای تقسیم جهان و مرزها و حتی فاصلهی شهرها، به "ما" و "آنها" قربانی کرده است. و در جامعه دونیمهشده، غم و اندوه و مرگ نیز دوپاره میشود. در نتیجه، هر یک، سوگ و شادی خودشان را بدون حضور دیگری دارند. وضعیتی که در آن گویی ساکنان هر اردوگاه به طرف مقابل میگویند: نه سوگ تو برای من مهم است و نه شادی تو...
و این در حالی است که تجربهی مشترک غم و شادی، از جملهی عوامل بنیادین در پیوند و انسجام عمیق اجتماعی محسوب میشود.
اینک فاجعهی هولناک انفجار کرمان و از دست رفتن جان حدود صد نفر انسان بیگناه به دست تروریستهای جنایتکار پنهان و آشکار، پیش روی ماست. واقعهای اندوهگین که ملتی را ماتمزده کرده است. نفرین بر همهی آنانی که چنین، جان شریف آدمی را ارزان کردند.
تسلیت برای قتلعام کرمان.
|| علی زمانیان (تغییر و تلخیص:محمدرضا سابقی)


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















